دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خلقت بهشت و جهنم

No image
خلقت بهشت و جهنم

كلمات كليدي : خلقت بهشت و جهنم، بهشت، جهنم

نویسنده : محسن فتاحي اردكاني

یکی از مسایل دیرینه در میان متکلمان اسلامی که همواره مورد بحث و گفتگو بوده است بحث خلقت بهشت و جهنم است و این که آیا این دو هم اکنون خلق شده‌اند و وجود دارند و یا این که خداوند بعداً این دو را خلق می‌کند و نیکوکاران را به بهشت و بدکاران را به جهنم می‌فرستد.

در این زمینه علامه حلّی در کشف المراد احتمال خلقت عالم دیگر غیر از این عالم را به دلیل عقلی و نقلی ممکن دانسته است؛ زیرا عقلاً وقتی این عالم که ممکن الوجود است به وجود آمده، عالم دیگر نیز که ممکن الوجود است امکان به وجود آمدن آن به دلیل قاعده عقلی «حکم الامثال فی مایجوز و مالا یجوز واحد» هست. این دو عالم دارای قید امکان هستند بنابراین اگر یکی از این دو عالم که دنیا است به وجود آمدنش ممکن بود، دیگری که عالم آخرت و دارای قید امکان هست، ممکن است به وجود بیاید. علاوه بر این که خداوند نیز در قرآن می‌فرماید: [1]

«أَوَ لَیسَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ یخْلُقَ مِثْلَهُم بَلَى وَ هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِیمُ» (یس/81)

«آیا کسى که آسمانها و زمین را آفرید قدرت ندارد همانند آنها (انسانهاىخاک شده) را بیافریند؟ آرى (مى‌تواند) و او آفریدگار دانا است!»

البته در میان فرق اسلامی دو قول در مورد خلقت بهشت و جهنم وجود دارد؛ یکی قول معتزله و خوارج است که قائل شده‌اند بهشت و جهنم الآن وجود خارجی ندارند بلکه بهشت و دوزخ بعد از آن که قیامت بر پا می‌شود خلق می‌شوند و دیگری قول اکثر علمای اسلام خصوصاً امامیه و شیعه است که قائل هستند به این که همین حالا بهشت و جهنم خلق شده‌اند و وجود خارجی دارند.[2] از برخی آیات قرآن نیز استفاده می‌شود که بهشت و جهنم همین حالا خلق شده‌اند و وجود خارجی دارند نه این که بعد از بر پا شدن قیامت خلق خواهند شد:

آیاتی که در آن از آماده شدن بهشت برای نیکوکاران و بدکاران خبر می‌دهد مفاد این آیات این است که این دو آماده شده‌اند نه این که بعداً آماده می‌شوند و همین خود می‌تواند گواه بر وجود کنونی آن دو باشد. خداوند در قرآن در مورد بهشت می‌فرماید:

«وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّکُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ» (آل عمران/133)

«بشتابید به سوی مغفرت پروردگار خود و به سوی بهشتی که پهنای آن همه آسمان‌ها و زمین را فرا گرفته و مهیا برای پرهیزگاران است.»

خداوند در مورد آتش دوزخ نیز می‌فرماید:

«وَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِی أُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ» (آل عمران/131)

«بپرهیزید از آتشی که برای کافران آماده شده است.»[3]

و در برخی از آیات کلمه «اعدّ» به کار رفته یعنی آماده نموده است؛ خداوند در قرآن می‌فرماید:

«وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا» (توبه/100)

«و خداوند برای آنان بهشتی که از زیر درختانش نهرها جاری است آماده نموده که تا ابد در آن متنعم باشند.»

«وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِینًا» (احزاب/57)

«برای آنان خداوند عذابی خوارکننده آماده کرده است.»

مفاد این آیات که کلمه اعداد در آنها به کار رفته حاکی از آماده بودن بهشت و جهنم است و اگر در زمان نزول وحی وجود نداشت به کار بردن آن نیاز به تأویل دارد و تا دلیلی برای تأویل بردن آیه وجود نداشته باشد باید ظاهر آیه را اخذ کرد.[4]

«وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى عِندَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى» (نجم/13-15)

«پیامبر یک بار دیگر هم جبرائیل را مشاهده کرد در نزد سدرة المنتهی که جنة الماوی در آنجاست.»

جنة الماوی همان بهشت است، مفاد آیه این است که پیامبر اکرم جبرائیل را در یک نزول در کنار سدرة المنتهی که در کنار آن بهشت قرار دارد مشاهده کرده است. از آیه به روشنی استفاده می‌شود که الان بهشت وجود خارجی دارد زیرا اگر بهشت خلق نشده بود، نشانه دادن بهشت خارج از فصاحت و بلاغت بود.[5]

«کَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیقِینِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَینَ الْیقِینِ» (تکاثر/5-7)

«چنین نیست، اگر شما علم یقین داشتید قطعاً شما جهنم را خواهید دید و سپس به چشم یقین می‌بینید.»

آیه گواه است بر این که صاحبان علم‌الیقین در همین دنیا دوزخ را مشاهده می‌کنند، پس اگر دوزخ هم اکنون خلق نشده بود و آفریده نشده بود دیدنی نبود، پس معلوم می‌شود که جهنم همین الان هست لکن ما نمی‌توانیم آن را ببینیم.

«فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ» (بقره/24)

«بپرهیزید از آتشی که هیزمش مردم بدکار و سنگ‌های خار است که برای کافران مهیا شده است.»

مفاد آیه از آماده بودن آتش است در اینجا تعبیر اعدت شده نه تُعَدُّ یا تُخلَقُ و واژه اعدّت چنان که در برخی از کتاب‌های کلامی نیز به آن اشاره شد نشانه مخلوق بودن بالفعل بهشت و دوزخ است.[6]

«و بُرزِتِ الحجیم لمن یری» (نازعات/36)

«و دوزخ برای بینندگان آشکار شود.»

یعنی این که آن روز جهنم را نشان می‌دهند؛ و این دلیل بر این است که الان جهنم مستتر و پنهان است نه اینکه معدوم باشد.

«وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِینَ» (شعراء/90)

«و بهشت به متقیان نزدیک شود.»

یعنی اینکه بهشت را نزدیک اهل تقوی می‌آورند. زلفا به معنی قرب است أزلاف نزدیک کردن و نزدیک آوردن است پس معلوم می‌شود که بهشت همین حالا است ولی ما از آن دور هستیم و نمی‌توانیم آن را مشاهده کنیم.

«وَ جِیءَ یوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ یوْمَئِذٍ یتَذَکَّرُ الْإِنسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّکْرَى» (فجر/23)

«جهنم آورده شود و همان روز انسان یادآور شود و کجاست برای او یادآوری»

مفاد آیه این است که هم اکنون جهنم هست؛ زیرا جهنم در آن روز آورده می‌شود نه اینکه خلق می‌شود.[7]

علاوه بر آیات ذکر شده برخی روایات نیز دلالت دارد بر اینکه بهشت و جهنم هم اکنون خلق شده‌اند نه اینکه بعداً در روز قیامت خلق می‌شوند و منکران آن به شدت مورد نکوهش قرار گرفته‌اند؛ به عنوان نمونه روایت ذیل را که مردی از امام رضا(ع) در مورد خلقت بهشت و دوزخ سؤال می‌کند ذکر می‌کنیم:

عن الهروی قال قلت للرضا (ع) یابن رسول الله أخبرنی مِن الجّنه والنّار أهما الیوم مَخلوقتان؟ نقال نعم وان رسول الله قد دخل الجّنه و رأی النّار لمّا عرج به الی السّماء قال فقلتُ له فانّ قوماً یقولونَ انّهما الیوم مقدرتان غَیر مخلوقَتَین فقال، ما اولئک منّا ولا نحن منهم مَن انکر خَلقَ الجنّه والنّار نقد کذب النّبی وکذّبنا ولیس مِن ولاتینا علی شیء...[8]

مردی می‌گوید: از امام رضا (ع) پرسیدم ای فرزند رسول خدا به من خبر بده از بهشت و جهنم آیا الان این دو خلق شده‌اند. امام رضا(ع) فرمود: بله همانا رسول خدا زمانی که به معراج رفته بود داخل بهشت شد و جهنم را مشاهده کرد. سپس مرد می‌گوید: به امام عرض کردم برخی از مردم قائل هستند که بهشت و جهنم مقّرر می‌باشند و هنوز خلق نشده‌اند. امام در جواب فرمودند: آنها از ما نیستند و ما از آنها نیستیم کسی که خلقت بهشت و جهنم را انکار کند به پیامبر نسبت دروغ داده و ما را تکذیب کرده است و بر ولایت ما نیست...

دلایل منکران

منکران خلقت بهشت و دوزخ با دلیل نقلی و عقلی بر مدّعای خود استدلال نموده‌اند:

1. دلیل نقلی

این استدلال مبنی بر دو مطلب است:

الف: آیات قرآنی حاکی از آن است که بهشت جایگاه دائمی و همیشگی است آنجا که بهشت را به «جنّة ‌الخلد» (فرقان/15) و دوزخ را به «دار الخلد» (فصلت/28) توصیف می‌کند و در برخی از آیات نعمت‌های بهشتی را دایمی توصیف می‌کند؛ بنابراین بهشت و دوزخ از لحظه آفرینش باید به صورت یک بنای جاویدان و مستمر باقی بماند و دستخوش نابودی و ویرانی نگردد.

ب: آیه قرآن حاکی از این است که قبل از برپایی رستاخیز (نفخ صور نخست) همه چیز جز ذات خداوند نابود می‌شود.

اکنون با توجه به این دو مطلب باید گفت بهشت و دوزخ آفریده نشده‌اند زیرا بر فرض آفرینش باید روز برپایی قیامت نابود گردند در حالی که نابودی آنها با جاودانگی آن دو که آیات نخست از آن حکایت می‌کرد منافات دارد.

2. دلیل عقلی منکران

از میان دلایل عقلی منکران، مسأله عبث و بیهوده بودن آفرینش بهشت و دوزخ قابل ملاحظه است. هدف از آفرینش بهشت و دوزخ این است که نیکوکاران و گنهکاران در آنجا به سزای اعمال خود برسند و این کار پس از برپایی قیامت انجام می‌گیرد بنابراین آفرینش آنها قبل از قیامت بیهوده خواهد بود.

در جواب این نوع استدلال باید این جمله را گفت که مستدل به عقل و خرد بیش از حدّ بها و ارزش داده و عدم درک مصلحت را به جای نبود آن فرض کرده است. هرگز برای ما همه جوانب مسأله روشن نیست و شاید در آفرینش بهشت و جهنم مصلحت باشد که از درک ما بیرون است. گذشته از این آماده کردن یک چنین مکان نعمت و یا نقمت در روح انسان مطیع تأثیر شگرفی می‌گذارد و او را به اطاعت و پیروی از تعالیم الهی بیشتر سوق می‌دهد و به یک معنی در لطف الهی نسبت به بندگان تأثیر به سزایی دارد[9]

مقاله

نویسنده محسن فتاحي اردكاني

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
Powered by TayaCMS