دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ذکر

No image
ذکر

كلمات كليدي : قرآن، ذكر خدا، پاداش، آثار، اعراض، كيفر، بصيرت

نویسنده : كاظم احمدزاده

به گفتۀ راغب در مفردات، ذکر دو معنی دارد گاه به معنی حضور چیزی در ذهن (یاد آوری) و گاه به معنی حفظ و نگاهداری معارف و اعتقاداتِ حق در درون جان است.[1]

ذکر خدا:

«یا ایّها الّذین آمَنوا اذکُرو اللهَ ذِکْراً کثیراً » (احزاب/ 41)

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خدا را بسیار یاد کنید.»

در آیۀ دیگری می‌فرماید:

«فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ وَاشْکُرُواْ لِی وَلاَ تَکْفُرُونِ » (بقره/ 152)

«پس به یاد من باشید، تا به یاد شما باشم! و شکر مرا گویید و در برابر نعمتهایم، کفران نکنید.»

منظور از ذکر خدا تنها یاد آوری به زبان نیست، که زبان ترجمان قلب است، هدف این است با تمام قلب و جان به ذات پاک خدا توجه داشته باشیم، همان توجهی که انسان را از گناه باز می‌دارد و به اطاعت فرمان او دعوت می‌کند، به همین دلیل از پیشوایان اسلام نقل شده است که منظور از ذکر، یاد آوری عملی است.

مراتب ذکر:[2]

1- ذکر لفظی:

« وَاذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ وَتَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلًا» (مزمّل/8)

«و نام پروردگارت را یاد کن و تنها به او دل ببند!»

2- ذکر قلبی:

« وَاذْکُر رَّبَّکَ فِی نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَخیفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ وَلاَ تَکُن مِّنَ الْغَافِلِینَ »(اعراف 205)

«پروردگارت را در دل خود، از روی تضرّع و خوف، آهسته و آرام، صبحگاهان و شامگاهان، یاد کن و از غافلان مباش!»

3- ذکر معنوی و باطنی:

«...فَإِذَا قَضَیْتُم مَّنَاسِکَکُمْ فَاذْکُرُواْ اللّهَ کَذِکْرِکُمْ آبَاءکُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِکْرًا...» (بقره/ 200)

«.. خدا را یاد کنید، همانند یاد آوری از پدرانتان بلکه از آن هم بیشتر!...»

در این آیه "ذکر" را به وصف "شدّت" توصیف کرده و معلوم است که مقصود از آن ذکر باطنی و معنوی است چون ذکر لفظی، شدت و ضعف ندارد. [3]

تأثیر ذکر خدا:

ذکر و یاد خدا تأثیر عمیق و ژگرفی در دلهای مؤمنان می‌گذارد:

«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَ عَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ »(انفال/1)

«مؤمنان، تنها کسانی هستند که هر گاه نام خدا برده شود، دلهاشان ترسان می‌گردد و هنگامی که آیات او بر آنها خوانده می‌شود، ایمانشان فزونتر می‌گردد و تنها بر پروردگارشان توکّل دارند.»

پاداش ذکر خدا:

1) آمرزش الهی:

«وَ الذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیرًا وَالذَّاکِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَ أَجْرًا عَظِیمًا » (احزاب/35)

«...زنان و مردانی که بسیار به یاد خدا هستند، خداوند برای همۀ آنها مغفرت و پاداش عظیمی فراهم ساخته است.»

2) بهشت:

پاداش ذاکر خداوند، در پی ارتکاب گناه و ظلم به نفس:

« َالَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ یُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ أُوْلَـئِکَ جَزَآؤُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِینَ» (آل عمران 135 و 136)

«و آنها که وقتی مرتکب عمل زشتی شوند، یا به خود ستم کنند، به یاد خدا می‌افتند و برای گناهان خود، طلب آمرزش می‌کنند و کیست جز خدا که گناهان را ببخشد؟ و بر گناه اصرار نمی‌ورزند با اینکه می‌دانند آنها پاداششان آموزش پروردگار، و بهشتهایی است که از زیر درختانش، نهرها جاری است جاودانه در آن می‌مانند چه نیکو است پاداش اهل عمل!»[4]

آثار رویگردانی از ذکر و یاد خدا:

1) زندگی سخت:

«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکًا...»

«و هر که از یاد من روی گرداند حتما برای او زندگی(سخت و) تنگ خواهد بود...»

مقصوداز "ذکر خدای تعالی" یا معنای مصدری (یاد آوری) است و یا به معنای قرآن و یا به معنای مطلق کتابهای آسمانی و یا به معنای دعوت حقّه است و اگر دعوت حقّه را "ذکر" نامیده از این باب است که لازمه پیروی دعوت حقه و اعتقاد به آن، یاد خدای متعال است و اگر فرمود: «کسی که از ذکر من اعراض کند معیشتی (تنگ) دارد» برای این است که اگر کسی خدا را فراموش کند و با او قطع ارتباط نماید دیگر چیزی جز دنیا باقی نمی‌ماند که به آن دل ببندد و آن را مطلوب یگانه خود قرار دهد و در نتیجه همه تلاشهای خود را منحصر در آن می‌کند و فقط به اصلاح زندگی دنیایش می‌پردازد و روز به روز آنرا توسعه بیشتری می‌دهد و این معیشت، وی را آرام نمی‌کند، برای اینکه هر چه به دست می‌آورد به آن قانع و راضی نمی‌شود و دائماً چشم به اضافه‌تر از آن می‌دوزد بدون اینکه حرص و تشنگیش به جایی منتهی شود، پس چنین کسی در حالت فقر و تنگی بسر می‌برد و همیشه دلش علاقمند به چیزی است که ندارد. [5]

2) تسلّط شیطان:

«وَ مَن یَعْشُ عَن ذِکْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ » (زخرف/36)

«و هر کس از یاد خدا رویگردان شود شیطان را به سراغ او می‌فرستیم پس همواره قرین اوست.»

3) گمراهی:

«فَوَیْلٌ لِّلْقَاسِیَةِ قُلُوبُهُم مِّن ذِکْرِ اللَّهِ أُوْلَئِکَ فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ »(زمر/22)

«وای بر آنان که قلبهای سخت در برابر ذکر خدا دارند: آنها در گمراهی آشکاری هستند.»[6]

کیفر اعراض از ذکر خدا:

1) نابینایی در قیامت:

«وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِی أَعْمَى وَقَدْ کُنتُ بَصِیرًا قَالَ کَذَلِکَ أَتَتْکَ آیَاتُنَا فَنَسِیتَهَا وَکَذَلِکَ الْیَوْمَ تُنسَى.» (طه/124-126)

«و هر که از یاد من روی گرداند حتما برای او زندگی تنگی خواهد بود و روز قیامت او را نابینا محشور می‌کنیم می‌گوید: پروردگارا چرا مرا نابینا محشور کردی در حالی که من (در دنیا) بینا بودم؟! می‌فرماید: آن گونه که آیات من برای تو آمد، تو آنها را فراموش کردی امروز نیز تو فراموش خواهی شد.»

2) جهنّم:

« وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ یَوْمَئِذٍ لِّلْکَافِرِینَ عَرْضًا الَّذِینَ کَانَتْ أَعْیُنُهُمْ فِی غِطَاء عَن ذِکْرِی وَکَانُوا لَا یَسْتَطِیعُونَ سَمْعًا » (کهف 100-101)

«در آن روز جهنّم را بر کافران عرضه می‌داریم! همانا که پرده‌ای چشمانشان را از یاد من پوشانده بود و قدرت شنوایی نداشتند.»

آثار ذکر خدا:

1) آرامش:

ذکر خدا، تنها آرام بخش دلهای مؤمنان:

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد/28)

«آنها (توبه کنندگان) کسانی هستند که ایمان آورده‌اند و دلهایشان به یاد خدا مطمئن (و آرام) است آگاه باشید! تنها با یاد خدا دلها آرامش می‌یابد.»

2)منع از فحشاء و منکر:

نماز به عنوان مصداقی از ذکر، برترین مانع فحشاء:

«... وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِکْرِی» (طه/14)

«و نماز را برای یاد من بپادار »

«وَ أَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ...» (عنکبوت/45)

«و نماز را بپادار، که نماز (انسان را) از زشتیها و گناه باز می‌دارد.»

2) بصیرت:

ذکر خدا به هنگام وسوسه انگیزیهای شیطان موجب بصیرت تقوا پیشگان:

«إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ » (اعراف/201)

«پرهیزکاران هنگامی که گرفتار وسوسه‌هایی شیطان شوند به یاد (خدا و پاداش و کیفر او) می‌افتند و (در پرتو یاد او، راه حق را می‌بینند و ناگهان بینا می‌گردند.»

مقاله

نویسنده كاظم احمدزاده
جایگاه در درختواره تفسیر قرآن
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - اخلاق
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - اخلاق
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن‌پژوهی - اخلاق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

رذایل اخلاقی

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS