دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حق شرط در معاهدات Reservation

No image
حق شرط در معاهدات Reservation

حق شرط، تحديد تعهد، حق تحفظ، حق رزرو، معاهده

نویسنده : شعبانعلی جباری

از جمله موضوعاتی که بر اجرای معاهدات تأثیر می‌گذارد، حق شرط می‌باشد؛ چرا که دولت‌ها در مواجهه با یک معاهده، یا به‌صورت مطلق آنرا می‌پذیرند یا اصلاً نمی‌پذیرند و یا اینکه به‌صورت مشروط می‌پذیرند که در این صورت حق شرط مطرح می‌شود. حق شرط عمل حقوقی یک‌ جانبه‌ای است که توسط یک دولت در موقع پذیرش معاهده‌ای اعلام می‌شود.

تعریف حق شرط:

بیانیه یا اعلامیه یک جانبه‌ای که از سوی کشور یا سازمان بین‌المللی به هنگام امضاء، تصویب، قبول، تصدیق یک معاهده و یا الحاق به آن صادر می‌شود و به وسیله آن، موضع کشور یا سازمان بین‌المللی صادر کنندۀ بیانیه یا اعلامیه در خصوص عدم شمول یا تغییر آثار حقوق برخی از مقررات عهدنامه در زمینۀ اجرای آن نسبت به خود، ابراز می‌گردد. برای مثال از حق شرط کشورمان در مورد پذیرش کنوانسیون حقوق کودک، نسبت به مقرراتی که مغایر با شرع باشد، می‌توان نام برد.

حق شرط زمانی ایجاد می‌شود که یک اعلامیه از سوی دولت شرط کند. و به صورت یک جانبه صادر شود سپس یک یا چند طرف دیگر معاهده آنرا بطور ضمنی یا صریح ب‌پذیرند. بنابراین اعلام حق شرط یک دولت یا سازمان بین‌المللی بدون پذیرش آن توسط اعضای دیگر معاهده فاقد آثار حقوق است.

شرایط پذیرش حق شرط:

1) کتبی باشد؛ این شرط در مورد انصراف از حق شرط یا مخالفت با آن نیز باید رعایت شود و اگر پس از گذشت 12 ماه از اعلام حق شرط، به‌ صورت کتبی اعتراض و مخالفت نشود، این عدم اعتراض بمنزله پذیرش ضمنی حق شرط می‌باشد (ماده 5 کنوانسیون وین)؛

2) معاهده حق شرط را ممنوع نکرده باشد؛

3) حق شرط با هدف و منظور معاهده مغایرت نداشته باشد.

زمان اعلام حق شرط:

1) هنگام امضاء: بهترین زمان برای اعمال حق شرط زمان امضای آن است چرا که مشکلات و موانع کمتری بر سر راه آن است و کشورهای دیگر نیز با ملاحظه این حق شرط آن معاهده را امضاء می‌کنند یا از پذیرش و امضای آن منصرف می‌شوند؛

2) هنگام تصویب: این زمان برای اعمال حق شرط، با مشکلاتی روبروست؛ چرا که دولت‌ها خواهان اجرای معاهده به‌صورتی که امضاء کرده‌اند می‌باشند و با اعلام حق شرط توسط یک عضو، مخالفت‌های زیادی ممکن است، به‌وجود آید؛

3) هنگام الحاق: الحاق عبارت است از پیوستن یک کشور به معاهده‌ای که در مذاکرات و تهیه آن حضور نداشته و خود را با این الحاق تابع مقررات آن عهدنامه می‌کند. در این زمان استفاده از حق شرط بسیار مشکل است چرا که دولت‌های تصویب کنندۀ عهدنامه آن، را قطعیت یافته می‌دانند.

حق شرط در انواع معاهدات:

در معاهدات دو جانبه معمولاً استفاده از حق شرط امکان ندارد؛ ولی در معاهدات چند جانبه و همه جانبه، مسأله حق شرط مطرح می‌شود چرا که هدف آن‌ها دست‌یابی به مقررات واحدی است و همۀ کشورها نمی‌توانند آنرا به صورت کلی بپذیرند.

آثار حقوقی حق شرط:

1) اثر حقوقی پذیرش حق شرط: قبول حق شرط یک دولت به وسیله دولت دیگر موجب می‌شود که آن دولت از زمان لازم‌الأجرا شدن معاهده، طرف معاهده محسوب شود؛

2) اثر حقوقی مخالفت با حق شرط: طبق بند 3 ماده 21 عهدنامه وین، اگر دولت با حق شرط مخالفت کرده باشد، تنها آن قسمت از حق شرط که توسط کشوری اعلام شده، بین این دولت‌ها اعمال نخواهد شد و سایر موارد معاهده در روابط میان آن ها اعمال خواهد؛

3) اثر حقوقی انصراف از حق شرط: طبق ماده 22 کنوانسیون وین: به‌جز در مواردی که معاهده، نحوۀ دیگری مقرر کند، حق شرط را می‌توان در هر زمان مسترد داشت و رضایت دولتی که آنرا پذیرفته شرط نمی‌باشد. البته حق شرط را، باید از «اعلامیه‌های تفسیری» که در آن دولت‌ها نحوۀ استنباط و برداشت خود را از برخی مواد معاهده اعلام می‌نمایند، تمیز داد. حق شرط در پذیرش یک معاهده مستلزم ذکر آن در خود معاهده نیست. بنابراین در صورت سکوت معاهده، طرفین معاهده آزادی بیشتری نسبت به اعمال حق شرط دارند.

در مورد تأسیس یک سازمان بین‌المللی، قائل شدن حق شرط یا رزرو و تحفظ نسبت به عضویت آن سازمان، از سوی هر متقاضی عضویت، منوط به تصویب رکن صلاحیت‌دار آن سازمان است.

مقاله

نویسنده شعبانعلی جباری
جایگاه در درختواره حقوق بین الملل عمومی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
Powered by TayaCMS