دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تلاش برای بازیابی حکومت طاهریان

No image
تلاش برای بازیابی حکومت طاهریان

كلمات كليدي : تاريخ، طاهريان، خراسان، خجستاني، عمرو ليث، محمد بن طاهر، حسين بن طاهر

نویسنده : سيد احمد موسوي

در مدتی که حکومت خراسان رسما توسط خاندان طاهری اداره می‌شد، بومی بودن آن‌ها و همچنین نوع برخورد و مواجه با مردم سبب گشته بود که اهالی آن سامان همچنان خواهان ادامه حاکمیت آنان بر مناطق خود باشند از این رو تا چندین سال پس از سقوط طاهریان در سال 59(ه.ق) هر سردار و فرمانده‌ای که در نیشابور مرکز و پایتخت حکام طاهری به قدرت می‌رسید، ولایت خود را به حکومت طاهریان منسوب می‌‌کردند و خطبه به نام محمد بن طاهر بن عبدالله می‌خواندند و خود را نماینده وی در خراسان معرفی می‌نمودند. از جمله این فرماندهان می‌توان به احمد بن عبدالله خجستانی اشاره کرد که خطبه به نام حاکم طاهری خواند.[1] وی که زمانی در زمره یاران و نزدیکان محمد بن طاهر بود؛ اما ضمن خیانت به وی در جرگه یاران یعقوب لیث صفاری در آمد بود؛ ولی به یعقوب نیز وفادار نمانده و پس از بازگشت او به سیستان، یاران و اطرافیان خویش را گرد آورده و علم مخالفت با یعقوب را بر افراشت و موفق به تصرف نیشابور گشت.[2] از آن ‌جایی که اهالی نیشابور و خراسان هنوز دل در گرو محبت طاهریان داشتند، خود را نماینده طاهریان معرفی نمود و حتی برخی از رجال طاهری را نیز در کنار خویش به کار گمارد.[3]

چرا محمد بن طاهر بن عبدالله به خراسان نیامد؟

پس از آن که محمد بن طاهر موفق به فرار و آزادی از دست یعقوب شد، خلیفه بغداد وی را همچنان حاکم خراسان معرفی کرد؛ اما خود محمد به دلیل ضعف و سستی که در نبرد به یعقوب در نیشابور از خود نشان داده بود، دیگر هرگز جرات و شهامت بازگشت به خراسان را به خود نداده و هم‌چنان در بغداد به سر می‌برد. بعد از اعلام حمایت خجستانی از طاهریان محمد بن طاهر، برادرش حسین بن طاهر را تشویق به رفتن به خراسان کرد. حسین که با دست خالی و بدون هیچ ثروت و مردان جنگی به سمت نیشابور عازم گشته بود، توانست با کمک کوشاد بن شاه مردان به نیشابور وارد شود؛ ولی چون از هیچ نقطه‌ای کمکی به وی نشد، او نیز خراسان را ترک گفت.[4] البته این توقف حسین به طاهر را برخی تاریخ نویسان پنج سال ذکر کرده‌اند،[5] و ابن‌خلدون اشاره دارد که در زمان ورود حسین به طاهر به نیشابور این شهر در تصرف ابوطلحه منصور بن شرکب رقیب خجستانی بوده است و همو به نام حسین بن طاهر خطبه خوانده است.[6] این زمانی بوده است که حکومت نیشابور به شدت آسیب پذیر نموده و در اندک زمانی ولایت آن دست به دست می‌شده است. به همین روی خجستانی توانست نیشابور را از ابوطلحه باز پس گیرد و حسین بن طاهر نیز قبل از آن توسط ابوطلحه از شهر خارج گشته بود.[7]

اقدمات حسین بن طاهر

چنان که در برخی منابع آمده است، در همین بین گویا حسین بن طاهر با کمک بردار زاده خود، احمد بن طاهر که در خوارزم بوده، قصد تصرف بخارا را داشته است؛ ولی با شکست سختی مواجه می‌شود و بسیاری از یاران خویش را از دست می‌دهد. در کتاب تاریخ بخارا این قضیه چنین نقل شده است «حسین بن طاهر باز با دو هزار مرد به آموى آمده است، و قصد بخارا کرده، امیر اسماعیل لشکر جمع کرد آن چه توانست، و به حرب رفت. خبر دادند که حسین بن طاهر از جیحون بگذشت با دو هزار مرد خوارزمى. امیر اسماعیل بر نشست و بیرون آمد، و حرب سخت کردند، و حسین بن طاهر هزیمت شد، و از لشکر وى بعضى کشته شدند و بعضى به آب غرق شدند و هفتاد مرد اسیر شدند و این حرب نخستین امیر اسماعیل بود که کرد. چون بامداد شد امیر اسیران را بخواند، و هر مردى را یک جامه کرباس داد، و باز فرستاد. حسین بن طاهر به مرو رفت، و امیر اسماعیل به بخارا باز آمد.»[8]

حمایت خجستانی از طاهریان؛ واقعیت یا منفعت طلبی؟

خجستانی که ادعای حمایت و بازگرداندن حکومت به طاهریان را داشت در عمل اصلا به این شعار اهمیتی نمی‌داد و به گفته ابن خلدون این حرف وی دروغی بیش نبود.[9] بعد از محرز شدن دروغ خجستانی، احمد بن محمد بن طاهر که والی خوارزم بود، یکی از سرداران خود به نام العباس نوفلی را با پنج هزار مرد جنگی برای به دست گرفتن حکومت پدرش به نیشابور فرستاد. شدت اقدامات نوفلی به حدی بود و خشونت وی به اندازه ای بود که باعث شد مردم این شهر دوباره از خجستانی حمایت کنند و در نبرد به سود خجستانی به میدان وارد شوند و این باعث شکست لشکر احمد بن محمد به فرماندهی نوفلی گردید و وی در این نبرد کشته شد.[10]

حسین بن طاهر و امارت مرو

حسین بن طاهر که بعد از شکست خوردن از امیر اسماعیل والی بخارا، به مرو عقب نشسته بود توانست با خوشروئی و رفتار مناسب برای خود در آن دیار جایگاهی فراهم آورده و اموالی فراوانی جمع نماید و حتی مدتی به نام وی در آن‌جا خطبه خوانده شود.[11] خجستانی نیز که دیگر موقعیت خویش را در نیشابور کاملا مستحکم یافته بود نام طاهریان را از خطبه انداخت و تنها به نام خود و خلیفه خطبه خواند،[12] و همچنین سکه‌های طلا را به نام خود ضرب نمود.[13] البته وی عاقبت توسط عاملانش به قتل رسید و راه برای توسعه طلبی دیگر مدعیان هموار گردید.

رافع بن هرثمه، رقیب خجستانی

یکی دیگر از کسانی که در این منطقه صاحب دعوت و نفوذ بود، رافع بن هرثمه بود که از سرداران و نزدیکان محمد بن طاهر به شمار می‌رفت که با تصرف نیشابور به یعقوب پیوسته بود؛ ولی بعد از مدتی از وی جدا گشته و بع عنوان سپهسالار به خجستانی پیوست.[14] بعد از کشته شدن خجستانی لشکریان وی که خود را در خطر جدی ابوطلحه احساس می‌کردند که دوباره با شعار بازگشت طاهریان به نیشابور بازگشته بود،[15] رافع را به فرمادهی خویش برگزیدند. رافع نیز موفق به شکست ابوطلحه گشته و توانست نیشابور را به تصرف خود در آورد. وی نیز از حربه نام طاهریان جهت همراه کردن مردم استفاده نمود.[16] مردم نیز به سبب محبتی که از طاهریان در دل داشتند همیشه از کسانی که به نام طاهری حاکم می‌شدند، حمایت می‌کردند.[17]

تثبیت امارت محمد بن طاهر از سوی خلیفه

رافع ابن هرثمه که توانسته بود، خراسان را تحت نفوذ خود قرار دهد از محمد بن طاهر حمایت می‌کرد و همین باعث شده بود تا موفق، خلیفه عباسی که با عمرو لیث اختلاف داشت در میان حاجیان خراسان، عمرو را برکنار و محمد بن طاهر را حاکم قانونی و مورد تائید خود برای خراسان معرفی کند.[18] همان‌طور که گذشت محمد بن طاهر خود تمایلی برای عزیمت به خراسان نداشت و از سویی حضور برادرش حسین بن طاهر را نیز مثمر ثمر تشخیص نداده بود، رافع بن هرثمه را به نیابت از خویش برای ولایت خراسان برگزید،[19] و علاوه بر رافع، نیابت و حکومت نصر بن احمد را بر ماوراء‌النهر نیز تثبیت نمود.[20]

سامانیان، حامیان خاندان طاهری

سامانیان که در این زمان هنوز به هر دلیلی خود را وفادار به طاهریان می‌دانستند و حتی در پاره‌ای از اقدامات به سود طاهریان شرکت داشتند در جریان نبرد ابوطلحه که در مرو حکومت را به دست گرفته بود[21] و رافع بن هرثمه که نیابت محمد بن طاهر را یافته بود، شرکت کردند به طوری که امیر اسماعیل چهار هزار مرد جنگی را به فرماندهی یکی از سردارانش به نام علی بن حسین مرورودی برای کمک به رافع فرستاد.[22] در جریان همین درگیری بود که ابوطلحه شکست خورده و از مرو بیرون رفت.

رافع بن هرثمه و خیانت به طاهریان و فرمان جدید خلیفه

رافع بن هرثمه که توانسته بود قدرت خویش را به طور چشمگیری افزایش دهد به طوری که در یکی از حملاتش موفق به فتح خوارزم شده بود و غنایم زیادی به چنگ آورده بود، قدرت خویش را مستحکم می‌دانست و آن را از تدبیر نیکوی خویش به حساب می‌آورد به همین دلیل دیگر چندان علاقه‌ای به ذکر نام طاهریان در خطبه نشان نمی‌داد. همین لشکرکشی به خوارزم که در اختیار خود طاهریان بود نشان از پیمان شکنی رافع دارد. حتی کار به جایی کشید که به سبب تجاوز رافع به گرگان وی با خلیفه اختلاف پیدا نمود و این به معنای مخالفت با دستوارت خلیفه عباسی بود که در این زمان خلافت در اختیار معتضد عباسی قرار داشت وی که بنا داشت اوضاع آشفته سرزمین‌های اسلامی را سر و سامان دهد، دریافت که حضور رافع در خراسان به ضرر حکومت عباسیان است. یکی از کارهای دیگر رافع که دشمنی وی را با خلیفه نمایان نمود اتحادش با محمد بن زید علوی (دشمن خلیفه) بود.[23] همه این دلایل سبب شد تا خلیفه جدید (معتضد) ناچار شود حکم حکومت خراسان را برای عمرو لیث بفرستد و این به معنای خلع محمد بن طاهر و بالتبع او رافع بن هرثمه بود. در همین بین رافع در نیشابور به نام علویان خطبه خواند.[24] البته وی به دلیل ستم و ظلمی که در حق مردم روا می‌داشت و هم به دلیل رویگردانی از طاهریان دیگر در بین مردم منطقه اعتبار خویش را از دست داده بود.

عمرو لیث؛ جانشین آل طاهر در خراسان

به هر روی با ورود عمرو لیث به نیشابور، نیروهای تحت فرمان وی از عمرو شکست خورده و رافع نیز به خوارزم گریخت. خوارزمیان نیز به تلافی رفتار وحشیانه‌ای که وی در جریان لشکرکشی خوارزم از خود نشان داده بود، وی را کشتند و سرش را برای عمرو لیث فرستادند.[25] عمرو لیث نیز سر وی را به بغداد فرستاد. با کشته شدن رافع تمام نیروهای که به صورت ظاهری و یا در حقیقت به طرفداری از طاهریان حرکت می‌کردند از بین رفته و منهزم گشتند و وضعیت به صورتی درآمد که بازماندگان طاهری فقط وارث اموال شخصی پدران خود بودند. به این ترتیب طومار حکومت چندین ساله خاندان طاهری در خراسان به طور رسمی در هم پیچیده می‌شود.

مقاله

نویسنده سيد احمد موسوي
جایگاه در درختواره تاریخ ایران بعد از اسلام - دولتهای تابع حکومت اسلامی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
Powered by TayaCMS