دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حکم دادگاه Judgment of court

No image
حکم دادگاه Judgment of court

كلمات كليدي : حكم، حكم دادگاه، آثار حكم، اقسام حكم، صدور حكم

نویسنده : داود بصارتي

حکم در لغت به معنای امر، فرمایش، داوری، قضا...آمده است.[1] در اصطلاح رأی و تصمیمی است که قاضی دادگاه درباره دعوای مطروحه برای فیصله دادن اختلاف، صادر می‌کند.[2]

معیار (تشخیص) حکم grounds of judgment

1. در امور ترافعی[3] صادر شده باشد.

2. از دادگاه صادر شده باشد.

3. قاطع دعوا باشد. یعنی با صدور آن، تکلیف دعوای مطروحه تعیین شود.

4. راجع به ماهیت دعوا باشد.[4]یعنی حکم صادره از دادگاه مربوط به موضوع دعوا باشد و الا اگر در مسائل مقدماتی مثل ارجاع امر به کارشناس رأی صادر کند، حکم نبوده بلکه قرار خواهد بود.[5]

انشاء (نگارش) حکم drafting of judgment

دادگاه پس از اعلام ختم دادرسی در صورت امکان در همان جلسه انشاء رأی نموده و به اصحاب دعوا اعلام می‌نماید در غیر این صورت، حداکثر ظرف یک هفته انشاء و اعلام رأی می‌کند.[6]

منظور از انشاء رأی این است که تصمیم دادرس یا دادرسان دادگاه بصورت نتیجه ای از ختم دادرسی در پرونده منعکس گردد.[7]

پاک نویس حکم (تنظیم دادنامه)

رأی دادگاه در برگهای چاپی مخصوص پاکنویس می‌شود و باید ظرف پنج روز از تاریخ صدور رأی تهیه شده و به امضای دادرس دادگاه و مدیر دفتر برسد این پاک نویس، عنوان دادنامه دارد.[8]

امضای حکم

رأی دادگاه به موجب ماده 296 ق.ا.د.م، پس از انشای لفظی باید نوشته شده و به امضای دادرس یا دادرسان برسد. همین طور پس از این که رأی دادگاه به صورت دادنامه در آمد باید به امضای دادرس یا دادرسان صادرکننده رأی برسد.[9]

ابلاغ حکم

حکم دادگاه پس از این که در برگ دادنامه پاک نویس شد و دادرس یا دادرسان آن را امضا نمودند، باید به اصحاب دعوا، وکلا و یا نمایندگان آنان ابلاغ شود. مدیر دفتر دادگاه باید فوری پس از امضای دادنامه رونوشت آن را به تعداد لازم تهیه و مطابقت آنها را با اصل، گواهی و حسب مورد به اصحاب دعوا، وکلا یا نمایندگان آنها چنانچه در دفتر دادگاه حضور داشته باشند، ابلاغ نماید در غیر این صورت ابلاغ دادنامه توسط مأمور ابلاغ انجام می‌شود.[10]

تصحیح حکم rectification

هر گاه در تنظیم و نوشتن رأی دادگاه سهو قلم رخ دهد مثل از قلم افتادن کلمه‌ای یا زیاد شدن آن و یا اشتباهی در محاسبه صورت گرفته باشد تا وقتی که از آن درخوا ست تجدید نظر نشده، دادگاه رأساً یا به درخواست ذی نفع، رأی را تصحیح می‌نماید. رأی تصحیحی به طرفین ابلاغ خواهد شد.[11]

در تصحیح حکم باید توجه داشت که تصحیح حکم جزء لاینفک حکم است بنابراین:

اولاً در صورت فسخ حکم در مراحل بالاتر، حکم اصلاح شده هم از اثر می‌افتد.

ثانیاً در صورتی که اصل حکم قابل پژوهش و فرجام باشد تصحیح حکم هم همین خاصیت را دارد.

ثالثاً هرگاه حکم قسمتهای متعددی داشته باشد و در بعضی از قسمتهای آن اشتباه رخ داده باشد تمام قسمتهای حکم برای اصلاح معطل نمی‌شود بلکه در آن قسمتهایی که اشتباه ندارد در صورت قطعیت قابل اجراست.

رابعاً هر کجا که اصل حکم ارائه می‌شود باید اصلاحیه آن بهمراه باشد و قانون، دادن رونوشت حکم را بدون انضمام اصلاحیه آن منع کرده است.[12]

آثار حکم[13]

قدرت اثباتی

حکم دادگاه سندی است که توسط مأمور رسمی (قاضی) در حدود صلاحیت او و با توجه به مقررات قانونی تنظیم می‌شود. بنابراین سند رسمی شمرده می‌شود. در نتیجه نه تنها تحت عنوان مزبور می‌تواند در دعاوی مورد استناد قرار گیرد بلکه اثبات خلاف آن جز با طرح و اثبات ادعای جعل امکان پذیر نمی باشد.

فراغ دادرس

قاضی با اعلام رأی، توان قضاوت خود را در دعوا از دست می‌دهد. در حقیقت قاضی پس ازصدور حکم، دیگر قاضی نیست به طوری که حتی با رضایت اصحاب دعوا، نمی تواند رأی خود را تغییر دهد.

اعتبار امر قضاوت شده res judicata

یکی از مهم ترین آثار حکم همین است. قاعده ی امر قضاوت شده، اقامه دوباره‌ی دعوا را پس از صدور حکم و قطعیت آن ممنوع می‌نماید. رسیدگی به دعوایی که در سابق اقامه گردیده و منتهی به صدور حکم شده اعم از این که حکم مزبور قابل تجدید نظر باشد یا نباشد، طرح دوباره ی دعوا را در مرحله نخستین، ممنوع می‌نماید.

قابلیت شکایت

حکم می‌تواند در معرض شکایت مناسب قرار گیرد. شکایت از آرا به پنج طریق مطرح می‌شود: واخواهی، تجدید نظر، فرجام، اعاده ی دادرسی و اعتراض شخص ثالث.

غیر قابل ابطال بودن

در هیچ صورتی نمی توان دعوایی در مرحله نخستین اقامه نمود که خواسته ی آن اعلام بطلان و ابطال رأیی باشد که همان دادگاه و یا دادگاه دیگر صادر نموده است. تنها طریقی که می‌توان اعلام بطلان و ابطال رأی دادگاه را درخواست نمود طرح شکایاتی است که در قانون نسبت به آن پیش بینی شده است که در بحث قابلیت شکایت گذشت.

اقسام حکم

حضوری و غیابی

از جهت وضعی که خوانده دعوا برای پاسخ به لوایح و شرکت در جلسات دادرسی پیدا می‌کند، احکام به حضوری و غیابی تقسیم می‌شوند. این تقسیم منحصرا مربوط به احکام بدوی است.[14] م 303 ق.ا.د.م مقرر می‌دارد: حکم دادگاه حضوری است مگر این که خوانده یا وکیل یا قائم مقام یا نماینده قانونی وی در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشده و به طور کتبی نیز دفاع ننموده باشد و یا اخطاریه، ابلاغ واقعی نشده باشد.

قطعی و غیر قطعی

احکام از جهت قابلیت اجرا به احکام قطعی و غیر قطعی تقسیم می‌شوند. حکم وقتی قطعی است که رسیدگی ماهوی بعدی نداشته باشد و قابل اجرا باشد. حکم غیر قطعی حکمی است که از مرحله نخستین صادر شده و قابل واخواهی و یا پژوهش و یا هر دو باشد.

نهایی و غیر نهایی

احکام از جهت این که مرحله فرجام را طی کرده باشد یا قابل فرجام باشند به احکام نهایی و غیر نهایی تقسیم می‌شوند. حکم نهایی حکمی است که دیگر قابل اعتراض از طریق شکایت ماهوی و شکلی نباشد بنابراین احکامی که در دیوان کشور ابرام شوند احکام نهایی هستند همچنین احکامی که مهلت پژوهش و فرجام آنها گذشته باشد، نهایی محسوب می‌شوند.

ترافعی و حسبی

منظور از احکام ترافعی احکامی است که در موارد اختلاف و مرافعه صادر می‌گردد و دادگاه سمت حکومت را در پرونده مطروحه دارد و نتیجه آن ذی حق شناختن خواهان و صدور حکم به نفع او و یا برعکس محق دانستن خوانده و بطلان دعوی خواهان می‌باشد و مقصود از احکام حسبی احکامی است که در امور حسبیه (اموری که رسیدگی به آن متوقف بر وقوع اختلاف و منازعه بین اشخاص و اقامه دعوی از طرف آنها می‌باشد) صادر شود. دادگاه در امور حسبی سمت شهادت یا نظارت و ولایت دارد.[15]

کشفی و تأسیسی

حکم کشفی، حکمی است که حقی را که قبلاً وجود داشته است، اعلام دارد. به عبارت دیگر حکم کشفی، کشف از وضعیت حقوقی سابق می‌نماید و وضعیت حقوقی جدیدی را ایجاد نمی کند. مثلا حکمی که طبق آن خوانده به پرداخت دینی محکوم می‌شود، این حکم صادره، وضعیت حقوقی جدیدی را ایجاد نمی کند بلکه دینی را که در گذشته بوده است، احراز و اعلام می‌دارد.

حکم تأسیسی، حکمی است که انشاء حقی را از تاریخ صدور حکم، بیان می‌نماید. این دسته از احکام، وضعیت حقوقی جدیدی ایجاد می‌کند به همین جهت به آنها احکام موجد حق می‌گویند. حکم طلاق، ورشکستگی...از مصادیق حکم تأسیسی است.[16]

مقاله

نویسنده داود بصارتي
جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - حقوق مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
Powered by TayaCMS