دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عبدالملک بن هشام

No image
عبدالملک بن هشام

كلمات كليدي : السيرة النبويه، ابن هشام، ابن اسحاق، سيره نويسي.

نویسنده : كريم حسني

عبدالملك بن هشام بن ايوب حميري؛ مؤلف مشهورترين كتاب درباره سيره پيامبر اسلام (ص) با عنوان «السيرة النبويه» مي‌باشد. از زندگي او اطلاعات كمي در منابع وجود دارد. درباره اصل و نسب او اختلاف نظر وجود دارد، برخي او را حميري، بعضي «ذُهلي»، و عده‌اي «معافري» و «سدوسي» هم گفته‌اند.[1]

عبدالملك در بصره متولد و سپس به مصر رفت و تا آخر عمر در آنجا اقامت نمود.[2] و در سال 213 يا 218 ه‍ در فسطلاط مصر وفات نمود.[3] از اساتيد او مي‌توان به زياد بكائي، عبدالوارث بن سعيد و ابوعبيده و از شاگردانش می‌توان به محمدبن حسن قطان، عبدالرحيم بن عبدا... بن برقي و برادرش احمد اشاره نمود.[4]

تأليفات

ابن هشام چهار تأليف دارد كه عبارتند از:

1- «التيجان»؛ اين كتاب در مورد انساب قبيله حمير و شاهان آنها مي‌باشد.

2- «شرح اخبار الغريب في السيره»؛ موضوع آن درباره حكايت و روايات نادر و شگفت‌آور است كه كلمات خود ابن اسحاق مي‌باشد.[5]

3- «القصائد الحميرية»؛[6] درباره تاريخ يمن و ملوكان آن در دوران جاهليت مي‌باشد.[7]

4- «السيرة النبوية»[8]: این کتاب که مهمترین تألیف ابن هشام می‌باشد، در مورد سیره و زندگانی رسول گرامی اسلام(ص) و زندگانی ایشان می‌باشد.

سیره نویسی:

کتاب‌هایی با عنوان «ايام العرب» ميراث تاريخي اعراب مي‌باشد، كه حوادث و اتفاقات روزها را مي‌نوشتند. در دوره اسلام كتاب‌های با رویکرد روایی شكل گرفت كه حاوي بخش بزرگي از سيره رسول خدا (ص) بود. بعد از دوره منع ضبط حديث از زمان خلیفه دوم تا زمان حکومت عمر بن عبد العزیز ادامه یافت، جمع آوری احادیث در اوايل قرن دوم هجري به طور رسمي با فرمان عمربن عبدالعزيز اموي آغاز شد. جدي‌ترين گزارش درباره سيره‌نويسي در قرن اول هجري توسط عروة بن زيير وجود دارد.[9]

نويسندگان سيره سه دسته‌ هستند:

1- طبقه اول: این افراد جزء اولين سيره‌نويس‌ها بوده‌اند. سیره نویسی با عروة(92ه)‍ شروع شد. سپس أبان بن عثمان (105ه‍(، وهب بن منبه (110هـ)، شرحبيل بن سعد (123هـ)، ابن شهاب زهري (124هـ) و عبدا... بن ابي‌بكر بن حزم (135هـ) این کار را ادامه داد.

2- مشهورترين افراد طبقه دوم عبارتند از: موسي بن عقبه (141هـ)، معمربن راشد (150هـ) محمدبن اسحاق (152هـ)

3- طبقه سوم شامل: زياد بكائي (183هـ)، واقدي صاحب المغازي (207هـ) و ابن هشام (218 يا 213هـ)[10] مي‌باشد.

ابن هشام، كتاب «السيرة النبوية» را از کتاب‌های مغازي و سيره ابن اسحاق جمع‌آوري و آن‌را تهذيب و تلخيص، سپس شرح و توضيح داده است.[11] اگر او اثر ابن اسحاق را در قالبي نمي‌آورد، شايد از ابن اسحاق جز نامي در فهرست‌ها باقي نمي‌ماند. عبدالملك، سيره رسول خدا (ص) را براساس روايت زيادبن عبدا... بكائي از ابن اسحاق نقل نموده است.

ابن هشام قسمت‌هايي را كه شامل؛ اشعار، اخبار مسموعات ابن اسحاق، تعدادی از روايات، مطالبي كه از پيامبر (ص) نام نبرده و اخباري كه از بکایی نقل نشده بود را از كتاب ابن اسحاق حذف کرد. او همچنین توضيحات لغوي، نحوي و صرفي، تحقيق درباره گويندگان و راويان اشعار و تكميل و تصحيح و ارائه منابع آنها، ذكر نسب اشخاص و قبايل، تصحيح و اصلاح بعضي از اخبار و برخي قصه‌ها و حكايات را به کتاب ابن اسحاق اضافه نمود.

سیره ابن هشام به عنوان كتاب درسي حوزه‌هاي ديني و مرجع تحقیق برای محققان بوده و جوابگوي نيازهاي علماي تاريخ و اخبار در قرون طولاني بوده است: در قرن سوم، روايات ابن اسحاق تنها از طريق ابن هشام نقل مي‌شد، اواخر قرن چهارم و اوايل قرن پنجم، ابن وزير مغربي، سيره ابن هشام را به سي‌ خبر مساوي تقسيم و هر صبح چهار جزء آن را مطالعه مي‌كرد، در قرن ششم، ابن خير شش روايت گوناگون را از ابن هشام نقل نمود و طلاب به تحصيل آن مي‌پرداختند.[12]

شرح‌هاي مختلفي بر این اثر مهم ابن هشام نوشته شده كه عبارتند از «الروض الانف» عبدالرحمان بن عبدا... سهيلي، «كشف اللثام» علامه بدرالدين محمود بن احمد عيني و چند اثر ادبي دیگر نظیر کتاب‌های قصري، سعد ديريني، تلمساني و ابن شهيد كه آن را به صورت نظم درآوردند مي‌باشد.[13]

نكته مهم اين است كه سيره ابن اسحاق تنها از طريق ابن هشام به‌دست ما رسيده است. مولف سیره ابن اسحاق که از سیره‌ نویسان قدیمی شیعی است، ابوعبدالله محمدبن اسحاق بن يسار، غلام فاطمه دختر عتبه و شاگرد امام باقر و امام صادق (ع) بوده و از آنان روايت نقل نموده است.[14] او از اهالی مدينه و از قديمي‌ترين مورخين عرب و از حافظان حديث بشمار مي‌رود كه در سال 119هـ به اسكندريه رفت و سپس به بغداد برگشت و تا اواخر عمر، در آنجا ماندگار و در سال 151 هـ در مقبره خيزران ام رشيد بغداد به خاك سپرده شد.

ابن حبان، ابن اسحاق را از لحاظ علمي از جمله چهره‌هاي مدينه شمرده است. از ديگر تأليفات او علاوه بر «السيرة النبوي» مي‌توان به «الخلفاء»، «المبدأ» و «المغازي» اشاره كرد. از اصل كتاب سيره ابن اسحاق دست‌نوشته‌هایي در سال 506 هـ پيدا شده است.[15]

مقاله

نویسنده کریم حسنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

رذایل اخلاقی

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS