دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شدت و ضعف گناه

بزرگترین گناه آن است که صاحبش بر آن اصرار ورزد. (نقطه های آغاز در اخلاق عملی، آیت الله مهدوی کنی)
شدت و ضعف گناه
شدت و ضعف گناه

شدت و ضعف گناه[1]

قال امیرالمؤمنین(ع) :« أعظم الذنوب ذنبا ما اصرّ علیه صاحبه »(غرر الحکم و درر الکلم ص 187)

شدت و ضعف گناه در گناهان کبیره و صغیره منوط به دو چیز است: قبح فعلی و قبح فاعلی.

قبح فعلی مربوط است به مفاسد و زشتیهای موجود در خود عمل قطع نظر از خصوصیات روحی و شرایط شخص بزهکار.

قبح فاعلی مربوط است به شرایط ذهنی و روحی بزهکار قطع نظر از خصوصیات خود عمل.

شرایط ذهنی بزهکار عبارت است از داشتن روح تمرد و طغیان و قانون شکنی و عدم اهتمام به حقوق خدا و خلق. البته تمام گناهان از این حیث (قبح فاعلی) بزرگ و عظیم‌اند، زیرا سرپیچی از دستورهای خداوند بزرگ و مهربان با علم و اختیار، بسیار زشت و ناپسند است. قطب راوندی نقل می‌کند:

خداوند به عزیر وحی کرد: ای عزیر! گاهی که در معصیت افتادی به کوچکی آن نگاه مکن بلکه نگاه کن به کسی که نافرمانی‌اش کرده‌ای (یعنی خداوند متعال)

ولی با تمام اینها، این حالت (قبح فاعلی) نیز در تمام بزهکاران یکسان نیست،‌ زیرا ممکن است شخصی در اثر طغیان غریزه‌ی شهوت مرتکب گناهی بشود که دیگری همان گناه را با انگیزه‌ی فساد و افساد و الحاد انجام دهد، ‌و شک نیست که گناه دومی بزرگتر از اولی است زیرا انگیزه‌ی گناه در فرد دوم افساد و تباهی مردم است. این‌گونه گناه بحدی بزرگ و قبیح است که در صورت اصرار و تکرار، عامل آن به عنوان «مفسد فی‌الارض» شناخته شده و احیانا به کیفر اعدام باید محکوم شود، برعکس فرد اول که تا این حد سزاوار تقبیح و تنبیه نیست.

بنابراین، هم در قبح فعلی وهم در قبح فاعلی شدت و ضعف وجود دارد و همین شدت و ضعف موجب می‌شود که یک گناه گاهی از هر دو جهت کبیره و گاهی از هر دو جهت صغیره محسوب شود،‌ چنانچه ممکن است از لحاظ قبح فعلی کبیره و از لحاظ قبح فاعلی صغیره،‌ و برعکس، از نظر فعلی صغیره و از لحاظ فاعلی کبیره به حساب آید.

گناهان قرقگاه الهی (منطقه ممنوعه) است . کسانی که می‌خواهند از ورود به این منطقه احتراز کنند باید از نزدیک شدن به آن نیز اجتناب ورزند،چنانچه خداوند متعال می‌فرماید:

« تلک حدودالله فلاتقربوها »[2]

اینها حدود و مرزهای خداوند است، پس به آن نزدیک نشوید.

    پی نوشت:
  • [1]. مهدوی کنی، محمدرضا، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1374، پنجم، ص 112
  • [2] .سوره بقره آیه 178

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

رذایل اخلاقی

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS