دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خودگروی ‌در نظام اخلاقی اسلام

در مطلب قبل بیان شد که خودگرای اخلاقی ، غایت انگار است ؛ یعنی همواره در پی به دست آوردن بیش ترین خیر، سود و مصلحت است و در اعمال خود، پیوسته به نتایج نظر دارد.
خودگروی ‌در نظام اخلاقی اسلام
خودگروی ‌در نظام اخلاقی اسلام
نویسنده: حسین راضی

در مطلب قبل بیان شد که خودگرای اخلاقی ، غایت انگار است ؛ یعنی همواره در پی به دست آوردن بیش ترین خیر، سود و مصلحت است و در اعمال خود، پیوسته به نتایج نظر دارد. علاوه بر این، آنچه برای او مهم است، خیر و صلاح خودش است نه دیگران. خودگروی اخلاقی عموماً خودگروی روان شناختی را مسلّم می‌گیرد؛ یعنی هر کس پیوسته در پی بیشترین خیر خویش است، خواه آن را لذت بداند یا اموری چون سعادت ، معرفت ، قدرت و یا تحقق کمالات نفس. در نوشتار قبل به بررسی و نقد خودگروی پرداختیم. اینک ادامه بحث:‌

‌4. در نظام اخلاقی اسلام خودگروی ، به یک معنا و در یک مرحله، مورد تایید است؛ هر چند هدف نهایی نیست. توضیح اینکه در بسیاری از متون دینی ، برای دعوت به فعل اخلاقی، از عنصر وعده و وعید، که بازگشت آن به جلب سود برای خود و دفع زیان از خود است، تکیه شده است؛ و این با خودگروی اخلاقی سازگار است؛ یعنی به انسان گفته می‌شود برای آنکه به سعادت برسی، از نعمت های جاودان ِ بهشت بهره مند شوی و از عذاب دوزخ رهایی یابی ، عمل صالح انجام ده . این همان خودگروی است ؛ اما باید توجه داشت که مخاطب چنین سخنانی گروه متوسط آدمیانند و برای بلند همتان و اولیای الهی توجه به خدا جای توجه به خود را می‌گیرد. در این مرحله کسانی که کارهای نیک را تنها به خاطر عشق به خدا انجام می‌دهند، بر کسانی که از ترس دوزخ یا به شوق بهشت چنین می‌کنند، برتری دارند. ‌

امیرمومنان(ع) می‌فرماید: مردمی خدا را به امید بخشش پرستیدند، این پرستش بازرگانان است؛ و گروهی او را از روی ترس عبادت کردند و این عبادت بردگان است و گروهی وی را برای سپاس پرستیدند و این پرستش آزادگان است.

5. در یک نگاه عمیق دینی ـ عرفانی، توجه به خود و تلاش برای به دست آوردن خیر و صلاح خود گناهی نابخشودنی است و ازمراتب شرک به شمار می‌رود. عارف وارسته نباید هیچ چیز، حتی اطاعت و بندگی خدا را، وسیله رسیدن به لذات خود، هر چند لذت های معنوی، قرار دهد. به گفته بوعلی سینا: عارف، حق [خدا] را می‌خواهد نه برای چیزی غیر حق و هیچ چیز را بر معرفت حق ترجیح نمی دهد؛ عبادت او تنها به خاطر این است که خداوند شایسته عبادت است و عبادت ذاتاً رابطه ای شریف به شمار می‌آید، نه به خاطر اشتیاق به چیزی یا ترس از چیزی.

منبع: اخلاق هنجاری، تالیف: علی شیروانی، انتشارات کانون اندیشه جوان، 1384(با اندکی تلخیص)

مقاله

نویسنده حسین راضی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
Powered by TayaCMS