دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رابطه تقوا و عمل در کلام امیر المومنین(ع)

ایمان؛شناخت با قلب (عقل) ، اقرار به زبان و عمل با اعضا و جوارح است. (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
رابطه تقوا و عمل در کلام امیر المومنین(ع)
رابطه تقوا و عمل در کلام امیر المومنین(ع)

رابطه تقوا و عمل

ایمان، به اعتقاد، و اخلاق و عمل، وابسته است. همه انسانها موظّفند این سه رکن اصیل را تحصیل کنند. قرآن کریم می‌فرماید: ﴿ یا بنی ادم قد أنزلنا علیکم لباساً یواری سؤاتکم وریشاً ولباسُ التّقوی ذلک خیر ﴾[1]؛ خداوند برای مرغان پَرْ و برای آدمیان جامه پرهیزکاری مقرر کرده است و انسانی که قدرت پرواز ندارد، آیه سوره «فاطر» بر او صادق نیست که: ﴿ إلیه یَصْعَدُ الکلِمُ الطیّب والعَمَلُ الصّالح یََرفعُه ﴾[2]: اعتقاد خوب، پر و بال انسان صاعد است و او بدون این پر و بال، توان صعود ندارد؛ چنانکه در مورد قربانی در مناسک حج، می‌فرماید: ﴿ لَنْ یَنَالَ اللّه لحُومها وَلادِماؤها ولکن ینَالُهُ التّقوی منکُمْ﴾[3]؛ گوشت و خون قربانی به سوی خدا صعود نمی‌کند، بلکه روح این عمل که تقواست بالا می‌رود.

پرواز برخی از آدمیان ویرانگرانه و در حدّ پرواز شاهین و کرکس است؛ نه پرواز طوطی و بلبل. مایه طیران آدمی پرهیزکاری است که بدون معرفت، تخلّق و عمل صالح، میسّر نیست.

امام صادق (سلام اللّه علیه) می‌فرماید: «لا یَقبَلُ اللَّهُ عزّوجلّ عملاً إلاّ بمعرفةٍ وَلامَعرِفَة إلاّ بِعَمل فَمَنْ عرف دَلَّتْهُ الْمَعْرِفَةُ علی العمل وَمَنْ لَمْ یَعْمَلَ فَلا مَعْرِفَةَ له، إنَّما الإیمانُ بعْضُهُ مِن بَعْض»[4].

این حدیث، مشتمل بر چند جمله است:

1. خداوند هیچ عملی را بدون معرفت نمی‌پذیرد؛ زیرا معرفت، روح عمل است. اگر در قرآن آمده: ﴿ إنَّما یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِن المتّقین ﴾[5]؛ عمل از غیر پرهیزکار پذیرفته نمی‌شود. به این معناست که معرفت، در متن تقوا نقش تعیین کننده‌ای دارد.

2. اگر کسی عارف و عالم باشد، حق را بشناسد ولی به معرفت خود عمل نکند علم او اثر نداشته در حکم معدوم است. گرچه چنین شخصی علم دارد ولی‌در قیامت نه در صف علماست و نه از کیفر تلخ و دردناک جاهلان در امان است. جمله «لا مَعْرِفَة إلاّ بعمل» از یک نظر، نفی کمال و از نظر دیگر، نفی حقیقت است؛ نفی کمال است، زیرا کمال معرفت در تأثیر گذاری آن در عمل است و نفی حقیقت است، زیرا چنین شخصی در قیامت، در صف جاهلان محشور می‌شود.

3. علم و عمل رابطه مستقیم دارد: «فََمَنْ عرف دَلَّتْهُ الْمَعْرِفَةُ عَلی الْعَمَل»؛ اگر کسی عمل کند، معرفت او را به مراحل بالاتر عمل راهنمایی می‌کند، چون هر درجه‌ای از عمل، مایه شکوفایی معرفت و دانش، و شکوفایی دانش مایه تحقّق عمل خالصتر است هر اندازه معرفت بیشتر باشد، عمل خالصتر است و هر اندازه که عمل خالصتر باشد معرفت شکوفاتر می‌گردد.

4. دلیل این پیوند این است: «إنَّمَا الإیمانُ بَعْضُهُ مِن بَعْض»؛ درجات و مراتب و عناصر ایمان، ابعاض یک پیکر است. ایمان واقعیّتی است که بخشی ازآن در قلب جا دارد، بخشی در مرحله نَفْس ظهور می‌کند و قسمتی در اعضا و جوارح نمود می‌یابد. این که گفته می‌شود: ایمان اعتقاد و تصدیق به قلب، اقرار به زبان‌و‌عمل به ارکان و اعضاست: «الإیمان معرفة بالقلب وإقرار باللّسان وعمل‌بالأرکان»[6]، از همین باب است؛ یعنی حقیقت ایمان چیزی است که هم عقل آن را می‌پذیرد، هم نفس به آن متخلّق می‌شود و هم اعضا و جوارح به آن عمل‌می‌کند.

همچنین از امام صادق (علیه‌السّلام) نقل شده است: «لَم یکلِّف الله العباد المعرفة ولم یجعل لهم إلیها سبیلاً»[7]؛ خداوند هرگز کسی را به چیزی که راه شناخت به سوی آن نیست مکلّف نمی‌کند؛ زیرا چنین تکلیفی، «تکلیف مالایُطاق» و فوق طاقت بشر است.

    منبع :
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن – تالیف : آیت الله جوادی آملی ج11/ صص 216-217
    پی نوشت:
  • [1]. سوره اعراف، آیه 26.
  • [2] . سوره فاطر، آیه 10.
  • [3] .سوره حج، آیه 37.
  • [4] . بحار، ج 1، ص 206؛ محاسن برقی، ج 1، ص 315.
  • [5] . سوره مائده، آیه 27.
  • [6] . نهج‌البلاغه، حکمت 227.
  • [7] . بحار، ج 5، ص 222؛ محاسن برقی، ج 1، ص 315.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
Powered by TayaCMS