دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شرایط زندگی در خانه امن

کسانی که غیر از خدا را اولیای خود بر گزیدند ، مثل عنکبوت است که خانه ای برای خود انتخاب کرده ؛ در حالی که سست ترین خانه ها خانه عنکبوت است اگر می دانستند. (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
شرایط زندگی در خانه امن
شرایط زندگی در خانه امن

قال الله تعالی :

مَثلُ الّذینَ اتّخذوا مِن دون الله اولیاء کمثلَ العَنکبوت اتّخَذَت بیتاً وإنَّ اَوْهَن البیوت لَبیتُ العنکبوت

(سوره عنکبوت آیه 41)

ترجمه :

کسانی که غیر از خدا را اولیای خود بر گزیدند ، مثل عنکبوت است که خانه ای برای خود انتخاب کرده ؛ در حالی که سست ترین خانه ها خانه عنکبوت است اگر می دانستند.

(برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)

شرایط زندگی در خانه امن

زندگی در خانه امن دو شرط دارد: یکی این که کار انسان، خوب باشد و به اصطلاح «حسن فعلی» داشته باشد و دیگر این که خود انسان هم شخص مؤمنی باشد و «حسن فاعلی» داشته باشد. بنابراین، انسان مؤمن اگر کار خوبی انجام ندهد، دستاویز خوبی ندارد یا اگر کار خوبی انجام ‌دهد ولی معتقد به خدا نباشد، چون این کار از روحی ناپاک، نشئت گرفته باز دستاویز ناگسستنی را از دست داده است. وقتی انسان به چنین دستاویز محکم و ناگسستنی، دست می‌یازد که هم خود مؤمن باشد و هم براساس ایمان، کارهای سودمندی ارائه کند.

انسان باید چهره‌جانش، یعنی قلبش را که ناصیه[1] هستی اوست، به سوی خدا متوجّه سازد و چشمش به برنامه‌های الهی باشد که خدا کدام را می‌پسندد و کدام را نه؟ یا چه چیزی را حلال کرده و چه چیزی را حرام؟ کسی که چهره جانش را به سمت دین خدا متوجّه کند و خود نیز معتقد به این معارف باشد، دستاویزی ناگسستنی دارد و اگر به ذات اقدس اله و دین او متکی نباشد و به هر چه غیر خداست تمسّک جوید، غیر خدا مانند خانه و تار عنکبوت سست بنیاد است: ﴿مَثلُ الّذینَ اتّخذوا مِن دون الله اولیاء کمثلَ العَنکبوت اتّخَذَت بیتاً وإنَّ اَوْهَن البیوت لَبیتُ العنکبوت﴾[2].

اتّحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی سابق، که نامش دهان پرکن بود، در کوتاهترین مدّت متلاشی شد و هیچ بعید نیست که در آینده نزدیک، نظم نوینی هم که استکبار جهانی امریکا داعیه آن را در خیال خام خود می‌پروراند، متلاشی بشود و سرّ آن فروپاشی این است که: ﴿فماذا بَعْدَ الحقّ الّا الضّلال﴾[3]؛ از حقّ که بگذری،جز ضلالت چیزی نیست و ضلالت، مانند خانه عنکبوت سست است. از این رو طاغیانِ منحرف هر لحظه نگرانند؛ چون تکیه‌گاهی ندارند.

کسی که بخواهد روح خود را منزّه کند باید از تار عنکبوتها برهد؛ زیرا تار عنکبوت غیر از دست و پاگیر بودن اثر دیگری ندارد. این تار عنکبوت است که به انسان می‌چسبد؛ نه این که انسان به تار عنکبوت بچسبد. به عبارت دیگر، تار عنکبوت می‌خواهد به همراه انسان بیاید؛ نه این که انسان را به همراه خود ببرد. تعلّقات غیر خدایی می‌خواهند به همراه انسان بیایند و انسان را سنگین‌بار کنند؛ نه این که انسان را به همراه خود ببرند و او را سبکبار سازند؛ قلعه توحید، یعنی کلمه «لااِله اِلّا الله» با حفظ شروط آن که یکی از آنها ولایت اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) است، قلعه مستحکمی است که انسان را در درون خود حفظ می‌کند. وقتی روح انسان، منزّه می‌شود که تعلّقات غیرالهی را بزداید وگرنه هیچ پناهگاهی ندارد و هر روز نگران است و به شانس و بخت و فال‌بینی پناه می‌برد.

    منبع :
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج11/صص 135-136
    پی نوشت:
  • [1] - موی جلوی پیشانی
  • [2] - سوره عنکبوت، آیه 41.
  • [3] ـ سوره یونس، آیه 32.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
Powered by TayaCMS