دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شكست، بخشی از يك زندگی

No image
شكست، بخشی از يك زندگی

تمامي‌انسان‌ها در طول زندگي‌شان بارها به نحوي شكست خورده‌اند و لحظات سخت و دشوار شكست را تجربه كرده‌اند و آن را پشت سر گذاشته‌اند يا مزه تلخ آن را چشيده‌اند. هر كس تلاش كند و شكست بخورد غمگين مي‌شود. شكست معمولا مساوي با از دست رفتن يك موقعيت است. اگر كسي تلاش نكرده باشد طبعاً حس نمي‌كند چيزي را از دست داده است. براي ايجاد حس شكست بايد امتحاني كه گرفته شده منطقي باشد. ناكامي‌ يعني نرسيدن به آرزوها و اهداف. ناكامي‌ به دو طريق حاصل مي‌شود: يكي نرسيدن به اهداف منطقي يا انتخاب اهداف غيرمنطقي و غيرممكن. بد نيست گاهي توقع‌مان را كم كنيم. كم كردن توقع هميشه امكانپذير نيست و این دلایلی چند دارد، نخست: موفقيت براي حفظ اعتماد به نفس است. دوم: بعضي آدم‌ها با آرزوهايشان خوشند و تلاش هم مي‌كنند، حتي اگر هرگز به آنها نرسند. سوم: بعضي از اهل فن معتقدند خوشبختي نبايد هدف اصلي زندگي باشد. آنها تحصيل علم و كمك به ديگران را در درازمدت ارضا‌كننده‌تر مي‌دانند. چهارم: خيلي از آدم‌هاي افسرده خيرشان به ديگران رسيده است. اينها خوشبختي خود را فداي ديگران كرده‌اند.

شیوه برخورد با شكست

اينكه چگونه با شكست برخورد كنيد اهميت ويژه‌اي دارد. اعتماد به نفس حاصل تلاش، استفاده از الگوها و روش‌هاي مناسب و صرف وقت است. آدم‌هاي ضعيف این مشغله فکری را دارند كه چطور شكست نخورند! هيچ ربطي هم به سختي يا آساني كار ندارد. آدم‌هاي موفق بيشتر به خوب انجام دادن كار و كسب تجربه فكر مي‌كنند ولي آدم‌هاي ضعيف مدام فكر نتيجه هستند. دسته اول از كارهاي سخت استقبال مي‌كنند؛ چون دنبال يادگیری هستند. اينها پس از هر شكست مي‌گويند: اين دفعه را باختم ولي در عوض تجربه كسب كردم! دفعه بعد از روش ديگري استفاده خواهم كرد. تلاش و آموزش، كارآيي را افزايش مي‌دهد. پس بهتر است از اين روش استفاده كنيم و به جاي خودخوري براي اداره زندگي، مسئوليت قبول كنيم نه اينكه خود را سرزنش كنيم. هميشه و در همه جا پشتكار، تعهد و تلاش نتيجه مي‌دهد. بعد از هر شكست از خود بپرسيد: مسبب این رویداد چه کسی بود؟ حالا بايد چه كار كنم؟ هيچ آدم عاقلي دنبال دلايلي كه قابل اصلاح نيستند نمي‌گردد. هيچ رفتاري هم تك عاملي (وراثت، غريزه، فيزيولوژي و...) نيست. اكثر رفتارها قابل اصلاح هستند، پس اهميت آموزش را فراموش نكنيد. براي اينكه كسي قهرمان شود از سن قبل از مدرسه روزي حدود هشت ساعت تمرين مي‌كند. آدم‌ها خيلي بيشتر از آنچه فكر مي‌كنند توان يادگیری دارند. بدانيم كه دليل اكثر شكست‌ها كم‌كاري و عدم آموزش است. غالباً آدم‌ها آخرين حد توانايي خود را نمي‌دانند چون هرگز سعي نكرده‌اند به آن حد نزديك شوند. واضح است كه یکی از دلایل مهم شكست‌ها، بهانه‌گیری است. خودكم‌بيني هم چيزي شبيه به همين است، اما قبل از عمل بروز مي‌كند. بهانه‌هايي كه زياد استفاده مي‌شوند از اين قرار است: خسته‌ام، مريضم، عصبانيم، آماده نيستم و... اين بهانه‌ها در كوتاه‌مدت اضطراب و ناكامي‌حاصل از شكست را تخفيف مي‌دهند، اما در درازمدت موجب كاهش اعتماد به نفس و افزايش ترس مي‌شوند. كلام آخر اينكه گاهي خيلي به خودمان سخت مي‌گيريم، خيلي از خودمان توقع داريم، گاهي هم خيلي تلاش نمي‌كنيم؛ آدم بايد پرتلاش و كم توقع بوده و هميشه دنبال راه‌هاي بهتر باشد.

جهل از منظر قرآن

خواسته‌هاي مراتب نازله نفس را هدف نهايي خويش قرار دادن در واقع در خدمت بعد جسماني و حيواني بودن، و آنها را به لذت دنيوي رساندن است و ثمره آن تباه ساختن مرتبه انساني و نفي انسانيت است. در عرف مردم به كسي كه از نعمت خواندن و نوشتن محروم باشد يا به فرد بي‌اطلاع از مسائل، يا كم‌اطلاع بيسواد گفته مي‌شود كه مرادف با جهل است و در مقابل كسي كه خواندن و نوشتن را مي‌داند يا فردي مطلع و آگاه از مسائل است به او باسواد گفته مي‌شود كه مرادف با علم است و بيسوادي و باسوادي افراد به مقتضاي شرايط محيطي، اجتماعي و... تفاوت مي‌كند. ولي مفهوم جهل در آيات و روايات در مقابل عقل است، به اين معنا كه جاهل كسي است كه در مقام انديشه يا عمل، غيرواقع را به جاي واقع نشانده و بر اساس آن زندگي مي‌كند و اما عاقل به فردي اطلاق مي‌شود كه در دو جنبه انديشه و عمل واقع را درك كرده و حركت‌هاي ارادي‌اش بر واقعيت و حقيقت استوار است. جهل تكيه بر غير واقعيت است و در واقع وابستگي انديشه‌اي و عملي به چيزي است كه وجود عيني و خارجي ندارد و وجودي كه برايش ملاحظه مي‌شود، وجود فرضي است. وجودي كه رذايل و پستي‌ها بر آن بنا شده است. اميرمومنان علي (ع) در اين مورد فرمود: جهل ريشه هر بدي است و نيز فرمود: جهل تباه‌كننده هر كاري است و به همين جهت آن حضرت جهل را دردناك‌ترين دردها معرفي كرد و در بيان ديگري چنين فرمود: جهل به معناي فوق در مقابل عقل است، يعني براي آن وجودي فرض شده كه به وسيله صفات پست و رذيله كه از آن ناشي مي‌شود تقويت مي‌شود. جايگاه جهل كه ريشه هر بدي و رذیلت است بعد احساسي و تخيلي انسان است كه در مرتبه نازل از درك عقلاني قرار دارد. كسي كه در ارزيابي و شناخت واقعیات زندگي و به‌طور كلي تحليل هستي به دستگاه ادراكي تخيل و احساس تمسك جويد، گرفتار جهل مي‌شود، زيرا مسائل مربوط به هستي و حيات آدميان فوق حس و تخيل است، هر چند شخص متمسك به حس و خيال آن را واقع مي‌پندارد و آن را حق تلقي كند. قرآن آناني كه بت را معبود خويش قرار داده‌اند پيرو ظن و گمان و پندار مي‌داند، زيرا معبود بودن بت‌ها امري غيرواقعي بوده و فقط وجود فرضي دارد و اين وجود فرضي معلول انديشه حسي و خيالي بت‌پرستان است. قرآن در آيه مباركه 36 سوره يونس مي‌فرمايد: و اكثر مردم جز از خيال و گمان باطل كه معلول تحليل و تفسيرهاي حسي و خيالي درباره هستي و جهان است پيروي نمي‌كنند. و روشن است كه به راستي ظن و خيال موهوم كسي را از حق بي‌نياز نمي‌كند و موهوم، حسي و خيالي هرگز جاي علم و يقين را نمي‌گيرد. حق اين است كه جهان هستي ظهور و جلوه اراده، حكمت و قدرت خداست، پس او رب و مالك جهان و انسان است، او تنها معبود انسان و همه موجودات بايد باشد و‌الله بودن غير او پنداري بيش نيست و پندار عين جهل است. قرآن از اين مطلب پرده برداشته و در آيه مباركه 66 سوره يونس مي‌فرمايد: آگاه باش كه به راستي هر چه درآسمان‌ها و زمين است، مِلك خداست، و آنچه را مشركان و بت‌پرستان از غير خدا مي‌خوانند و پيروي مي‌كنند، پندار باطلي بيش نيست كه بر اساس حس و خيال يافته‌اند و اينها جز دروغ و غيرواقع نمي‌گويند. حاكميت پندارهاي حسي و خيالي با محكوميت عقل همراه است و نتيجه آن غفلت از مرتبه عالي نفس و فرو ماندن در مرتبه نازل جسماني و حيواني است. و ماندن در مراتب نازل و هدف ذاتي و نهايي قرار دادن غير‌الله رذيلت است كه از تفسير حسي و خيالي هستي، جهان و انسان ناشي شده است. تفسیري كه عين جهل است و به همين مناسبت قرآن مجيد به كساني كه غير‌الله را معبود قرار داده‌اند صفت جاهل داده است. در سوره زمرآيه شريفه 64 مي‌فرمايد: ‌اي رسول ما به عبادت‌كنندگان غير خدا، بگو‌ اي جاهلان! آيا مرا امر مي‌كنيد كه غير خدا را بپرستم؟ در نتيجه با توجه به بيان فوق روشن مي‌شود كه علت اساسي ماندن در مراتب نازل نفس و خواسته‌هاي آن مراتب را هدف نهايي قرار دادن حيات پنداري و هستي پنداري است. ثمره چنين ماندني وجود صفات رذيلت در نفس است و اعمال ناشي شده از چنين صفاتي هر چند ظاهرش زيبا باشد همراه با قبح فاعلي است و به بيان قرآن درآيات مباركه 65-66 سوره زمر؛ و حقيقتا به تو و همه پيامبران پيشين وحي شده، اگر به خدا شرك آوري، تمام اعمالت تباه مي‌شود و تو سخت از زيانكاران خواهي بود. بلكه تنها خدا را عبادت كن و از شكرگزاران باش.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

رذایل اخلاقی

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS