دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

طواف کعبه

No image
طواف کعبه

كلمات كليدي : قرآن، طواف، كعبه، حج، عبادت، اسلام و جاهليت

نویسنده : ابراهيم صالحي حاجي آبادي

طواف در لغت به معنای احاطه کردن،[1] و دور چیزی چرخیدن[2] با پای پیاده را گویند و طائف به کسی گویند که دور خانه می‌گردد؛[3] و اما در اصطلاح فقه "طائف" کسی است که حول بیت عتیق(کعبه) در روز که قربانی واجب است، بگردد.[4] ماده‌ی "طواف" در قرآن هم به معنای لغوی به کار رفته و هم به معنای اصطلاحی؛ در معنای لغوی می‌توان به این آیه استناد کرد:

«فَطَافَ عَلَیهَا طَائِفٌ مِنْ رَبِّکَ وَ هُمْ نَائِمُونَ»[5]

«اما عذابی فراگیر (شب هنگام) بر (تمام) باغ آنها فرود آمد در حالی که همه در خواب بودند.»

مراد از طواف در اینجا کنایه از بلا و مصیبتی است که در شب روی می‌دهد.[6] و در برخی آیات به معنای مصطلح فقهی اشاره شده است:

«... وَلْیطَّوَّفُوا بِالْبَیتِ الْعَتِیقِ»[7]

«...و بر گِرد خانه‌ی گرامی کعبه، طواف کنند»

در شرع مقدس اسلام "طواف کعبه" از جمله واجبات حج به شمار می‌رود که فرد با شرایط خاصی باید هفت مرتبه دور خانه‌ی خدا (کعبه) بگردد؛[8] بدین صورت که در هر شوط باید از حجرالاسود شروع و به همان ختم شود.[9] نام دیگر طواف در فقه، شوط بوده،[10] با این تفاوت که طواف به مجموع انجام هفت شوط اطلاق می‌گردد.[11] اما دلیل اینکه "کعبه" به بیت عتیق نام گرفت، اینست که چون در زمان حضرت نوح –علیه‌السلام- از طوفان در امان ماند.[12]

پیشینه‌ی تاریخی طواف

سابقه‌ تاریخی طواف به زمان حضرت آدم –علیه‌السلام- باز می‌گردد، زمانی که آدم ابوالبشر از بهشت رانده شد، نزد کعبه آمده و آن را همانند طواف ملائکه در عرش، طواف نمود.[13] طواف بیت‌الله الحرام، در طول تاریخ استمرار داشت که رکنی از ارکان حج به شمار می‌رفت و حتی در زمان جاهلیت قبل از اسلام هر موقع یکی از افراد جاهلی وارد حرم می‌شد، یا قصد مسافرت داشت، اولین عملی که انجام می‌داد، طواف بیت بود؛ جاهلیت سنگهایی را جمع می‌کردند و خانه‌ای همانند مناره می‌ساختند و به دور آن طواف می‌نمودند که نام این عمل را "دوّار" نهادند.[14]در زمان جاهلیت عمل طواف از مهمترین راههای تقرب به خدایان لحاظ می‌شد و همانند دیگر شعار دینی آن را بسیار پاس می‌داشتند و انجام آن زمان و مکان خاصی نداشت؛ بلکه آنها هر موقع داخل معبدی می‌شدند که بت در آنجا بود و یا وارد کعبه و ضریح می‌شدند، هفت مرتبه حول آن می‌چرخیدند که فقراء با پای برهنه و افراد ثروتمند با کفش به طواف خانه می‌رفتند.[15]

اما در اسلام طواف از معنا و شرایط خاصی برخوردار شد و از جمله واجبات حج به شمار رفت که بیان آن گذشت.

کعبه و طواف در نگاه قرآن

در قرآن کریم سه آیه راجع به طواف حج وجود دارد که به برخی از احکام طواف نیز اشاره شده است.[16]

کعبه اولین خانه‌ی مبارکی است که در آن هدایت، رحمت و برکتی برای مردم است:[17]

«إِنَّ أَوَّلَ بَیتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّةَ مُبَارَکًا وَهُدًى لِلْعَالَمِینَ»[18]

«نخستین خانه‌ای که برای مردم (و نیایش خداوند) قرار داده شد، همان است که در سرزمین مکه است، که پر برکت، و مایه‌ی هدایت‌ جهانیان است.»

مراد از "وضع بیت" این است که خداوند این خانه را محل عبادت و وسیله‌ای برای عبادت مردم قرار داده و مراد از "بکّه" همان مکه است؛[19] از امام صادق -علیه‌السلام- نیز روایت شده: موضع و محلی که کعبه بنا شده، "بکه" و شهر را "مکه" نامیده‌اند.[20]

زمین از زیر کعبه گسترش یافته و روایات در مساله‌ی "دحوالارض" بسیار زیاد است و این احادیث نه با کتاب مخالفت دارد و نه برهان عقلی آن را رد می‌نماید.[21]

تقدس این مکان به حدی است که نه تنها کافران حق تولیت آن را نداشته،[22] بلکه مشرکان نیز به علت نجاستشان حق ورود به این مکان را ندارند؛[23] لذا تولیت آن بر عهده‌ی اهل تقواست.[24] پس آماده سازی کعبه برای طواف از جمله وظایف اولیه‌ای بود که خدای متعال در ابتدا، بنای این مکان را به حضرت ابراهیم و اسماعیل -سلام‌الله علیمها- واگذار نمود که قرآن کریم به وضوح گویای این مطلب است:

«وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِیمَ مَکَانَ الْبَیتِ أَنْ لَاتُشْرِکْ بِی وَ طَهِّرْ بَیتِی لِلطَّائِفِینَ وَالْقَائِمِین...»[25]

(به خاطر بیاور) زمانی را که جای خانه (کعبه) را برای ابراهیم آماده ساختیم (تا خانه را بنا کند؛ و به او گفتیم:) چیزی را همتای من قرار مده! و خانه‌ام را برای طواف‌کنندگان و قیام‌کنندگان و... (از آلودگی بتها و از هر گونه آلودگی) پاک ساز!»

مراد از تطهیر، پاک نمودن خانه‌ی خدا از هر گونه خباثتی است؛ مانند: شرک، فواحش، ظلم به مردم و...؛ و همچنین مراد از "طواف" یعنی کسانی که پیاده به دور کعبه می‌گردند. "طواف" یک عبادت قدیمی است، مربوط به زمان حضرت ابراهیم که دین اسلام آن را تقریر و امضاء نمود؛ این عمل حتی در جاهلیت نیز وجود داشت و آنها به دور بت‌ها به عنوان طواف می‌گشتند.[26]

در آیه‌ی دیگر می‌فرماید:

«وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَیتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَ أمْناً... وَعَهِدْنَا إِلَى‌إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ أَنْ طَهِّرَا بَیتِی ‌لِلطَّائِفِینَ وَالْعَاکِفِینَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ»[27]

«و (به خاطر بیاورید) هنگامی که خانه کعبه را محل بازگشت و مرکز امن و امان برای مردم قرار دادیم... و ما به ابراهیم و اسماعیل امر کردیم که: خانه‌ی مرا برای طواف‌کنندگان و مجاوران و رکوع‌کنندگان و سجده‌کنندگان، پاک و پاکیزه کنید!»

"مَثَابَةً" یعنی محل اجتماع مردم، بعد از آنکه از هم جدا شدند؛[28] و از این جهت به بیت "مثابه" گویند، زیرا اهل خانه بعد از آنکه برای امور از خانه خارج می‌شوند، دوباره به آنجا باز می‌گردند.[29] لذا مراد از "بیت" همان کعبه و مسجدالحرام است که مرجع مردم بوده و هر سال بسوی این بیت مقدس رفت و آمد می‌کنند.[30]

کلمه‌ی"عَهِدْنَا" به معنای امر کردن آمده[31] که به حضرت ابراهیم و اسماعیل امر شد، خانه‌ی خدا را برای طواف کنندگان، عاکفین و مؤمنین از کثافات، خون مشرکین که نزد خانه‌ی خدا می‌ریختند و از بت‌های آنها پاک کنند و خانه را از بنیان بر اساس طهارت و پاکی بسازند.[32] بنابراین با توجه به اطلاق آیه مراد این است که بعد از بنای خانه آن را از نجاسات ظاهری و همچنین از جهات معنوی، از شرک، بت‌پرستی و چیزهایی که با حق منافات دارد، همانند طواف به حالت عریان، پاک گردانید.[33]

مراد از "طائِفِینَ" افرادی هستند که به دور خانه طواف می‌کنند؛[34] و در این مسئله تفاوتی نیست که فرد برای حج آمده باشد یا برای عمره.[35]

حال این سوال مطرح می‌شود، هنگامی که خداوند این فرمان را به حضرت ابراهیم و اسماعیل داد، کعبه و مسجدی نبود تا آن را برای طواف‌کنندگان و مؤمنان پاک نمایند؛ پس مراد از "تطهیر بیت" چیست؟ در پاسخ می‌توان گفت: منظور این است که خانه‌ای پاک و پاکیزه برای خدا بنا کنید، یا اینکه مکانی را که بناست در آنجا کعبه بنا شود، پاک کنید؛[36] چنانکه در آیه‌ی 26 حج گفته‌اند: ظاهراً کلامی در تقدیر است، به این معنا که ما به ابراهیم دستور دادیم، کعبه را بنا کند و بعد از آن، شریکی به من قرار ندهد و بیت مرا پاک سازد.[37]

از جمله نکات قابل توجه این است که حاجی در ابتدا باید طواف را انجام دهد، بعد نماز طواف را بخواند.[38]

زمان انجام طواف در مناسک حج

از دیگر مسائلی که باید در حج مراعات شود، اینکه در حج تمتع، بعد از آنکه قربانی انجام شد، باید طواف را بجای آورند و طواف قبل از قربانی معنا ندارد.[39] قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

«ثُمََّ لْیَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْیُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْیطَّوَّفُوا بِالْبَیتِ الْعَتِیقِ»[40]

«سپس، باید آلودگیهایشان را برطرف سازند؛ و به نذرهای خود وفا کنند؛ و بر گرد خانه‌ی گرامی کعبه، طواف کنند.»

فقهاء با تمسک به اطلاق آیه و روایات اهل بیت –سلام‌الله علیهم- تصریح کرده‌اند: در حج تمتع بعد از آنکه حاجی قربانی کرد و سر را تراشید، همه چیز بر وی حلال می‌شود، مگر زن و عطر؛ بعد از آنکه به مکه باز گشت و طواف و سعی را انجام داد، عطر نیز حلال می‌گردد، و برای تحلیل نساء باید، طواف نساء را انجام بدهد.[41] قرآن کریم به صراحت از این نوع طواف سخن به میان نیاورده، اما در احادیثی که از اهل بیت عصمت وارده شده، تصریح بر این امر دارد که مراد از طواف "بیت عتیق"، همان طواف نساء است،[42] و فقهاء نیز با استناد به این نوع از تفسیر، طبق آن فتوا داده‌اند.[43]

مقاله

نویسنده ابراهيم صالحي حاجي آبادي
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - احکام و فقه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
Powered by TayaCMS