دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سنت اجتماعی امداد مؤمنین

No image
سنت اجتماعی امداد مؤمنین

كلمات كليدي : امداد، مؤمنين، قرآن، آرامش، ترس

نویسنده : روح الله رضواني

کلمه" امداد" مصدر باب "افعال"، به معنی یاری رساندن و به فریاد رسیدن است، یاری رساندن ممکن است در راه خیر باشد یا در راه شر[1] و در اصطلاح به معنای یاری رساندن بصورت متصل، مداوم و پی‌درپیمی باشد،[2] بنابراین امداد به یاری کردنی اطلاق می شود که جنبه دائمی داشته باشد و به صورت مستمر ادامه یابد. [3]

امداد خداوند به مؤمنین و یاری رساندن به آنان در شرایط و حالات مختلف به طور دائمی می باشد که چنین امدادی از طرف خداوند قطع نمی گردد، مگر این که صفت ایمان از افراد جامعه سلب شود که در چنین حالتی امدادی در کار نخواهد بود.

بحث تاریخی امداد مؤمنین

قرآن کریم در آیات متعدد به تحقق تاریخی سنت امداد مؤمنین اشاره نموده است:

«وَ لَقَدْ أَوْحَیْنا إِلى‌ مُوسى‌ أَنْ أَسْرِ بِعِبادی فَاضْرِبْ لَهُمْ طَریقاً فِی الْبَحْرِ یَبَساً لا تَخافُ دَرَکاً وَ لا تَخْشى »[4]

«ما به موسی وحی فرستادیم که شبانه بندگانم را (از مصر) با خود ببر و برای آنها راهی خشک در دریا بگشا که نه از تعقیب (فرعونیان) خواهى ترسید، و نه از غرق شدن در دریا!»

«فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِیَهُمْ مِنَ الْیَمِّ ما غَشِیَهُمْ»[5]

«فرعون با سپاهیانش بدنبال ایشان حرکت کردند، آب دریا فرعون و سپاهیانش را پوشاند و غرق کرد »

انواع امداد مؤمنین از دیدگاه قرآن

الف) امداد بیرونی مؤمنین

1) امداد غیر طبیعی (بوسیله فرشتگان)؛

یکی از جنگ هایی که در صدر اسلام میان مسلمانان و کفار اتفاق افتاد جنگ بدر بود که خداوند در این باره می فرماید:

«إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِینَ أَلَنْ یَکْفِیَکُمْ أَنْ یُمِدَّکُمْ رَبُّکُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ مُنْزَلِینَ »[6]

«در آن هنگامی که تو به مؤمنان می گفتی: آیا کافی نیست که پروردگارتان، شما را به سه هزار نفر از فرشتگان، که (از آسمان) فرود می آیند یاری کند؟»

صاحب تفسیر تبیان از ابن عباس، حسن، قتاده، مالک بن ربیعه و... نقل کرده که امداد به واسطه ملائکه در روز بدر بود.[7]

2) امداد طبیعی؛

خداوند در مورد امداد غیبی به واسطه فرستادن باد و طوفان، می فرماید:

«..إِذْ جاءَتْکُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنا عَلَیْهِمْ رِیحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها...»[8]

«در آن هنگام که لشکرهایی (عظیم) به سراغ شما آمدند؛ ولی ما باد و طوفان سختی بر آنان فرستادیم و لشکریانی که آنها را نمی دیدید. »

ب) امداد درونی مؤمنین

1) ایجاد آرامش روحی؛

در مورد جنگ حنین خداوند به مؤمنین متذکر می شود که شما را در مراحل مختـلف یـاری رسانـدیم با ایـن که دارای نیـروی زیـادی بودیـد ولی در عیـن حـال نتو انستید بر دشمن غلبه کنید، اما خداوند برای شما آرامش روحی ایجاد نمود:

« ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلى‌ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها..»[9]

«سپس خداوند آرامش خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان نازل کرد و لشکرهایی فرستاد که شما نمی دیدید. »

2) ایجاد ترس و وحشت در دل کفار؛

«سَنُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ بِما أَشْرَکُوا بِاللَّهِ...»[10]

«بزودی در دلهای کافران، بخاطر این که بدون دلیل، چیزهایی را برای خدا همتا قرار دادند، رعب و ترس می افکنیم »

شرائط امداد مؤمنین

1) کسب آمادگی لازم برای دفاع؛

« وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ..»[11]

«هر نیرویی که در توان دارید، برای مقابله با آنها (دشمنان) آماده سازید و (همچنین) اسبهای ورزیده (برای میدان نبرد)، تا به وسیله آن دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید »

کلمه" قوة" به معنای هر چیزی است که با وجودش کار معینی از کارها ممکن می‌گردد، قوه در جنگ به معنای هر چیزی است که جنگ و دفاع با آن امکان پذیر است، از قبیل انواع اسلحه و مردان جنگی با تجربه و دارای سوابق جنگی و تشکیلات نظامی.[12]

2) اطاعت از خدا و رسول و پرهیز از اختلاف؛

«وَ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ..»[13]

«و (فرمان) خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید و نزاع (وکشمکش) نکنید، تا سست نشوید، و قدرت شما از میان نرود »

3) صبر و تقوا؛

«بَلى‌ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ یَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ مُسَوِّمینَ»[14]

«آری، اگر استقامت و تقوا پیشه کنید، و دشمن به همین زودی به سراغ شما بیاید، خداوند شما را به پنج هزار نفر از فرشتگان، که نشانه‌هایی با خود دارند، مدد خواهد داد! »

مقاله

نویسنده روح الله رضواني
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن‌پژوهی - خداشناسی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
Powered by TayaCMS