دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

روانشناسی مرضی Psychopathology

No image
روانشناسی مرضی Psychopathology

اختلالات روانی، نابهنجاری، رفتار غیرعادی یا مرضی، روانشناسی عمومی

نویسنده : الهام السادات برقعي

روان‌شناسی مرضی که به آن "آسیب شناسی روانی" یا "روان‌شناسی رفتارهای غیرعادی" اطلاق می‌شود به منزله شاخه‌ای از روان‌شناسی است که به بررسی رفتار نابهنجار یا مرضی می‌پردازد. به عبارت دیگر باید آن را، علم بررسی‌های روان‌شناختی بر مبنای مشاهده نابهنجاری‌ها در بیماران روانی و یا افراد سازش نایافته دانست. و در معنای محدودتر، به منزله دانشی است که یکی از پایه‌های اصلی روان‌پزشکی و روان‌شناسی بالینی را تشکیل داده و به شناخت رفتار غیرعادی انسان می‌پردازد.

گستره روان‌شناسی مرضی تابع میدان نظریه‌ها و روش‌هایی است که در قلمرو شناخت اختلال‌ها بکار بسته می‌شوند؛ یعنی عملا تابع بررسی‌هایی است که به منظور توصیف نشانه شناسی(semiology)، دستیابی به دلایل ایجاد علت شناسی(etiology) و آگاهی از سیر تحول پدیدآیی مرضی(pathogenesis) انجام می‌شوند. و سرانجام پایه‌های هر نوع طبقه بندی را تشکیل می‌دهند.

آن ‌چه در روان‌شناسی مرضی حایز اهمیت است، تقسیم رفتارها به دو بخش بهنجار و مرضی نیست، بلکه مهم ارزشیابی میزان خطر نیروهای بالقوه بیماری زاست و این گونه ارزشیابی مستلزم در نظر گرفتن چندین محور ردیابی است؛ محورهایی که باید اقدامات روان‌شناس بالینی بر اساس آن تنظیم گردد.

از دیدگاه آسیب شناسی، رفتار نابهنجار نتیجه حالتی مرضی و یا اختلالی است که بر اساس نشانه‌های بالینی قابل تشخیص باشد. این دیدگاه به دو نتیجه منتهی می‌شود: نخست آن ‌که وجود علامت‌ها یا نشانه‌های مرضی، دلیلی بر نابهنجاری است. در حالی که تجربه نشان می‌دهد تعداد افرادی که، بخصوص تحت شرایط تنیدگی، کاملا فاقد نشانه‌های مرضی باشند، بسیار کم است. ثانیا فقدان نشانه‌های مرضی دلیلی بر بهنجاری است در حالی که در خلال فرایند بسیاری از بیماری‌ها، نشانه‌های مرضی مشاهده نمی‌شود.[1]

رفتار مرضی(غیرعادی، نابهنجار)

معمولا مردم، کسی را غیرعادی می‌دانند که رفتار، تفکر، و عواطف او عجیب و غیر معمول بوده و از این حیث با دیگران تفاوت‌های محسوس داشته باشد. رفتار غیرعادی ممکن است ذهنی یا عینی و خفیف باشد، یا بصورت اختلال در فعالیت‌های شناختی یا کنش‌های عاطفی ظاهر گردد، و یا نابهنجاری‌هایی در سیستم ادراکی، انگیزشی، حسی و حرکتی، کلامی و روابط بین فردی و اجتماعی را شامل شود. علل نابهنجاری‌های روانی نیز متنوع و پیچیده است که عبارتند از: عوامل ارثی، عضوی، اجتماعی، فرهنگی، عقلی و عاطفی که هر یک به تنهایی یا در ارتباط با یکدیگر می‌تواند سبب بروز رفتارهای غیرعادی گردد. اگر چه رفتارهای نابهنجار افراطی و شدید، غالبا به آسانی قابل بازشناسی است، لکن بسیاری از رفتارهای نابهنجار، بخصوص آن‌ها که تجلی خارجی آشکار ندارند، از نابهنجاری‌های دیگر قابل تشخیص و تفکیک نبوده و تمیز آن‌ها از رفتارهای عادی و سالم نیز دشوار است.[2]

تاریخچه

زمان‌هایی وجود داشتند که نابهنجاری به خشم خدایان یا تسخیر شیاطین نسبت داده می‌شد. در زمان‌ها و مکان‌های دیگر، زلزله‌ها، جزر و مدها، میکروب‌ها، بیماری‌ها و تعارض میان فردی برای توضیح علت‌های نابهنجاری بکار می‌رفتند. برخی یونانیان و رومیان، نابهنجاری را به علت‌های جسمانی نسبت می‌دادند. در اروپای قرون وسطی و رنسانس، کسانی که از پریشانی روانی رنج می‌بردند اغلب تسخیر شده تلقی می‌شدند. در اواسط قرن هجدهم، بتدریج پی بردند که اختلال‌های روانی در اصل روان‌شناختی هستند و با روش‌های روان‌شناختی می‌توان آن‌ها را درمان کرد. بنابراین، این ‌که شناخت ما از نابهنجاری تا چه اندازه‌ای روشن باشد، مشخصا به اعتقاداتی که در یک فرهنگ و دوران غالب هستند بستگی دارد.[3]

روان‌شناسی مرضی بصورتی که امروزه با آن مواجه هستیم، طی دوره‌هایی، شکل‌گیری‌های مختلفی را پشت سر گذاشته است: در گام نخست، روان‌شناسی مرضی به منزله همتا یا جانشینی برای آسیب شناسی روانی شکل گرفت. اما این حرکت در گام‌های بعدی، ابتدا تحت تأثیر بررسی‌ها و نظریه‌های جدید در روان‌شناسی و روان‌پزشکی، راه خود را در عرصه ارائه اختلال‌های کودکی و نوجوانی در پیش گرفته و سپس در گام کنونی، با استقرار روزافزون نظریه‌های تحولی در قلمرو مسائل روانی بصورت روان‌شناسی مرضی تحولی در آمده است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
Powered by TayaCMS