دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حاکمیت

No image
حاکمیت

حاکمیت، فرمانفرمایی، اختیار وضع، اصلاح قوانین، قدرت قانونی

نویسنده : داريوش آشوري

حاکمیت sovereignty

حاکمیت یا فرمانفرمایی ، قدرت عالی دولت که قانونگذار و اجرا کننده‌ی قانون است و بالاتر از آن قدتی نیست. حوزه‌ی حاکمیت یا فرمانفرمایی یک دولت شامل آن قلمروی از کاربرد قدرت است که در آن ، بنا به حقوق بین الملل ، دولت خودمختار است و زیر نظارت قانونی دولتهای دیگر یا درگیر ببا حقوق بین الملل نیست.

حاکمیت شامل این مفاهیم است: ( الف ) اختیار وضع و اصلاح قوانین برحسب نظام قانونی کشور، ( ب) قدرت سیاسی و اخلاقی دولت، از آن جهت که« قدرت قانونی » در قلمرو خویش به شمار می‌آید؛ (پ) استقلال سیاسی و قضایی یک جامعه سیاسی.

در جمهوریها حاکمیت را معمولاً به مردم می‌دهند. اما در بعضی کشورها، مانند ژاپن آن را به فرمانفرما( امپراتور) نسبت می‌دهند. در مورد منشاء فرمانفرمایی یا حاکمیت تئوریهای گوناگون آورده‌اند . بعضی آن را حق فرادستان و سرامدان می‌دانند؛ بعضی دیگر آن را دارای ضمانت الاهی و گروهی ناشی از «قراداد اجتماعی » دانسته‌اند . جان میلتون شاعر و نویسندۀ انگلیسی و جان لاک فیلسوف انگلیسی درقرن هفدهم مردم را خاستگاه نهایی قدرت سیاسی دانستند، و انقلاب فرانسه این اصل را به کرسی نشاند. « اعلامیه‌ی استقلال » ایالات متحده امریکا نیز همین اصل را تأیید می‌کند و می‌گوید که « حکومتها قدرت عادلانه‌ی خود را از رضایت فرمانگزاران به دست می‌آورند.» اصل « حاکمیت مردم » امروزه در قسمت عمده‌ی جهان پذیرفته شده و قوانین اساسی کشورها از این اصل نام می‌برند که فرمانفرمایی (حاکمیت ) دولت برخاسته از خواست «مردم » یا «ملت» است. و بر این اساس رژیمها و دولتهای کنونی مشروعیت یا قانونیت حاکمیت خود را ناشی از قانون اساسی و رضایت مردم یا ملت یا رأی آنها می‌دانند و خود را نمایندۀ قدرت یا «ارادۀ» ملت می‌خوانند اما قانون اساسی اتحاد شوروی از منشاء حاکمیت برداشت دیگری دارد و آن را به « زحمتکشان شهر و روستاها» معرفی می‌کند « که شوراهای نمایندگان زحمتکشان نمایندگی آنان را دارند.»

حاکمیت بر دو نوع است: داخلی و خارجی. حاکمیت داخلی شامل همه‌ی اختیارهایی است که هر دولتی بر شهروندان خود یا بر خارجیان ساکن کشور و بر کشتیهای خود و دریاهای آزاد دارد. حاکمیت خارجی شامل حق داشتن روابط با دولتها دیگر یا بستن قرارداد یا اعلان جنگ است.

حاکمیت داخلی به حاکمیت سیاسی و حاکمیت قضایی تقسیم می‌شود. حاکمیت سیاسی قدرت نهایی و عالی است که در هر جامعه‌ی سیاسی وجود دارد.

حاکمیت قضایی قدرتی است که در نظارت قضایی نهفته است.

ممکن است دولتی حاکمیت داخلی داشته باشد، اما حاکمیت خارجی نداشته باشد و حق خود را در مورد اعلان جنگ یا روابط خارجی به دولت دیگر واگذارد. اینگونه دولتها تحت‌الحمایه به شمار می‌آیند.

البته اکنون حاکمیت هیچ دولتی مطلق نیست. زیرا برخی قوانین همگانپذیرفته‌ی بین المللی اصل حاکمیت ملی یا فرمانفرمایی ملی و اصل عدم دخالت دولتها در حوزه‌ی حاکمیت یکدیگر به عنوان یک اصل اخلاقی و سیاسی پذیرفته شده است.

« حاکمیت ملی » به معنای حق یا مدعای یک گروه ملی (یا ملت ) برای خودمختاری یا گزینش آزادانه‌ی دولت برای خود است.

این مسئله که در یک قلمرو حاکمیت، هنگامی که جنگ داخلی یا خارجی آن را به دو یا چند پاره کرده باشد، قدرت قانونی یا حقیقی کدام است، مسئله‌ای است مورد نزاع و شناسایی یک از دو طرف مدعی حاکمیت از سوی دولتهای دیگر معنادار است.

در مواردی دولتهای دیگر یک « دولت آزاد » را که در دوران جنگ در خارح از مرزهای کشور تشکیل شده، در مقام « دولت قانونق » و « نماینده‌ی مردم» به رسمیت شناخته‌اند، زیرا آن را نماینده‌ی حقیقی مردم کشور دانسته‌اند نه آن را که بالفعل در آن مرز و بوم فرمانفرمایی می‌کند.

مقاله

نویسنده داريوش آشوري

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS