دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رسيدن به مقام فنای فی الله

No image
رسيدن به مقام فنای فی الله

نوزادي که صفر تا صدش نياز است، کسي را دارد که وليّ اوست. اين ولايت مطلقي است که مادر نسبت به نوزاد دارد. اگر ما خودمان را به درستي بشناسيم و نسبت خود را به خداوند غني حميد بسنجيم،(يا ايها الناس انتم الفقراء الي الله والله هو الغني الحميد؛ فاطر، آيه 15) به خوبي درک خواهيم کرد که وضعيت ما همانند آن نوزاد است که صفر تا صد مان احتياج و نياز به وليّ مطلق يعني خداوند است؛ زيرا فقر هويتي و ذاتي ما که در اين آيه اثبات شده به ما مي فهماند که در وجود خودمان نيازمند هستيم و اگر دمي خداوند افاضه وجود و جود نکند، نيست و نابود مي شويم.

اصولاً خداشناسي و خودشناسي زماني به کمال بلوغ خود مي رسد که اين حقيقت با تمام وجود درک شود. آنگاه ديگر سخن از استغناي خودمان(عبس، آيات 5 و 6؛ ليل، آيه 8؛ علق، آيه 7) نخواهد بود، چه رسد که سخن از مقام نصرت داشته باشيم؛ زيرا نصرت يعني ما چون کودکي مي توانيم حرکتي داشته باشيم و پستان بگيريم ولي نيازمند مدد مادر و وليّ هستيم تا اين شير را به ما برساند و جان و وجود ما را تغذيه کند.

درک حقيقت وجود فقري و هويتي ما به ما اين امکان را مي دهد تا در مقام تفويض قرار گيريم و همه هستي خود را واگذار به خدا کنيم و بگوئيم: وَاُفَوِّضُ اَمْرِي إِلَي اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ؛ کارهايم را به خداوند واگذار و تفويض مي کنم؛ چرا که خداوند به بندگان بينا است.(غافر، آيه 44)

به هر حال، خودشناسي و معرفت نفس اگر به اينجا برسد که فقر ذاتي خود و غناي ذاتي خدا را درک کنيم و بشناسيم و در مقام عزم، خودمان را واگذار کنيم و تحت ولايت خداوندي قرار دهيم که او وليّ مطلق و منحصر است(شوري، آيات 9 و 28)، آن هنگام است که به مقام فناي في الله و بقاي بالله دست يافته ايم و علم حقيقي را به دست آورده ايم؛ چرا که: اول العلم معرفه الجبار و آخر العلم تفويض الامر اليه؛ آغاز دانش، معرفت خداوند جبار و آخر آن، واگذاري امور به خداست.

روزنامه كيهان، شماره 21148 به تاريخ 12/6/94، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

رذایل اخلاقی

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS