دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شوخی‌های بد فرجام

No image
شوخی‌های بد فرجام

وقتى شوخى، از مرز اعتدال فراتر رود و به افراط كشيده شود، موجب تحقير و اهانت مى‌گردد و طرف شوخى برمى‌آشوبد و در دفاع ‌از آبروى خود و حفظ موقعيتش به معارضه و برخورد مى‌پردازد. اينجاست كه شوخى تبديل به كدورت و دشمنى مى‌شود. نمونه‌هاى فراوانى مى‌توان يافت كه يك مزاح بيجا و نسنجيده كه ‌بى‌حرمتى به كسى يا گروهى تلقى شده است، خشم آنان را برانگيخته‌ است.

 در ضرب‌المثلهاى ما تعابيرى همچون «شوخى شوخى آخرش به‌جدى مى‌كشد» وجود دارد كه گوياى عواقب ناهنجار برخى‌شوخيهاست.

همين مضمون در مثلهاى عربى نيز آمده است: «المزاح‌مقدمة الشر». امام حسن عسكرى (ع) فرمود: «لا تمازح، فيجترء عليك‌»؛ شوخى‌مكن، كه بر تو گستاخ مى‌شوند. اين، اشاره به از بين رفتن مهابت و حرمت مزاح‌كننده دارد كه وقتى با شوخى، حريم خود را شكست و ابهت و وقار خويش را زير پا گذاشت، راه براى ديگران باز مى‌شود كه ‌به حرمت‌شكنى بپردازند. در حديث ديگرى كه امام صادق (ع) به «مومن الطاق‌» دارد به آثارسوء و خلاف‌انگيز مزاح اشاره دارد.

 حضرت، ضمن وصاياى مفصلى‌ به وى، مى‌فرمايد: اگر مى‌خواهى دوستى برادرت با تو صاف و زلال و بى‌آلايش ‌بماند، با او شوخى، جدل، مفاخره و مخاصمه و كشمكش مكن. روشن است كه اين چهار عمل، گاهى نوعى تعرض به حريم‌شخصيت ديگرى محسوب مى‌شود و آن صفاى برادرى و دوستى را مى‌آلايد. به هر حال، در شوخى كردن با ديگران، هم بايد ظرفيت طرف ‌مقابل سنجيده شود، هم از افراط و زياده‌روى پرهيز شود، هم از تحقير و توهين و استهزاء ديگران اجتناب شود، هم وقار و هيبت ‌خود شخص محفوظ بماند. نشاندن گل لبخند به چهره‌ها به قيمت‌ خرد كردن شخصيت ‌يك انسان، و ايجاد شادى در عده‌اى به بهاى غمگين‌ساختن يك مسلمان، زيبنده و شايسته نيست. 

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
Powered by TayaCMS