دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تقدیم دادخواست به انواع دادگاه

No image
تقدیم دادخواست به انواع دادگاه

دادخواست، دادگاه بدوي، دادگاه تجديدنظر

نویسنده : سيد محمد هاشم واعظ

دعوا به معنای توانایی قانونی مدعی حق تضییع یا انکار شده در مراجعه به مراجع صالح در جهت به قضاوت گذاردن ادعا و ترتیب آثار قانونی مربوط است. اقامه‌ی دعوا، در واقع، اعمال توانایی قانونی مزبور است و با «تقدیم دادخواست» به عمل می‌آید. دادگاه در صورتی می‌تواند به دعوای مدنی و یا جنبه مدنی امر کیفری رسیدگی کند که مدعی حق به مرجع صالح دادخواست تقدیم کند. در حقیقت بدون تقدیم دادخواست دعوا اقامه نمی‌شود و همچنین تاریخ تقدیم دادخواست به دفتر دادگاه، تاریخ اقامه دعوا محسوب می‌شود. این امر در رعایت مواعد مانند رعایت موعد تجدیدنظرخواهی اهمیت دارد.[1]

بر اساس ماده ۴۹ به بعد قانون آیین دادرسی مدنی دادخواست باید به صورت کتبی تقدیم دادگاه شود.[2]

ظاهرا تنها استثنای آن درخواست دستور موقت می‌باشد، که در بعضی مواقع باید به صورت دادخواست مطرح شود؛ و قانونگذار اجازه داده است تا به صورت شفاهی مطرح شود.[3]

دادخواست کتبی برای اینکه قابل پذیرش از طرف دفتر دادگاه باشد باید در برگ و فرم چاپی مخصوص نگاشته و تقدیم دادگاه شود و بنابراین دادگاه عالی قضات پذیرش و جریان دادن به عرض‌حال، در اوراق غیر رسمی را تخلف دانسته است.[4] همچنین دادخواست باید به زبان فارسی باشد و به امضای خواهان باشد و الا پذیرش و ثبت آن در دفتر دادگاه ممتنع است.[5]

دادگاه باید حضورا تقدیم محاکم شود. در قانون قدیم تقدیم دادخواست به صورت تلگرافی نیز پذیرفته شده بود ولی در قانون جدید مسکوت مانده است و پذیرش آن وجه قانونی ندارد.[6]

ارایه دادخواست بدوی

دادخواست در دادگاه بدوی (دعوای بدوی)، به مدیر دفتر کل دادگاه تقدیم می‌شود و مدیر دفتر کل دادگاه پس از وصول دادخواست باید فوری آنرا ثبت کرده، رسیدی مشتمل بر نام خواهان و خوانده، تاریخ تسلیم (روز، ماه، سال) با ذکر شماره ثبت به تقدیم کننده‌ی دادخواست می‌دهد و در برگ دادخواست تاریخ تقدیم را قید می‌کند. تاریخ رسید دادخواست به دفتر، تاریخ اقامه دعوا محسوب می‌شود.[7]

ارایه دادخواست تجدیدنظر

تجدید نظر خواه (نماینده‌ی قانونی، یا به مفهوم اعم قائم مقام او) باید دادخواست تجدید نظر را در مهلت مقرر، به دفتر دادگاه صادرکننده‌ی رای بدوی یا به دفتر شعبه‌ی نخست دادگاه تجدید نظر و یا عندالاقتضا،‌ به دفتر بازداشتگاهی که در آن جا توقیف است، تسلیم نماید. هر یک از مراجع مزبور باید بلافاصله پس از وصول دادخواست آن را ثبت و رسیدی مشتمل بر نام تجدیدنظر خواه و تجدیدنظر خوانده (چنانچه مشخص شده باشد) تاریخ تسلیم، شماره‌ی ثبت و شماره‌ی دادنامه به تقدیم کننده‌ی دادخواست تسلیم و در روی کلیه‌ی برگ‌های دادخواست تجدیدنظر همان تاریخ را قید نمایند. این تاریخ، تاریخ تجدیدنظر خواهی شمرده می‌شود.

در صورتی که دادخواست به دفتر شعبه‌ی نخست دادگاه تجدیدنظر و یا به دفتر بازداشتگاه تقدیم شده باشد، این مراجع باید دادخواست را به دادگاه بدوی صادرکننده‌ی حکم ارسال کنند.[8]

ارایه دادخواست واخوهی

واخواهی به تصریح ماده ۳۰۵ به موجب دادخواست به عمل می‌آید. در دادخواست واخواهی باید علاوه بر مشخصات خواهان و خوانده و بقیه مندجات الزامی دادخواست، حکم واخوانده و تاریخ ابلاغ آن نوشته شود. غیر از این موارد مقررات همان مقررات و شرایط دادخواست بدوی می‌باشد.[9]

ارایه دادخواست فرجام

فرجام‌خواهی نیز با تقدیم دادخواست به دادگاه صادرکننده‌ی رای فرجام‌خواسته (حسب مورد دادگاه بدوی یا دادگاه تجدیدنظر) به عمل می‌آید و چنانچه فرجام‌خواه در بازداشتگاه باشد دادخواست باید به دفتر بازداشتگاهی که در آن بازداشت است ارایه شود. در این صورت دفتر بازداشتگاه مزبور دادخواست را به دفتر دادگاه صادر کننده‌ی رای فرجام‌خواسته ارسال می‌کند. تمام شرایط و مقررات مربوط به تقدیم این دادخواست نیز شبیه به دادخواست تجدیدنظر یا دادخواست بدوی می‌باشد؛ و تنها تفاوت آن این است که در صورت مشخص نبودن مشخصات فرجام‌خواه در دادخواست، قرار رد دادخواست صادر می‌شود که این قرار بر خلاف قراری که از دادگاه بدوی در این خصوص صادر می‌شد قابل اعتراض برای افراد مقیم ایران تا بیست روز پس از الصاق آن به دیوار می‌باشد. این مدت برای افراد خارج از ایران به دو ماه می‌رسد.[10]

مقاله

نویسنده سيد محمد هاشم واعظ
جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - آیین دادرسی مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

رذایل اخلاقی

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS