دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شادی در اسلام

همانا محبوبترین اعمال نزد خداوند، شاد کردن مؤمنین است.
شادی در اسلام
شادی در اسلام

شادی در اسلام

قال رسول الله (ص) : « إن أحبَّ الأعمالِ إلی اللهِ عزّوجل إدخال ُ السُّرُورِ علی المؤمنینَ » (کلینی ، کافی ،ج2 ، ص189، باب ادخال السرور)

یکی از چیزهایی که در اسلام مورد توجه قرار گرفته است شاد کردن برادر مؤمن است که در این باره روایات متعددی وارد شده و از برترین کارها نزد خداوند شمرده شده است.

پیامبر اسلام (ص) می‌فرمایند :«کسی که مؤمنی را شاد کند مرا شاد کرده است و کسی که مرا شاد کند خدا را شاد کرده است.»[1]

ولی به این نکته باید توجه داشت که انسان نمی‌تواند هر کسی را از هر راهی شاد کند. منظور روایت این نیست که انسان برادر مؤمن خود را از راه گناه خوشحال کند؛ مسلماً نمی‌توان از راه امور مکروه ، مشتبه و یا لغو چنین کاری را انجام داد. کارهای لغوی وجود دارد که از نظر اسلام پسندیده نیست.

خداوند در قرآن می‌فرماید :

« والذّینَ هُم عَنِ اللَّغوِ مُعرِضُونَ »[2]

مؤمنان کسانی هستند که از کارهای لغو و بیهوده دوری می‌کنند.

پس اصل شاد بودن از نظر اسلام مورد تأیید است و شاد کردن دیگران به عنوان بالاترین عبادات شمرده شده است. هر انسانی به طور فطری به دنبال شادی است. در دنیا خوشی‌ها و ناخوشی‌ها به طور طبیعی و تکوینی برای همه است و هر کسی در دنیا کم و بیش غم‌ها و شادی‌هایی دارد. هیچ کس در دنیا نیست که در همه عمر خود شاد و یا غمگین باشد. انسان به دنبال شادی هست ولی نباید به دنبال شادی‌های کاذب و حرام برود. کسانی که از راه‌های غیر مشروع مانند استعمال مواد مخدر ، مسکرات و... خود را شاد می‌کنند، شادی‌شان موقّتی است و پس از آن ساعت‌ها بلکه یک عمر بدبخت خواهند بود. این شادی‌ها مطلوب اسلام نیست. بلکه شادی دنیای انسان وقتی پسندیده است که در راستای کمک به شادی آخرت او باشد. انسانی که همیشه افسرده باشد به دنبال هیچ کاری نمی‌رود؛ عبادت هم نمی‌کند. چنین فردی نه به درد دنیا و نه به درد آخرت می‌خورد. پس نشاط و شادی‌ای که انسان را وادار کند که کارهای دنیایی وآخرتی خود را درست انجام دهد مطلوب است.[3] وگرنه شادی و نشاط خود و یا دیگران که در سایه گناه بدست آید نه تنها هیچ پاداشی ندارد و عبادت محسوب نمی‌شود بلکه عذاب نیز دارد.

    پی نوشت:
  • [1] - علامه مجلسی ، بحار الانوار، بیروت ، موسسه الوفاء ، 1404هق ، ج 71 ، ص287 ، باب 20
  • [2] - مؤمنون /3
  • [3] - مصباح یزدی ، محمد تقی ، پندهای امام صادق (ع) به ره جویان صادق ، قم ، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ، 1381هش ، ص101-105

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

رذایل اخلاقی

No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
Powered by TayaCMS