دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

صبر و تسلیم

بر تو باد به صبر، پس همانا صبر دژی محکم و عبادت اهل یقین است.
صبر و تسلیم
صبر و تسلیم

صبر و تسلیم

قال علی(ع): «علیکَ بالصَّبرِ فإنّه حِصنٌ حَصینٌ و عِبادَهُ المُوقنِینَ» (تصنیف غررالحکم و دررالکلم، حدیث 6248)

انسان همواره باید در برابر پیش‌آمدهای روزگار صبور باشد؛ زیرا آنچه در عالم واقع می‌شود بر اساس اذن و اراده الهی است و تا چیزی از جانب او مقدّر نشده، و خداوند اراده نکرده باشد، واقع نمی‌شود؛ چراکه پیش‌آمدهای این دنیا ممکن است به‌دلایل مختلفی چون، آزمایش الهی، برای تذکر، نتیجه عمل انسان، موهبتی الهی که به‌جای آن چیز بهتری در انتظار بشر است و ... باشد؛ به‌همین دلیل انسان عارف در مقابل قضاء و قدر الهی کاملا تسلیم و راضی است؛ هم در ظاهر و هم در باطن، هم در گفتار و هم در کردار، برای او عزّت و ذلّت، دارایی و ناداری، راحتی و سختی، صحّت و مرض و ... یکسان است؛ زیرا می‌داند که هیچ پیشامدی بی‌حکمت نیست. هرچه رضا و تسلیم انسان بیشتر باشد ای کاش گفتن او کمتر است؛ تا جایی که هرگز ای کاش نمی‌گوید و نسبت به شرایط پیش آمده اعتراضی در پیشگاه الهی نمی‌کند. چنانکه در سیره پیامبر اسلام(ص) وارد شده که هرگز در زندگی خود ای کاش نگفت.

«لَم یَکُن رَسُولُ اللهِ یقُولُ لشئٍ قَد مَضَی: لوکان غیره»[1]

البته این به این معنی نیست که انسان دست روی دست بگذارد و هیچ حرکت و تلاشی برای وضع موجود نداشته باشد ولی بعد از آن ، آنچه واقع می‌شود نباید موجب حیرت و پریشانی او گردد و زبان به گلایه و شکایت بگشاید.[2] انسانی که عنان صبر را از کف می‌دهد و زبان شکایت پیش هر کس و ناکسی باز می‌کند، علاوه بر اینکه از دید مردم می‌افتد و به سستی و عدم استقامت شناخته می‌شود، پیش ملائکه و درگاه الهی نیز از ارزش می‌افتد. بنده‌ای که نتواند یک حادثه و مصیبت را در مقابل نعمت‌های بی‌شماری که از جانب خداوند به او رسیده است تحمل کند؛ چه ایمانی و چه تسلیمی در برابر خداوند دارد؟! پس درست است که در روایات گفته شده کسی که صبر ندارد، ایمان ندارد![3]

آری صبر، دژی محکم است که صاحب خود را از خطرات و کفر و ناسپاسی خداوند حفظ می‌کند. انسان صبور به آنچه برایش مقدّر شده کاملا تسلیم و راضی است؛ ولی در عین حال دست از هیچ تلاش و کوششی در زندگی خود برنمی‌دارد.

    پی نوشت:
  • [1]. جوادی آملی، عبدالله، حماسه و عرفان، قم، نشر اسراء، چاپ نهم، 1386هش، ص254 به‌نقل از: کلینی، محمدبن یعقوب؛ کافی، ج2، ص63.
  • [2]. همان.
  • [3]. خمینی، (امام) سید روح‌الله؛ چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1379، چاپ بیست دوم، ص263.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

رذایل اخلاقی

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS