دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

صلح عمومی

یکی از اصول دوازده گانه فرقه بهائیت،صلح عمومی و محکمه کبرای بین المللی است. در این زمینه عبدالبهاء می‌گوید:« از جمله تعالیم اعلان صلح عمومی بود کسانی که پیروی کردند از هر ملت و از هر دین و مذهب در نهایت محبت اجتماع نمودند.
No image
صلح عمومی

نويسنده: مجتبي صبوري

كلمات كليدي: بهائيت،اصول دوازده گانه، صلح عمومي، محكمه كبري، تناقضات

یکی از اصول دوازده گانه فرقه بهائیت،صلح عمومی و محکمه کبرای بین المللی است. در این زمینه عبدالبهاء می‌گوید:« از جمله تعالیم اعلان صلح عمومی بود کسانی که پیروی کردند از هر ملت و از هر دین و مذهب در نهایت محبت اجتماع نمودند.»[1] بهائی‌ها معتقدند که باید محکمه کبرایی در جهان بوجود بیاید و از طرف حکومتها و دولتها تقویت و پشتیبانی شود و همه آنچه که مورد اختلاف دولتها و ملتها قرار می‌گیرد در آن محکمه حل و فصل شود تا جنگ و جدالی به وجود نیاید و جهان به ماتم نوجوانان خود دچار نشود. نمایندگان دولتها و ملتهایی هم که در این محکمه جمع می‌شوند باید قطع نظر از ملیت،خود را نماینده حقیقی نوع بشر بدانند.[2] بنا به باور آنها، در این حالت صلح عمومی تحقق می‌یابد.[3] سران بهائی صلح عمومی را برای جهان لازم و ضروری می‌دانند؛ عباس افندی در این راستا می‌گوید:«تا صلح عمومی بلند نگردد و محکمه کبرای عالم انسانی تشکیل نشود و جمیع امور ما به الاختلاف دول و ملل در آن محکمه قطع و فصل نگردد عالم آفرینش آسایش نیاید.»[4] این فرقه همچنین مدعی است که علاوه بر تشکیل حکومتهای محلی و ملی یک حکومت جهانی به منظور تحقق وحدت عالم انسانی ضروری است.[5]

حسینعلی نوری در این رابطه می‌گوید:«لیس الفخر لمن یحب الوطن بل لمن یحب العالم»[6]؛برای کسی که وطنش را دوست دارد فخری نیست؛ بلکه فخر برای کسی است که عالم را دوست دارد.

عبدالبهاء نیز در مکاتیب می‌نویسد:«مسئله صلح عمومی؛بهاءالله می‌گوید که باید هیئت محکمه کبری تشکیل شود زیرا جمعیت امم هر چند تشکیل شد ولی از عهده صلح عمومی بر نیاید... و آن این است که مجالس ملیه هر دولت یعنی پارلمانت اشخاصی از نخبه آن ملت که در جمیع قوانین حقوق بین دولی و بین مللی مطلع، دو شخص یا سه انتخاب نمایند... به حسب کثرت و قلت آن ملت، این اشخاص که از طرف مجلس ملی یعنی پارلمانت انتخاب شده‌اند، مجلس اعیان نیز تصدیق نمایند. و همچنین مجلس شیوخ و همچنین هیئت وزراء و همچنین رئیس جمهور یا امپراطور تا این اشخاص منتخب عموم آن ملت و دولت باشند از این اشخاص محکمه کبری تشکیل می‌شود و جمیع عالم بشر در آن مشترک است...[7]و از این نمایندگان محفلی در نهایت روح و ریحان تشکیل گردد و محکمه کبری تأسیس یابد و جمیع مسائل مهمه و مشاکل عظیمه بین الملل و الدول در آن محکمه کبری حل شود تا بنیان جنگ برافتد و عالم انسانی از این عار و ننگ رهایی یابد.[8] و هر گاه دولتی از دول یا ملتی از ملل در اجرای تنفیذ حکم مبرم محکمه کبری تعلل و تراخی نماید،عالم انسانی بر او قیام کند.»[9]

بهائیان معتقدند که بهاءالله پنجاه سال پیش صلح عمومی را مطرح کرده و آن هنگامی بوده که خود در قلعه عکا زندانی بوده است.او دستور این امر عظیم یعنی صلح عمومی را زمانی که افق شرق بسیار تاریک بود، و ملتها در نهایت بغض و عداوت با یکدیگر زندگی می‌کردند و ادیان تشنه خون یکدیگر بودند و ظلمت اندر ظلمت بود، به همه ممالک فرستاد و در شرق نیز در بین دوستان خود آن را تأسیس کرد.[10]

نقد اصل صلح عمومی

در رابطه با این افکار و نظریات باید گفت که آرزوی صلح و زندگی مسالمت آمیز میان ملتها و تشکیل یک مجمع و شورایی برای حل اختلافات میان افراد یک جامعه و نیز میان مردم جهان، تنها مربوط به بهائی ها نیست؛ بلکه این خواست همه ادیان، از جمله مسیحیت و اسلام می‌باشد. خداوند در قرآن یکی از ویژگیهای اجابت کنندگان دعوت پروردگارشان را مشورت در کارها اعلام می‌کند و می فرماید: « و امرهم شوری بینهم »[11]؛ و کارهایشان به صورت مشورت در میان آنهاست. واضح است که اگر همه مردم در امور اختلافی مربوط به هم بدون هیچ اغراض منفی‌ای با یکدیگر تبادل نظر کنند تمام مشکلات و سوءظن‌ها در همان جا حل می‌شود و بهانه ای برای جنگ و درگیری پیش نمی‌آید؛اما همیشه عده‌ای از حکام ظالم و زورگو هستند که زیر بار حرف حق نمی‌روند و هیچ راهی جز برخورد با قوه قهری نیست؛با این حال خداوند مردم را به ایجاد یک حکومت جهانی در پرتو صلح عمومی نوید داده است، آنجا که می‌فرماید: « و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض، نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین»؛[12] ما می‌خواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم! این وعده الهی است که نوید دهنده تشکیل یک حکومت جهانی همراه با صلح و آرامش می‌دهد که متولی آن مستضعفین جهانند. بنابراین ادعای بهائیان در ارائه نظریه صلح عمومی و تشکیل محکمه کبرای بین المللی مخصوص آنها نیست؛ بلکه در اسلام نیز بر ایجاد سیستمی مبتنی بر تصمیم گیری به شیوه عقلا تأکید شده است.

علاوه بر این باید گفت: ایشان تصور کرده است که به تشکیل محکمه کبری و اجتماع هزار نفر از منتخبین ملل، اختلافات رفع شده و همه نظر واحد و رأی واحد و عقیده واحد پیدا کرده، و از امتیازات و منافع ملی و دینی و قومی و مذهبی صرف نظر کرده، و تنها وحدت و برابری را منظور می دارند. از باب مثال: اگر در آن مجمع عمومی مذاکره از وحدت زبان، وحدت حکومت، وحدت دین، وحدت معابد، وحدت مرجع دینی، وحدت پیامبر آسمانی، وحدت کتاب آسمانی، وحدت مسلک و رژیم سیاسی، و امثال اینها: پیش آمده، و بخواهند در این موضوعات همه یکرنگ و متحد بوده و در تحت قانون واحد زندگی کنند، آیا ممکن است یا نه؟ آری فقط در یک صورت ممکن است این وحدت صورت بگیرد، و آن در صورتی است که همه از علاقه های دینی و مذهبی و وطنی و سیاسی و اقتصادی و قومی دست کشیده و به قول حسینعلی بهاء از جمیع قیود رهایی یابند. و به تعبیر واضحتر، این نقشه هنگامی عملی می شود که: همه بی دین و بی وطن و بی مرام و بی مسلک باشند، البته در این صورت منظور میرزا،عملی خواهد شد.[13]

در مورد نامه بهاء الله به شیخ محمد تقی مجتهد اصفهانی نیز باید گفت: در راهکار بهاءالله، دو نکته خودنمایی می کند:

نکته اول آنکه رهبر و بانی بهائیت، ظاهرا مردم را واجد هیچ صلاحیتی نمی داند؛ چرا که در این حکم و احکام مشابه، تنها سلاطین را منشأ اثر و قدرت در اجتماع می داند و برای توده های مردم هیچ ارزش و اهمیتی قائل نشده است.

نکته بعدی، عدم قابلیت اجرایی آن است؛ زیرا پیش از تشکیل این مجلس بزرگ آرمانی، باید یک توافق و تفاهم حداقلی میان رهبران و رؤسای کشورها ایجاد کرد. در این صورت، ثمره آن چیزی شبیه سازمان ملل متحد امروز خواهد شد که با وجود توافقات مهم بین المللی و پیمان نامه های مختلف سیاسی و نظامی، گام قابل توجهی در جهت صلح برداشته نشده است.[14]

تناقضات بهائیان در شعار و عمل

بهائی ها با اینکه در ادعا در پی ایجاد صلح عمومی در عالم هستند اما برخورد خود آنها و به خصوص رهبرانشان با مطرودین و انسانهای غیر بهائی برخوردی قهری و خشن است که به نمونه هایی از آنها اشاره می کنیم:

روش برخورد با غیر بهائیان

سران بهائی با تمام ظاهرنمایی آنان در رابطه با صلح عمومی در عرصه عمل با غیر بهائیان برخورد ناپسندی دارند؛ بهاءالله می گوید: " هر مالک بستانی شجره یابسه را در بستان باقی نگذارد و البته او را قطع نموده به نار افکند چه که حطب یابسه در خور و لایق نار است پس ای اهل رضوان من خود را از سموم انفس خبیثه و اریاح عقیمه که معاشرت با مشرکین و غافلین است حفظ نمایید."[15]

او همچنین می‌گوید: "لا تعاشروا مع الذین هم کفروا بالله و آیاته ثم اجتنبوا عن مثل هؤلاء"[16]؛ با کسانی که به خدا و آیاتش کافر شدند معاشرت نکنید و از اینگونه افراد اجتناب ورزید.

بنابر نصوص بهائی هرکس غیر بهائیان را انسان بنامد یا برای آنها رتبه ای قائل شود، از همه فیوضات خداوندی محروم می‌شود!

بهاءالله در این خصوص می‌گوید:«الیوم هر نفسی بر احدی از معرضین من اعلاهم او من ادناهم ذکر انسانیت نماید، از جمیع فیوضات رحمانی محروم است تا چه رسد که بخواهد از برای آن نفوس اثبات رتبه و مقام نماید[17]!! او همچنین در کتاب مائده می‌گوید: "ایاک ان لا تنس ذکری و لا تستأنس باعدائی لان الشیطان یذهب عن قلب الانسان نفحات الرحمن "؛ ذکرم را فراموش نکنید و با دشمنانم انس نگیرید؛ زیرا درغیر اینصورت شیطان، فیوضات رحمانی را از قلب انسان می‌برد. و بر هر نفسی لازم است که از انفس خبیثه مشرکه اجتناب نماید. [18]

بهاء الله همچنین با خبیث شمردن غیر بهائیان می‌گوید: باید از معرضین در کل شئون اعراض نماییم و در آنی مؤانست و مجالست را جایز ندانیم که قسم به خدا که انفس خبیثه،انفس طیبه را می گدازد چنان که نار حطب یابسه را و حر ثلج بارده را»[19] و نیز می‌گوید: با نفوس معرض که اعراضشان ظاهر شده معاشرت و تکلم و ملاقات جایز نه، هذا حکم قد نزل من سماء ارادة آمر قدیم.»[20]

میرزا حسینعلی بهاء در جایی دیگر غیر بهائیان را سنگریزه های بی ارزش می شمرد و می‌گوید: "احبائی هم لئالی الامر و من دونهم حصاة الارض"[21]؛ دوستان من در و جواهر و غیر آنها سنگ ریزه های زمین‌اند.

روش برخورد با مطرودین

آنها با مطرودین روحانی نیز برخورد خشنی دارند! شوقی در پاسخ به سؤالی می‌گوید: راجع به احبائی که به واسطه غفلت و نادانی از تشکیلات اداری منفصل شوند سوال نموده بودید که آیا به محافل عمومی دعوت شوند یا خیر؟ فرمودند: دعوت آنان جایز نه و نسبت به کسانی که از جامعه امر منفصل شده‌اند آیا سلام و کلام با آنها جایز است یا نه؟ فرمودند اگر چنانچه انفصال روحانی است تکلم به هیچ وجه جائز نه.[22]

حال از سران بهائیان باید پرسید با این احکام و برخورد خشن و غیرانسانی با دیگر انسان های غیر بهائی، می توان انتظار ایجاد یک صلح عمومی داشت؟ آیا با خبیث و سنگریزه دانستن دیگران، می توان بین آدمیان صلح ایجاد کرد؟

می‌توان از یک طرف به یاران خود دستور عدم مجالست و معاشرت با غیر بهائیان داد و هرگونه تکلم و صحبتی با دیگران را منع کرد و از طرفی دیگر بین آنها صلح برقرار کرد؟! اگر قرار باشد صلحی هم بین ملت ها برقرار شود یاران بهائی خود اولین نقض کنندگان آن خواهند بود.

همه این تناقضات نشان از دورویی و فریبکاری های رهبران بهائی دارد و بیانگر این مطلب است که جامعه بهائیت به اصول و تعالیم دین خود پایبند نیست و تنها آنها را در حد یک شعار بیان می‌کند و رفتاری متضاد با آنها دارد. آنها شعار زیبای صلح سر می‌دهند تا بین ملت ها محبوب شوند و بلکه بتوانند جوانان را در دام بهائیت بیندازند؛ اما در عمل مخالف آنرا انجام می‌دهند. اینها همه نشان از باطل بودن این مسلک می‌نماید که دارای ظاهری حق نما و باطنی پوچ و باطل است.

مقاله

نویسنده مجتبي صبوري
جایگاه در درختواره عقائد فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
Powered by TayaCMS