دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خورشید عفاف و پاکدامنی

در سال پنجم بعثت یا به عبارتی سال هجرت مسلمانان به حبشه، چشم به جهان گشود و کلبه کوچک پیامبر(ص) و خدیجه(س) را با چهره نحیف و دلنشین، نورانی کرد.
No image
خورشید عفاف و پاکدامنی
نویسنده: قاسم آخته

به مناسبت شهادت حضرت زهرا (س)

در سال پنجم بعثت یا به عبارتی سال هجرت مسلمانان به حبشه، چشم به جهان گشود و کلبه کوچک پیامبر(ص) و خدیجه(س) را با چهره نحیف و دلنشین، نورانی کرد. روزگار و انسان ها آنقدر به او ستم کردند که عمری کوتاه داشت و تنها 18 بهار از آن سپری شد.

بانوی 2 عالم را با نام هایی چون «ام ابیها»، «صدیقه»، «طاهره»، «پاره تن پیامبر»، «شهیده»، «سرور زنان جهان»، «مرضیه»، «راضیه»، «مائده» و... می‌شناسیم. در شب اسراء و معراج، برای نطفه بستن او، خداوند میوه ای از بهشت را برای پیامبر فرستاد. بنابراین بوی بهشت و عطر دل انگیز گل یاس ازایشان استشمام می‌شد و او تجسم عینی بهشت بود.

طلوع نور در تاریکی

پیام آور پاکدامنی، حجاب و عفاف، الگوی درست زیستن برای زنان ارزشمندترین زینت ها را برای جامعه بشری در هر زمان و مکان به یادگار نهاد. الگویی جاودانه که هرگز رنگ کهنگی به خود نمی گیرد و برای همه نسل ها ارزشمند است.

زهرا(س) به همگان آموخت که اگر چه او از جنس زن است، اما در مبارزه و زن بودن به معنای واقعی کلمه می‌توان کامیاب بود. در جامعه ای زیست که نسل زن فاقد شان و منزلت اجتماعی بود. در جامعه ای که تحجر و عصبیت جاهلی اعراب، به نوعی دوران تاریک جاهلیت را در اذهان زنده می‌کرد.

این مساله را می‌توان از آزار و زجرهایی که اطرافیانش و مردم مدینه بویژه پس از درگذشت پیامبر(ص) به او رساندند، دریافت. همان اعراب به اصطلاح مسلمانی که هنوز جسد گرم پیامبر در بستر بود در جستجوی قدرت و دنیا طلبی، به آرمان های پیامبرشان پشت پا زدند و بلافاصله «فدک» حق مسلم دخترش را غاصبانه از او گرفتند.

بدون شک این اقدامات آگاهانه با هدف خاموش کردن نور جاودانه ای بود که از پیامبر در وجود زهرا(س) دمیده شده بود و از وجود پاک او شعاع تاریخ را روشن ساخت. لیکن هیچ کس نتوانست این نور روشنگر را خاموش سازد. البته در این گفتار کوتاه مجال ریشه یابی رخدادهایی که چنین سرنوشت اندوهناکی را برای فاطمه(س) رقم زد، نیست.

رنج گل

سخن گفتن از رنج ها و غم هایی که دل عزیز دردانه پیامبر را آزار داد، آنقدر سخت است که دل سنگ و سنگین ترین بغض ها را می‌ترکاند. شکواییه حضرت زهرا در خطبه فدکیه اش، حکایت از عمق این درد و رنج دارد. از سوی دیگر این ناله محزون، با ژرف نگری حکایت از آشکار شدن نخستین رگه های تحریف اسلام به هدف ریشه کنی نهال نوپای آیین مبین پیامبر را دارد. در واقع این استراتژی شوم را خاندان بنی امیه و بعدها بنی عباس، علیه موجودیت اسلام پایه ریزی کردند.

بنابراین نقش هایی که حضرت ایفا کرد در تداوم حیات مکتب پدرش، بسیار مهم و درخور توجه است. وی این مقاصد شوم و پلید را به موقع درک کرد و در برابر آن ایستادگی نمود. در این مبارزه آن قوم ستمگر و نادان و ناانسان پهلویش را ناجوانمردانه شکستند، به صورتش که ملائک آسمان بر آن سجده می‌کردند، سیلی زدند و خانه اش را که در آن برترین انسان های خلقت پرورش یافته بودند، به آتش کشیدند. بنابراین نقش حضرت زهرا در تداوم حیات اسلام، همان نقشی بود که بعدها فرزندش امام حسین(ع) و پس از او دخترش، زینب کبری(س) در واقعه کربلاایفا کردند. نقشی که موجودیت آیین ناب پیامبر را برای همیشه از گزند و انحراف و آسیب ها و بدعت ها بیمه کرد. بحث این است که: پرچمدار این مبارزه، زنی تنها در جامعه‌ای سرشار از نفاق و تزویر که شوهر دلیرش را خانه نشین کرده بودند، پای در این راه نهاده است.

در شرایطی که دشمنان اهل بیت شرایط را برای عقیم گذاردن چراغ روشنگر اسلام مناسب می‌دیدند. اگر هدف دشمنان اهل بیت نابودی آیین نوپای اسلام بود، می‌بایست 5 تن از سلاله پیامبر را از سر راه بردارند.

با درگذشت پیامبر و شهادت زودهنگام دخت نازنینش در کمتر از 75 روز پس از فوت او و سپس علی(ع) و امام حسن و امام حسین گمان می‌رفت توطئه گران به اهداف خود رسیده باشند، اما واقعیت این است که شهادت حضرت زهرا و علی(ع) و امام حسن و امام حسین اسلام را جاودانه ساخت.

مقاله

نویسنده قاسم آخته

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
Powered by TayaCMS