دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رفتار سنجیده با افراد پیرامون

No image
رفتار سنجیده با افراد پیرامون

وقتی سخن از «ادب» به میان می‌آید، نوعی رفتار خاص و سنجیده با افراد پیرامون در نظر می‌آید. ادب سفره اى از نیكى‌ها است كه مردم بر گرد آن جمع مى‌شوند و همگان آن را نیكو مى‌شمارند. تعاریف متعددى از این واژه در فرهنگ نامه‌هاى فارسى ارائه شده كه در عمده آن‌ها، به عناصرى مانند: نیكى احوال و رفتارپسندیده و شایسته بودن و حُسن معاشرت و رعایت حرمت اشخاص توجّه شده است. واژه اَدَب در قرآن به كار نرفته، ولى در آیات فراوانى، به مفهوم آن كه مجموعه گسترده اى از روابط فردى و اجتماعى را در برمى گیرد، اشاره شده است. اما در کلام معصومین علیهم السلام با عبارات و تأکیدات گوناگون به ادب اشاره شده است. به فرموده امام على(ع): لِكُلِّ امرٍ ادَبٌ. هر كارى، آدابى [و آیینى] دارد.

سه نکته ادب‌آموز

امام صادق (ع) فرمود: پدرم مرا به سه نكته ادب كرد... فرمود: هر كس با رفیق بد همنشینی كند، سالم نمی‌ماند و هر كس كه مراقب و مقید به گفتارش نباشد پشیمان می‌گردد و هر كس به جاهای بد، رفت و آمد كند، متهم می‌شود: «ادبنی ابی بثلاث... قال لی: یا بُنیَّ! مَنْ یَصْحَبْ صاحبَ السوءِ لا یسلِمْ و مَن لا یقیّدْ الفاظَهُ یَنْدَم و مَن یَدْخُلْ مداخِلَ السّوءِ یُتَّهمْ.» آنچه در این حدیث مطرح است، ضابطه داشتن است که عبارتست از: «دوستی» و «گفتار» و «معاشرت».

خود ادب كردن

یكی از نكات مهم مربوط به معاشرت، آن است كه آنچه را درباره خود نمی‌پسندی، درباره دیگران هم روا ندانی و آنچه نسبت به خویش دوست می‌داری، برای دیگران هم بخواهی و آنچه را در كار دیگران زشت می‌شماری، برای خود نیز زشت بدانی. اگر از كارهای ناپسند دیگران انتقاد می‌كنی، همان كارها و صفات در تو نباشد. این نوعی «خود ادب كردن» است و كسی به این موهبت دست می‌یابد كه از هوشیاری و عقلانیّتی تیز و بصیر برخوردار باشد. به فرموده حضرت امیر (ع): «کفاک اَدبا لِنَفْسِکَ اِجتنابُ ما تَکْرَهُهُ مِنْ غیرِکَ»؛ در ادب كردن تو نسبت به خویشتن، همین تو را بس كه آنچه را از دیگری ناپسند می‌بینی از آن پرهیز كنی.

برترین ادب

هر كس حدّ و مرز خود را بشناسد و از آن فراتر نرود، دارای ادب است. بی ادبی، نوعی ورود به منطقه ممنوعه و پایمال كردن حد و حریم در برخورد‌هاست. ادب، به خودی خود یك ارزش اخلاقی و اجتماعی است. امام علی(ع) فرمودند: «بهترین ادب آن است که تو را از نارواها باز دارد»، برگزیدن راستی و دوری از دروغ، زیباترین و برترین ادب است و خویشتن داری به هنگام خواهش و ترس، از بهترین ادب‌ها است.

سخن آخر

ادب در هر كه و هر كجا باشد،‌ هاله ای از محبت و مجذوبیت را بر گرد خود پدید می‌آورد و انسان با ادب را عزیز می‌دارد. انسان برای نیل به سعادت دنیا و آخرت و محبوبیت نزد خداوند و بندگان خداوند، به ادب نیاز دارد، به فرموده امام على(ع): إنَّ النّاسَ إلى صالِحِ الاَدَبِ احوَجُ مِنهُم إلَى الفِضَّهِ وَ الذَّهَبِ. مردم، به ادبِ نیكو نیازمندترند تا به سیم و زر.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

رذایل اخلاقی

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS