دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تنفرازدستگاه ستمگر پهلوى

No image
تنفرازدستگاه ستمگر پهلوى

توجه به مسائل سیاسى

مرحوم میرزا محمد باقر زنجانى هوش سیاسى بالایى داشت. اطلاعات دقیق تاریخى ذکاوت خاصى به ایشان در مسائل سیاسى داده بود. استاد عمید زنجانى در این رابطه مى گوید:

«مرحوم آقا میرزا محمد باقر زنجانى اگرچه به حسب ظاهر جنبه سیاسى ایشان ظهورى نداشت اما داراى یک فکر سیاسى قوى بود. تاریخ مشروطیت را دقیقاً مى دانست. مقدار فراوانى از آن وقایع را تا حدودى که سنشان اقتضاء مى کرد از نزدیک دیده بود. سطح اطلاعات سیاسى ایشان فوق العاده بود...وى از یک آگاهى و بینش سیاسى ویژه اى در مورد ایران برخوردار بود.»[28]

ایشان از دستگاه ستمگر پهلوى، به شدت متنفر بود و مى فرمود: رضاشاه شانزده سال شاه بود ولى یک لحظه هم بر او عقد القلب (و محبتى) نداشتیم. باز مى فرمود:

«در زمان سلطنت رضاخان و برداشتن عمامه ها، میل کردم براى زیارت اقوام و خویشان سفرى به زنجان کنم. کنسول ایران در نجف زنجانى بود و خیلى نسبت به من اظهار ارادت مى نمود. روزى این مطلب را با او درمیان گذاردم. گفت: آقا میرزا اگر اجازه اجتهادى داشته باشید بنده رونوشت آن را ضمیمه پرونده مى کنم و گذرنامه با عمامه به شما مى دهم تا بتوانید به راحتى به ایران سفر کنید. من به مدرسه آمدم. اجازه اجتهاد میرزاى نائینى را برداشتم و به کنسولگرى رفتم. کنسول بلند شد و خیلى تواضع کرد و گفت: چند دقیقه اى به من مهلت دهید. این چند سطر را بنویسم و بعد خدمت شما هستم در چند دقیقه اى که او مشغول کارش بود، ناگهان در قلب من بارقه اى الهى افتاد که سزاوار نیست که من براى سفرى، اجازه و دستخط شریف رئیس اسلام والمسلین مثل میرزاى نائینى را به یک نفر رئیس ریش تراش یاور ظالم بدهم. چند دقیقه اى نشستم و سپس بلند شدم خداحافظى کردم و بیرون آمدم. هرچند اصرار کرد که بفرمایید کار شما را درست کنم، گفتم: چیزى به خاطرم رسید. اگر تصمیم قطعى گرفتم خدمتان مى آیم. بیرون آمدم و دیگر به آنجا بازنگشتم.»[29]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

رذایل اخلاقی

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS