دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شکل سوم

No image
شکل سوم

كلمات كليدي : شكل سوم، حد وسط، حد اكبر، حد اصغر، صغري، كبري، منتج، عقيم

نویسنده : مهدي افضلي

منطق‌دانان از نحوه قرار گرفتن حد وسط یا اوسط در قیاس‌ها اشکال مختلفی را اصطیاد کرده‌اند که هر یک احکام خاصی را واجد است. اگر حد وسط در صغری و کبری موضوع واقع شود آنرا "شکل سوم" می‌نامند که این شکل نیز به لحاظ انتاج دور از طبع است.

برای منتج بودن شکل سوم نیز افزون بر شرایط عام قیاس اقترانی دو شرط عمده را ذکر کرده‌اند: ایجاب صغری و کلی بودن. برای سهولت در ذهن سپاری این دو شرط، آنرا به اختصار "مغ‌کاین" می‌نامند: م=موجبه، غ= صغری، ک= کلیه، این= احدی المقدمتین.

با دو شرط مذکور ده ضرب از نتیجه بخشی خارج و صرفا شش ضرب باقی می‌ماند که نتیجه همگی نیز جزئی است. در نموادر زیر ضروب منتج و غیر منتج نشان داده می‌شود:

صغری کبری

موجبه کلیه

سالبه کلیه

موجبه جزئیه

سالبه جزئیه

موجبه کلیه

منتج

منتج

منتج

منتج

سالب کلیه

عقیم

عقیم

عقیم

عقیم

موجبه جزئیه

منتج

منتج

عقیم

عقیم

سالبه جزئیه

عقیم

عقیم

عقیم

عقیم

ضروب منتج شکل سوم نیز با استفاده از عکس مستوی و ارجاع به شکل اول و با برهان خلف اثبات می‌شود. البته طریق عکس در مواردی‌ که یکی از مقدمات سالبه جزئیه باشد راه ندارد.

اثبات از طریق عکس

(1) هر طلایی معدن است.

(2) هر طلایی گران قیمت است.

(3) .: بعض معدن‌ها گران‌قیمت است. برای اثبات نتیجه، صغری(1) را به عکس مستوی بدل می‌کنیم، چون عکس مستوی موجبه کلیه، موجبه جزئیه است، چنین قضیه‌ای خواهیم داشت:

(4) بعضی معدن‌ها طلاست، از ضمیمه کردن آن به کبرای اصلی(2) قیاس ضرب سوم از شکل اول حاصل می‌شود که بدیهی الانتاج است و از آن قضیه (3) نتیجه گرفته می‌شود.

اثبات از طریق خلف

در صورتی ‌که یکی از مقدمات سالبه جزئیه باشد به دلیل عکس نداشتن از طریق خلف وارد می‌شویم، ضمن آن‌که در تمام ضروب منتج می‌توان از طریق برهان خلف وارد شد.

اگر داشته باشیم:

(1) هر حیوان حساس است.

(2) بعض حیوان‌ها انسان نیستند، نتیجه این می‌شود:

(3) .: بعض حساس‌ها انسان نیستند. اگر این نتیجه صادق نباشد باید نقیض آن صادق باشد که نقیض سالبه جزئیه موجبه کلیه است:

(4) هر حساسی انسان است، اگر این قضیه را کبری برای (1) قرار دهیم این نتیجه حاصل می‌شود:

(5) هر حیوانی انسان است؛ این نتیجه به صراحت با (2) در تناقض است، و چون مفروض صدق آن است، در نتیجه(5) کاذب است و از کذب آن لازم می‌آید که نقیض آن، یعنی (3) صادق باشد.

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

رذایل اخلاقی

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS