دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

در عرصه وعظ و ارشاد

No image
در عرصه وعظ و ارشاد در عرصه وعظ و ارشاد

نام این ستاره درخشان عالم تشیع همه جا با عنوان «واعظ شیعى» شناخته شده است به طورى که کتاب گران سنگش «ارشاد القلوب» در موضوع «وعظ» شاهکارى است جاویدان که گذشت زمان به هیچ وجه نتوانسته گرد کهنگى بر آن بنشاند و از جهت احادیث ناب و غریب اش، زبانزد همه محدّثین بعد از او مى باشد.

«وعظ» و «اندرز» نزد دیلمى از موضوعیت و اهمیّت ویژه اى برخوردار است. در کتاب ارشاد القلوب آن چه همه جا به چشم مى خورد، وعظ است. وى در مقدمه، مواعظ قرآنى را مى آورد و بلافاصله در باب اوّل، ثواب موعظه را مطرح کرده و در آخر باب مى فرماید:

«اى برادر! طول بده سکوت را، و خاموشى را شعار خود نما و فکر تو بسیار باشد براى آخرت و پیوسته به مواعظ عمل کُن و خنده را کم گردان پشیمان باش بر گناهانت تا نزد خداوند آبرومند و پسندیده باشى.»([11])

دیلمى در باب پانزدهم مى فرماید: «که قلبى نورانى دارد و بر اثر همین قلب نورانى است که خدا به او توفیق داده که خود قبل از هر کسى به مواعظ خدا و اولیاء الهى عمل کند.» از این رو اغراق نیست که او را واعظى متعّظ و زاهدى ناسک بدانیم.

و اگر بخواهیم حقّ مطلب را در مورد این سالکِ عارف ادا کرده باشیم، در یک کلام باید بگویم: او شیعه على ابن ابى طالب(علیه السلام) است و درس زهد و تقوا را در مکتب آن حضرت آموخته است. و از این جهت اسلوب کتابش بى شباهت با نهج البلاغه نیست چنانچه یاد خدا، قیامت و مرگ و آمادگى براى آن و دورى از دنیاگرایى، در سطر سطر نهج البلاغه موج مى زند در ارشاد القلوب دیلمى نیز این معنا همه جا به چشم مى خورد.

در بیان شخصیت مردان بزرگى چون دیلمى، مولا على(علیه السلام) مى فرماید:

براى خدا در پاره اى از زمان بعد از پاره اى دیگر و در کارهایى که آثار شرایع در آن گم گشته، بندگانى است که در اندیشه هاشان با آنان راز مى گویند و در حقیقت، عقل هاشان با آنها سخن مى گوید و همیشه به یاد خدا بوده و از راه عقل و بینایى با او در گفتگو هستند. و یاد خدا، چون چراغ دیده ها و گوش ها و دل هاشان را روشن گردانیده و غیر اوامر و نواهى اش سخنى نشنیده و به غیر آنچه او خواسته دل نمى بندند. روزهاى خدا را به یاد مردم مى آورند و سرگذشت پیشینیان را که بر اثر معصیت تباه شده اند، براى ایشان بیان مى کنند و آنان را از عظمت او مى ترسانند.([12])

آرى، حسن بن محمد دیلمى(رحمه الله) در آن شرایط حساس تاریخى هر چه گفت، از اوامر و نواهى الهى بودجز به خواسته هاى الهى دل نبست و وظیفه خطیر خود را یادآورى روزهاى خدا و بیان سرگذشت پیشینیانى مى دانست که بر اثر معصیت هلاک شدند.

دیلمى را باید از عالمانى به شمار آورد که شخصیت علمى خود را قربانى خدمت به مردم و ارشاد آنها کرده اند وى با بیان مواعظ شیواى معصومین(علیهم السلام)، در واقع مرهمى بود بر زخم هاى درونى آنها در آن شرایط سخت.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

رذایل اخلاقی

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS