دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عدالت و حق الناس

در عصر بیداری ملتها، حق الناس حقوق حاکم بر دولت است. با وجود این، درد ناشی از تاریخ خودکامگی هنوز هم سایه خود را بر سر این رشته از دانش حقوق دارند و به گونه ای کامل فتنه برنخاسته است
عدالت و حق الناس
عدالت و حق الناس
نویسنده: ضیاء مصباح

در عصر بیداری ملتها، حق الناس حقوق حاکم بر دولت است. با وجود این، درد ناشی از تاریخ خودکامگی هنوز هم سایه خود را بر سر این رشته از دانش حقوق دارند و به گونه ای کامل فتنه برنخاسته است. همه بحثهای اصلی بر سر تنظیم رابطه دولت و ملت است؛ دو قدرت با صلابت که هر کدام ریسمان قدرت را به سوی خود می‌کشاند.‌

ملتها می‌خواهند سرور خود باشند و اگر اجرای قدرت را به نماینده‌ای می‌سپارند، همچون نایب و خدمتگزار به او بنگرند و سخن آخر را خود بگویند. دولتها نیز به نیابت و خدمتگزاری قانع نیستند و در برابر وظایفی که به عهده می‌گیرند داعیه ولایت و حکومت دارند و می‌کوشند تا منبع قدرت را در درون خود بیابند و بر آن تکیه کنند.‌

از سوی دیگر، اندیشه‌های سیاسی و فلسفی نیز، در همان حال که همدلی و همکاری و اتحاد دولت و ملت را آرمان مطلوب می‌دانند، دریافتن راه چاره و انتخاب شیوه این همکاری به توافق نرسیده اند و گاه به ستیز آن دو قدرت دامن می‌زنند. بحثها تنها چهره معقول و منطقی ندارد و آلوده با هدفهای سیاسی و تعصب است و بویژه زمانی پیچیده‌تر می‌شود که هر دو حریف به قدرت و حاکمیت خداوند بر جهان هستی و نیروهای ماورایی تکیه می‌کنند؛ یکی انسان را خلیفه خدا و وارث زمین می‌داند و ملت را نمودار خارجی آن و دیگری نیابت را واگذار شده به شخص پادشاه یا حاکم و فرمانده و رهبر می‌بیند.‌ دامنه بحث به روابط بین‌المللی نیز کشیده شده است. پس از این حاکمیت ملی و استقلال دولتها مانع محکمی برای دخالت سازمان‌های جهانی در اداره امور داخلی کشورها بود و امروزه سرپناه مطمئنی نیست و هیچ حکومتی را مصون از انتقاد نمی‌کند. ‌خانواده جهان می‌کوشد تا دولتها را به رعایت حداقلی از ارزشهای انسانی وادار سازد و سازمان‌های بین المللی خود را در ایجاد نظم مطلوب و استقرار عدالت در جهان ذینفع و مسئول می‌دانند.‌

هدف عمده حقوق عمومی این است که دولت را تابع حقوق کند و خودکامگی را از بین ببرد. از لحاظ نظری، دست یافتن به این هدف برای پیروان حقوق فطری و مذهبی آسان است. زیرا، در نظام فکری آنان، حاکمیت دولت محدود به قواعدی برتر است و دولت متجاوز به قواعد عالی را نامشروع می‌کند. ‌

جامعه شناسان و سایر کسانی هم که حقوق را زاده نیازهای اجتماعی یا تاریخ تمدن ملتها و محصول خود به خود یا ارادی گروههای اجتماعی می‌دانند و از وابستگی حقوق به دولت احتراز می‌کنند، در این زمینه وضع بهتری دارند، چرا که منبع حقوق را در خارج از دولت هم یافته‌اند و می‌توانند از الزامهای اجتماعی و اصول ناشی از همبستگی، چارچوبی برای قدرت دولت دست و پا کنند و غول سرکش را در حصار قواعد زندانی سازند. ولی، دشواری اصلی در اندیشه هایی ظاهر می‌شود که حقوق را ناشی از اراده دولت یا وابسته به آن می‌دانند و منبع اصلی آن را قانون می‌پندازند؛ نیرویی که در انحصار قوه قانونگذاری دولت و چیره بر همه مظاهر زندگی اجتماعی است. ‌

پس، این پرسش مهم مطرح می‌شود که دولت خالق قانون را چگونه می‌توان مطیع قانون شمرد؟‌

پاسخ این پرسش سالیان دراز چنین خلاصه می‌شد که دولت قانونگذار را هیچ قدرتی محدود نمی‌کند و حاکمیت هیچ مرزی نمی‌شناسد. ولی، امروز در مقام تعدیل آن گزافه همه پذیرفته‌اند که دولت نیز پس از وضع قانون پایبند به آن است و نمی‌تواند به نظامی که خود به پا داشته است تجاوز کند. این تمهید برای حفظ نظم مفید است و بن بست کامل را می‌گشاید، ولی هیچ تضمینی برای استقرار عدالت ایجاد نمی‌کند. دولت می‌تواند قانونی را که با منافع و اقتدار خود منافی می‌بیند نسخ کند یا از آغاز در اندیشه قدرتنمایی باشد و در این صورت، هیچ نیرویی آن را از سرکشی باز نمی دارد.‌انسان خردمند برای زندگی اجتماعی خود نیاز به نظم دارد و می‌خواهد همه چیز را بر پایه قاعده و قانونمند مشاهده کند، ولی زندگی منظم همه نیاز او نیست. انسان تشنه عدالت نیز هست و نظم در زندان را نمی‌پسندد. ‌

این شمای مختصر گوشه‌ای از منبع هزاران مسئله خرد و کلانی است که در رابطه دولت و ملت مطرح می‌شود و نیاز به تامل و تدبر دارد، باید افزود که از راه شرح و تفسیر قوانین یا ملاحظه رویه قضائی و عادات و رسوم اداری به تنهایی نمی‌توان مبانی رابطه دولت و مردم و حقوق عمومی را استخراج کرد، چون اینها همه در پایگاه قدرتند و کمتر به سپاه عدل یاری می‌رسانند. ‌

ادبیات حقوقی ما نیز در این زمینه نوپا و خام است و به دلایل سیاسی و اجتماعی گوناگون، چندان رغبتی به طرح بی پیرایه و صریح مسائل اصلی حاکمیت نشان داده نمی‌شود؛ در حالی که تاریخ حقوق عمومی هم، مانند بسیاری از نهادهای اجتماعی دیگر، ثابت می‌کند که راه حلهای نو الهام گرفته از‌ اندیشه‌های فلسفی و سیاسی کهن است. ‌به عنوان مثال، نظریه اصالت فرد مبنای بخش مهمی از قواعد اقتصادی و سیاسی و راه حلهای حقوقی قرار گرفته و سوسیالیسم و مکتبهای تجربی به همه مظاهر زندگی رنگ و لعابی دیگر می‌زند، وانگهی، پرداختن به مسائل خرد و حل آنها بر مبنای مصلحتی زودگذر ممکن است نیازهای فوری جامعه را به گونه‌ای حل کند، ولی راه حل پایدار و محکمی نمی‌سازد و آینده همچنان در ابهام می‌ماند. ‌همان گونه که تامین نظم اقتصادی پایدار مستلزم طرح برنامه‌های بلندمدت است، ایجاد نظم فکری و اداری نیز نیاز به تعیین هدف و مسیر حرکت دارد و این مهم جز با تمهید اندیشه های هدایت کننده میسر نمی شود. کاروان راهی عدالت، قافله سالار می‌خواهد تا از کژی و سستی گزند نبیند. صالح ترین سالار عقل است تا هم عِقال نیروهای اهریمنی شود و هم راهنمای نور؛ خردی که بر عصای تجربه تکیه کند و از محیط خود نیرو بگیرد و پرورده شود. چنین خردی باید کاروان تمدن را به سوی نظم و عدل هدایت کند. راه حلهای خرد و تجربه های عملی نیز می‌تواند زمینه را برای اندیشیدن بهتر فراهم آورد، ولی در هر حال گریزی از شناخت مبانی کلی تفکر نیست.

مقاله

نویسنده ضیاء مصباح

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
Powered by TayaCMS