دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تهجّد

No image
تهجّد

آیت الله آقا نورالدین اوصاف و خصایص والاى مکتبى را با تهجّد، مراقبت و کششى پى گیر، با جان خویش آمیخت. کسانى که شب هاى راز و نیازش را دیده بودند، مى گفتند:

از نیمه هاى شب تا فجر صادق پیوسته در حال گریه و زارى بود. شخصى به نام آقا سید محمود خوانسارى، از اهل منبر، طالب شد که او را ببیند چون صداى العفو العفو ایشان توى کوچه مى آمد و مردم از معابر حوالى خانه اش، این حالات را مى شنیدند این آقا خواست نماز شب خواندن آقا نورالدین را ببیند. یکى از شب هاى ماه مبارک رمضان بود و آن مرحوم عدّه اى از جمله آقا سید محمود خوانسارى را براى افطار دعوت کرد. وى مى گوید: وقتى افطار به پایان رسید و همه رفتند، من نشستم. آقا نورالدین دید من بلند نمى شوم، به خدمتکارش گفت: دو تا رختخواب بیاور. یک رختخواب خودش داشت، یکى را هم براى من آوردند. من نخوابیدم. مى خواستم سحر ایشان را ملاحظه کنم. سحر که فرا رسید، دیدم از جاى خویش برخاست و رفت بیرون، وضو گرفت و مشغول نماز شد. وقتى که به العفو رسید، مشاهده کردم چنان گریه بر او مستولى گردید که چندین دفعه گلوگیر شد. فکر مى کرد من خوابم.([46])

در اوقات فراغت، که اکثراً در باغ شخصى یا مزرعه کوچک متعلق به خود اوقات را سپرى مى نمود، یکى از اطرافیان خویش را ـ که سید باقر امینى یا آقا شیخ اسماعیل و یا احیاناً دیگران بود ـ به خواندن مثنوى یا دیوان شمس تبریزى و دیوان حافظ شیرازى وادار مى نمود. اشعار عارفانه این دو شاعر دل سوخته بزرگ ایران، سخت روح لطیفش را تحت تأثیر قرار مى داد و جانش را با عوالم بالا پیوند مى زد و چون در این حالت، خود را در محضر عرشیان و قدسیان مى دید، به شدّت مى گریست و اشک پیوسته بر محاسن شریفش مى ریخت مثل این که لذتى را بهتر از راز و نیاز با حضرت قاضى الحاجات در نیافته و مقام قرب و پیوستگى به مبدأ را بهترین حالات انسانى مى دانست و به اصطلاح خودش، این حالت نیز یک نوع تفریح معنوى و ملکوتى به شمار مى رفت.([47])

وى خیلى خوش حافظه و سریع الانتقال بود و در ایّام ماه مبارک رمضان که براى ارشاد مردم به منبر مى رفت، از اوّل تا آخر گفته هاى او همراه گریه بود. و در خاتمه، عبارات شیرین و دعاهاى خاضعانه خود را با جمله «الهى! ما اسیر شهوتیم، ما را امیر شهوت بفرما» تمام مى کرد و به شدّت مى گریست.([48])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
Powered by TayaCMS