دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عذر بدتر از گناه

No image
عذر بدتر از گناه

فاطمه محمدی

زمانه، زمانه تقابل ارزش‌هاست، گاهی معيار سنجش و ارزش‌گذاري رفتارها و اعمال، سليقه افراد است. هر كسي با توجه به گرايشي كه دارد باورها را ارزش‌گذاري مي‌كند. اين تقابل را به وضوح مي‌توان در نحوه رفتار جوانان با والدينشان ديد، هر كدام ديگري را به ناآگاهي و جهل و فريب خوردگي متهم مي‌كند. در بين برخي جوانان مسائلي ارزش است كه در نگاه والدين آنها يك ضد ارزش و يك عمل غير اخلاقي محسوب مي‌شود.

اما حرف ما ريشه‌يابي اجتماعي و روانشناسي اين پديده نيست، ما مي‌خواهيم ببينيم چرا با اينكه اكثر قريب به اتفاق ما به خداوند متعال اعتقاد داريم و در دل دغدغه خداجويي داريم اما در مقام عمل مي‌لنگيم؟ مي‌خواهيم ببينيم چه مي‌شود كه همه شور و حال معنوي ما در يك لحظه فرو مي‌ريزد ؟ گاهی چرا تا در مقابل يك سوال جنجالي از اعتقادات و ارزش‌هاي‌مان قرار مي‌گيريم يك قدم شتابزده به عقب بر مي‌داريم؟ اين روزها شبكه‌هاي اجتماعي و سايت‌هاي اينترنتي، ارزش‌هاي اخلاقي و اعتقادي را هدف قرار داده‌اند. ما را با پرسش‌ها، اما و اگر‌هايي رو به رو مي‌كنند كه هرگز به ذهنمان خطور هم نمي‌كرد، اما آنها فقط طرح مساله مي‌كنند و پاسخ روشني به ما نمي‌دهند به همين خاطر ما هم چون بينش و دانش كافي نداريم سريعا خود را باخته و تصور مي‌كنيم راهي كه آمده‌ايم اشتباه است. در فعاليت‌هايمان در شبكه‌هاي اجتماعي تا با يك شبهه رو به رو مي‌شويم به عنوان يك نماد روشنفكري بارها و بارها آن را به اشتراك مي‌گذاريم و بعد از مدتي مي‌بينيم ذهن ما پر شده است از سوال‌هاي بي‌جواب. وقتي ما علمي براي پاسخگويي به اين سوال‌ها نداريم و دستمان خالي است خودمان را مي‌بازيم، با اينكه در دل خداوند متعال را پرستش مي‌كنيم، دوستش مي‌داريم و از او طلب حاجت مي‌كنيم، اما حاضر نيستيم به آنچه از ملزومات خداپرستي است تن بدهيم. اينجاست كه در مقام عمل باور ما به محك آزمايش گذاشته مي‌شود و توجيهات ما يكي پس از ديگري رديف مي‌شود؛ توجيهاتي مثل: نماز نمي‌خوانم چون خداوند بي‌نياز است و به نماز من نيازي ندارد. یا روزه نمي‌گيرم براي سلامتيم خطر دارد و هزاران توجيه ديگر...

مهم‌ترين توجيهات برای سستی در دينداری

ما مدام داريم براي هر كاري كه بايد بكنيم و نمي‌كنيم بهانه مي‌تراشيم، توجيهاتي كه بسيار هم فراگير هستند و تقريباً بيشترمان دلايل مشتركي داريم...

1- دنبال مقصرگشتن

گاهي كه وجدان مان بيدار مي‌شود و ما را به باد سرزنش مي‌گيرد ما هم براي ساكت كردنش تك تك مقصران را معرفي مي‌كنيم، پدر و مادري كه دركم نمي‌كنند، اوضاع مالي خراب و... ، اين یعنی همه مقصر هستند به جز شخص من.

2- لذت‌جویی

بسياري از ما تصور مي‌كنيم كه ديندار بودن با تفريح كردن، شاد بودن و دنبال سلامتي و آراستگي بودن منافات دارد، بنابراین از زندگی لذت نمی‌بریم.

3- تنبلی

خيلي از ما فقط و فقط به خاطر تنبلي حاضر نيستيم دیندار باشیم، مثلاً دوست داريم نماز بخوانيم تنبلی می‌کنیم وضو بگيريم، دوست داريم به مسجد برويم ولي حال راه رفتن نداريم.

چه بايد بكنيم؟

موضوع اين است كه بعضی از ما «چون بيد بر سر ايمان خويش مي‌لرزيم» و به فكر چاره هم نيستيم، بالاخره روزگار ما سپري مي‌شود و نشاط و جواني ما مي‌گذرد و روزگار پيري و پس از آن هم مرگ به سراغ ما مي‌آيد، اين توجيهات هم فقط براي خود ما رنگ دارد و خداوند متعال هم مي‌فرمايد: «بلِ الْإِنْسانُ على نفْسِهِ بصِيرةٌ ولوْ ألْقى معاذِيرهُ» (قيامت / 14-15)؛ ‌«بلكه انسان، خودش بر وضع خود آگاه است، هر چند در ظاهر براى خود، عذرهايى بتراشد. » توجيه گناه، گناه را عادى و جامعه را به انجام آن تشويق مى‌نمايد و زشت را زيبا جلوه مى‌دهد، توجيه گناه همان عذر بدتر از گناه است. حرف ما در ارتباط ما با خداي خودمان است؛ همان خدايي كه او را فقط براي حاجت خواهي مي‌خواهيم و بس، خداوند، مهربان‌ترين مهربانان است اما يادمان باشد ما هم به عنوان بنده و نيازمند به او وظيفه‌ها به گردن داريم، ما نباید اجازه دهیم اين توجيهات قدرت تعقل و انديشه را از ما بگيرد. وقتي گناه انجام شد و وجدان ما شروع كرد به سرزنش چقدر خوب است توبه كنيم، توجيه گناه روزگارمان را سياه مي‌كند و هرگز نمی‌گذارد بيدار شويم. گناه‌نكردن سخت است اما اگر به جايي برسيم كه درك درستي از رابطه دو سويه خود با خداوند داشته باشيم آن وقت در اين بده بستان مي‌بينيم بايد اطاعت كنيم.

مهم‌ترين وظيفه ما!

هر كجا ديديم جوابي براي هجمه‌ها نداريم و ديديم داريم كم مي‌آوريم، آنجا به باورهايمان شك نكنيم، به دانشمان شك كنيم، همان چيزي كه نداريم و از همان نقطه آسيب مي‌بينيم. اگر ما در دينمان كمي مطالعه داشته باشيم مي‌بینيم دين سوالي را بي‌جواب نمي‌گذارد.

جمع بندی

پس ما بايد مطالعه كنيم تا شبهات سستمان نكند، اگر خطا كرديم توجيه نكنيم، توبه كنيم، و اگر كمي هم سختي بكشيم و تكاليفمان را انجام بدهيم باعث تعالي و رشد ما در مدرسه بندگي و كمال مي‌شود. از خداوند متعال مي‌خواهيم كه چشم و دل ما را به نور دانش و معرفت روشن گرداند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

رذایل اخلاقی

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS