دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

در فضیلت صبر

No image
در فضیلت صبر

صبر در فرهنگ اسلامی جایگاهی بس رفیع، به بلندای «رأس ایمان» دارد و بدون آن اثری از ایمان باقی نخواهد ماند. در سیر به سوی سرچشمه های استعداد انسانی، موانعی پیش روی مسافران کوی دوست قرار می گیرد که برداشتنش محتاج «صبر» است. صبری که در این مسیر قرینِ «بصیرت» گردد و با هرگونه انگیزه منحرف کننده، مقابله کند. این سخن روشن می کند که تفاوت دریافت صحیح از روایات با برداشت غلطِ نابصیران از صبر، از زمین تا آسمان است. بی بصیرتان ناشکیب، این طور نیست که همیشه وارد معرکه شده و لباس باطل بپوشند، بلکه کم کاری در هنگام تمرینِ صبر، آنها را به انتخابی سلامت آمیز یعنی نیمکت نشینی در سواحل دریای پرتلاطم زندگی کشانده است. سراغ این گونه افراد جبان را در کسانی بگیرید که نه تنها در میدان عمل و عرصه اندیشه همت جانبازی و شجاعت فهمیدن ندارند، که برای زنده ماندن یا لحظه‌ای گرسنه نماندن؛ سعی می‌کنند نان را به نرخ روز تهیه کنند! اینان را می‌توان همان «قاعدین» دانست که به بهانه عدم شناخت کافی یا ضعف در صبر و استقامت لازم، از همراهی با امام خویش کوتاهی می کنند. همان ابوموسی‌ها(نامه 63) و خواجه ربیع هایی که گرچه امام علی(ع) را بر حق می دانستند، اما قیام‌های جهادگرانه را صرفاً محض دشمنان کافر می‌انگاشتند! امام (ع) درباره آنان فرمود: این افراد اگر چه باطل را یاری نکردند اما باعث خذلان و ریختن آبروی حق شدند(خَذَلوا الحَقَّ وَ لَم یَنصروا البَاطلَ). ساحل نشینانی که دریا را هماره آرام پنداشته و در سایه سار آن می آرامند، کاش می دانستند که این سکونت و قرار، روایی و پایانی دارد؛ اگر دریای این دنیا طوفانی شود و امواج خود را به ساحل رساند، کار به جایی می رسد که «جایگاه»ها و «پایگاه»ها و «خاستگاه»ها تغییر می یابد و سواره و پیاده، وارونه ... و مولای عزیزتر از جانمان چه فاخر می گوید:«والَّذی بَعَثَه بالحَقّ لَتبَلبَلنَّ بَلبَلَهً وَ لَتغَربَلنَّ غَربَلَهً وَ لَتسَاطنَّ سَوطَ القدر حَتَّی یَعودَ أسفَلکم أعلَاکم وَ أعلَاکم أسفَلَکم وَ لَیَسبقَنَّ سَابقونَ کَانوا قَصَّروا وَ لَیقَصّرَنَّ سَبَّاقونَ کَانوا»قسم به کسی که او [پیامبر] را برانگیخت، قطعاً مورد آزمایش سختی واقع می‌شوید، حتماً غربال سختی خواهید شد و یقیناً مانند محتویات دیگ جوشان بالا و پایین خواهید رفت (یا از دست روزگار تازیانه خواهید خورد)، تا اینکه کسانی که بالا نشسته اند پایین بیایند و کسانی که پایین نگه داشته شده اند بالا بروند و سابقین که در حقشان کوتاهی شده به جایگاه خویش برگردند و کسانی که بی جهت بزرگ شده‌اند کوچک گردند. برپایه سنت آزمون و بلا، و به تعبیر امام(ع) «غرباله شدن» می‌توان نتیجه گرفت که دریافت و برداشت نادرست برخی افراد، از توصیه امام علی(ع) مبنی بر آنکه «کن فی الفتنَه کَابن اللَّبون لَا ظَهرٌ فَیرکَبَ وَ لَا ضَرعٌ فَیحلَبَ» هشداری زیرکانه در جلوگیری از جهالت و امداد به فتنه گران می نماید.شاید اکنون فهم این مهم آسان نماید که کلام حضرت، به منظور ایجاد آمادگی برای چنین مصیبت‌های غیراختیاری است. مصیبت‌های اختیاری به مثابه پادزهری عمل می‌کنند که شخصیت آدمی را در مصاف با مشکلات غیر اختیاری بیمه و ضمانت خواهد کرد و توصیه به صبر (و عادت کردن به آن) که در سفارش های ائمه صادقین علیه السلام نسبت به صحابه و تابعین به صورت چشمگیر مورد تأکید واقع شده است، در همین راستا قابل تفسیر می باشد. چنین صبری، از میوه های یقین است؛ صبر در شوره زار پیکار حقیقت و بطلان که تا حدودی به حوزه اختیار آدمی وابسته است، تعالی روح، تکامل ایمان، نیرومندی اراده و ذخیره نشاط و طراوت را به سوغات می آورد و شک و یأس و ترس مواقع سخت را از بین می‌برد تا حرکت و تلاش و جهاد و مبارزه امان و سامان یابد. اینجاست که مفهوم «غرق شدن در مصیبت های اختیاری» و ترک «ساحل نشینی» معنا پیدا می کند زیرا جا ماندن از کشتی‌های نجات را به همراه دارد.شاید بهترین تعریف پیرامون شکیبایی ورزیدن از این جنس یعنی صبر بر مصیبت را در گفتار کسی بتوان یافت که خود مظهر بارز آن باشد:صبر در برابر مصیبت، یعنی قبول مصیبت به خاطر عدم بازگشت از میانه راه می باشد و این است که عَلَم شیعه بودن را جز کسانی که اهل بصیرت و صبر و عالم به مواضع حق اند، نتوانند به دوش کشند:وَ لَا یَحمل هَذَا العَلَمَ إلَّا أهل البَصَر وَ الصَّبر وَ العلم بمَوَاضع الحَقّ.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
Powered by TayaCMS