دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سروش

No image
سروش

كلمات كليدي : سروش، ايزد، دعا، نگهبان، زرتشتي، پيروز، امشاسپندان، فرمانبرداري، وحي

نویسنده : محمد رضا نظري

سروش یا سروشه یکی از ایزدان مهم دین زرتشتی است. سروش در (اوستای قدیم به صورت seraošaو در اوستای جدید به صورت sraošaودر فارسی میانه به صورت(srošahrayآمده است. کلمه سروش در اوستای متقدم به معنای اطاعت و فرمانبرداری است و ظاهراً ریشه آنsru به معنای شنیدن است. کلمه سروشبه معنی گوش دادن بوده، کهبعداًمعنای اطاعت کردن و فرمانبرداری از آن استخراج شده است. از مشتقات این کلمه نیز می‌توان معنی نظم و انظباط را نیز دریافت. و از همین جا است که دو خصیصه اطاعت و انظباط که از لوازم جنگجوئی است وی را با میثره پیوند می‌زند. البته کلمه سروش نیز به معنای ازبَر خواندن نیز آمده و باعث شده که به او لقب ایزد نیایش هم بدهند.[1]

مفسران گاهان واژه seraoša را غالباً فرمانبرداری و اطاعت معنا می‌کنند. و این کلمه را بیان کننده یکی از نمودهای اورمزدی می‌دانند فلذا سروش را تجلی فرمانبری و اطاعت اورمزدی می‌دانند.[2]در گاهان سروش با صفت مَزیشتَه(mazišta)آمده که به معنای بزرگتر است. در اوستای متأخر نیز کلمه سروش معنای گاهانی خود را دارا است اما با صفات جدیدی چون پیروزی، پیروزی گری، دلیری، نبرد با بدی و دروغ، آموزش دین، و نگهداری از آفرینش اورمزد، ذات اهورائی و غیره آمده است. در کتابهای پهلوی مانند بندهش، مینوی خرد،همچنان ایزد سروش توانسته است اهمیت خود را حفظ نماید.

ایزد همطراز سروش در وداها را می‌توان پرَهاسپَتی دانست که ایزد دعا و نیایش است. و البته برخی صفات ایندره را نیز دارد.[3]هرچند برخی تلاش دارند که پیشینه سروش را به ماقبل زرتشت منتسب نمایند اما باید گفت که در مورد تاریخ پرستش این ایزد به درستی نمی‌توان اظهار نظر نمود.

جایگاه برجسته و ویژه سروش در آیین زرتشتی

همان گونه که گفته شد سروش در میان زرتشتیان از جایگاه والائی برخوردار است و تنها ایزدی است که در اوستا دو سرود در ستایش وی – یسنه 57 و یشت 11 - آمده است. که برخی صفات وی به این قرار اند:

سروش، اولین موجودی بود که پنج دعای زرتشت را با وزن و آهنگ خواند. (57: 8) او همان کسی است که ایزد هوم، او را ستوده است (57: 19) او نخستین کسی است که ستایش را با برَسم انجام داد.

سروش پارسائی خوش اندام و سرور و جهان آرای مقدس است(11: 1) او سروش اشیِ نیک رویِ پیروز است.(57: 10و11) این ایزد دعای اهونَوَر را به عنوان سلاح به همراه دارد(57: 22) و همه نبردها را پیرومندانه به پایان می‌برد.(57: 12)ایزدی که نیرومندترین، چابک‌ترین، تندترین، ترسناکترینِ زورمندان است.(57: 14 و 57: 11)

او بر گناهکاران پیروز است.(57: 15) او خانه‌ای دارد بر بلندای کوه البرز - هریتی- که هزار ستون دارد. این خانه از درون روشن است و از بیرون از ستارگان نور می‌گیرد.(57: 21) ارابه او چهار اسب سفید دارد که این اسبان سایه ندارند و سُم‌های آنها با طلا آراسته شده است.(57: 27) این اسبان تندتر از همه اسبها، بادها، بارانها، پرندگان و تیرهائی است که به درستی پرتاب شده‌اند.(57: 28)

او پناهگاه بیچارگان است و به یاری نیکان می‌رود. او مرد پیروزمندی است که بیش از همه حمد و ثنا بر زبان می‌آورد.(11: 3) ایزد سروش کسی است که محافظ قراردادهای میان زرتشتی و غیر زرتشتی است. اورمزد خود به وی دین را آموخته است(11: 14)از ویژگیهای کاری وی نیز می‌توان به این موارد اشاره نمود: او پناه زن و مرد بینوا در شب تاریک است (57: 10) او دیو خشم را با سلاح خود می‌زند و بدون آن که لحظه ای چشم بر هم بگذارد از آفریدگان اهورامزدا محافظت می‌نماید. او پاسبان همه هستی پس از فرو رفتن آفتاب است (57: 16) او بدون هیچ استراحتی با دیوان مازنی نبرد می‌کند (57: 17)و هیچ‌گاه از دیوان نترسیده و این دیوان هستند که از ترس او به سوراخهای تاریک زمین فرار می‌کنند (57: 18)

او محافظ انسانها در دو جهان مادی و مینوی، در برابر دشمنان، در برابر خشم و سپاه دروند است (57: 25)از دیگر صفات او این است که او روزی سه بار تمام دنیا را می‌گردد و با سلاحش بر سر دیوان از جمله انگره مینیو، دیو خشم و دیوان مازنی می‌کوبد. (57: 33 و 57: 31)

یادکرد سروش در متون متأخر

در کتابهای متأخر،ایزد سروش هم چنان ماهیت خود را حفظ نموده است. در زیر به برخی از یادکردهای وی در کتب پهلوی اشاره می گردد:

· سروش به عنوان نگهبان جهان مادی: یکی از مهمترین فعالیتهای مادی سروش به عنوان ایزد نگهبان جهان مادی است.همان‌گونه که اورمزد بر جهان مادی سرداراست سروش نیز بر جهان مادی سروری دارد. این ایزد نگهبان تن انسانها در این جهان است[4]و هیچ گاه نمی‌خوابد و پیوسته از جهان پاک و آفرینش نیک محافظت می‌کند. همچنین او وظیفه مراقبت بر نظم جهان مادی را نیز بر عهده دارد. هر شب سه بار به زمین می‌آید تا مردم از بیم دیوان مغلوب نگردند.[5]

· به عنوان سرور ارزه و سوه: محل اقامت وی در کتب پهلوی ارزه و سوه –نام دو اقلیم از اقالیم هفت گانه - و سپس همه جهان ذکر گردیده است. جای اقامت او بیشتر در ارزه و سپس در سَوه و همه جهان است.[6]

· به عنوان وکیل کمک کننده از جانب اورمزد: سروش به عنوان نگهبان نماز و دعا بوده است ظاهراً بعدها این معنا گسترش پیدا کرد و سروش را نائب اهورامزدا پنداشته و بعد از اهورامزدا بیش از همه به درگاه او دعا می‌کردند.[7]

· ارتباط وی با دیگر امشاسپندان: او همکار اردیبهشت، آذر و بهرام است.از آن جائی که اردیبهشت از آفریده‌های مادی، آتش را برگزید سروش نیز از آن محافظت نموده و ارتباط وثیقی بین این دو برقرار گردید.[8] همچنین او با رشن و مهر نیز ارتباط دارد و به حساب مردمان در روز واپسین رسیدگی می کنند . گفته شده است که آذر اهوره‌مزدا برای رهائی مردمان از دست دیو آز، سروش را به یاری می‌خواند.در بندهش ما سروش را در کنار شش امشاسپند می‌بینیم. [9]او همراه ایزد نریوسنگ از سوی اهوره‌مزدا برای مقابله با دیوان فرستاده می‌شود.[10]

· به عنوان پشتیبان و محافظ: سروش یکی از ایزدان محافظ است که مخصوصاً در شب این وظیفه را به انجام می‌رساند. او با دیو خشم و دروغ در پیکار است[11].

· ارتباط او با خروس و سگ: از میان آفریدگان مادی سگ و خروس سروش را در از میان بردن به دروج یاری می‌رسانند.[12]زمانی که سروش می‌خواهد مردم را از دست دیو سستی و کاهلی نجات سازدبه سراغ سروش رفته و از خروس می‌خواهد که این کار را برایش انجام دهد و خروس بانگ بر می‌دارد که ای مردماناز خواب بیدار شوید و بر دیو سستی و کاهلی پیروز گردید؛ چه این که این دیو می‌خواهد جهان را در خمودگی و سستی فرو برد.[13]

· ارتباط او با آتش و با اردیبهشت: یکی دیگر از کارهای سروش محافظت او از آتش در برابر حمله تاریکی بر آتش است این ایزد به همراه اردیبهشت از آتش محافظت می‌نمایداو از همه آتشهایی که در جهان هستند پاسبانی می کند[14]

· ارتباط او با موبدان: از آنجا که سروش ایزد دعا بوده و کلام مقدس بدن و پیکر او را تشکیل می‌داده است مورد دقت و توجه بیشتر موبدان واقع شده است.[15]

· به عنوان واسطه میان جهان مینوی و مادی: یکی دیگر از نقش های ایزد سروش داشتن نقش پیام رسانی از جانب عالم مینوی به عالم گیتی است. نقشی که در دین اسلام بر عهده حضرت جبرئیل است. سروش را تن مثر tanmanθra گفته‌اند زیرا کلام مقدس بدن و پیکر اوست[16]

· نجات دادن زرتشت: روزی بد خواهان قصد از بین بردن زرتشت را کردند و در حالی که او کودکی بیش نبود او را به لانه گرگی برده و درون لانه گذاشتند . ایزد وهومنه و سروش به کمک وی رفتند و گوسفندی را به درون لانه گرگ فرستاده و زرتشت از شیر آن گوسفند تغذیه نمود.[17]

· نقش او در عالم پس از مرگ: در "ارداویراف‌نامه"، سروش به همراه آذر به استقبال ارداویراف آمده و با او همراه می‌شود.[18]در مینوی خرد آمده است که روان انسان نیکوکار در روز چهارم پس از مرگ به همراه سروش مقدس و وایِ نیک و بهرام نیرومند به سمت بهشت می‌رودو سروش به همراه "مهر" و "رشن"، داوری را برعهده دارند. روان انسانهای پارسا از پل چینود می‌گذردو از سروش می‌پرسند که این چه بادی است که این قدر رائحه خوبی دارد. علی‌رغم میل سروش دیو ویزدش در روز چهارم روح انسانهای بد را تا پل چینود می‌کشد.[19]

· پرستش های: سروش از جمله ایزدانی است که برای پرستش وی اهمیت فوق العاده‌ای قائل شده‌اند. در روایات پهلوی پس از آن که از ستودن امشاسپندان سخن گفته، اضافه می‌کند که سروش، جداگانه باید مورد پرستش قرار گیرد چرا که او خدای فرمانروا و حاکم بر جهان است.[20]

سروش در تقویم ایرانیان باستان نیز نقشی برجسته داشته است روز هفدهم هر ماه روز سروش بوده است. بعد از اسلام نیز سروش از معدود ایزدانی بود که جایگاهش هم چنان حفظ گردید و همان طور که گفته شد مسلمانان وی را مترادف با حضرت جبرئیل دانستند. سروش در ادبیات فارسی معنای خبر رسان از غیب را دارا است چنانکه حافظ شیرازی می‌گوید:

در راه عشق وسوسه اهرمن بسی است

پیش آی و گوش دل به پیــــام سروش کن

مقاله

نویسنده محمد رضا نظري
جایگاه در درختواره ادیان غیرابراهیمی - زردشتی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغهʂ)

اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغه(2)

علي (علیه السلام) در نامه يي به يكي از عمّالش مي نويسد: «فَكَأَنَّكَ قَدْ بَلَغْتَ الْمَدي وَ دُفِنْتَ تَحْتَ الثَّري وَ عُرِضَتْ عَلَيْكَ اَعْمالُكَ بِالمَحَلِّ الَّذي ينُارِي الظّالِمُ فيهِ بِالحَسْرَةِ وَ يَتَمَنَّي الْمُضَيِّعُ فيهِ الرَّجْعَةَ؛ (نامة 41) به آن ماند كه تو به آخرت رسيده يي و زير خاك پنهان گشته يي و كردارت به تو نمايانده شده است در جايي كه ستمگر به صداي بلند، دريغ مي گويد و تبهكار آرزوي برگشت به دنيا مي كند.»
تجلی قرآن در نهج‏ البلاغه

تجلی قرآن در نهج‏ البلاغه

امام(ع) در توصيف پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: «… و دعا الي الحكمة و الموعظة الحسنة»3 كه اشاره است به آيه شريفه: «ادع الي سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة (نحل، 16/125). با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن»
اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغهʁ)

اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغه(1)

واحدي كه مبدأ كثرت است و كم متصل و منفصل را به وسيلة آن تقسيم مي‌كنند و خلاصه آن يك كه بعدش دو، سه و چهار شمرده مي‌شود كه خداوند واحد به اين معني نيست زيرا اولاً: خدا يكي است كه ثاني و ثالث ندارد؛ ثانياً: از اوصاف اين معني قلت و كمي است يعني دو و سه و چهار بيشتر از آن است و خداوند موصوف به قلت نمي‌شود زيرا تمام اوصاف كماليه در ذات باري به نحو اتمّ و اكمل موجود است. علي (عليه السّلام)در عبارت اوّل و پنجم مذكور به اين معني اشاره فرموده و چنين وحدتي را از خداوند نفي نموده است.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
Powered by TayaCMS