دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عصر جدید

عصر جدید از چه زمانی آغاز می‌شود؟ پرسش از «عصر جدید» پرسشی مدام است.
عصر جدید
عصر جدید
نویسنده: کریم فیضی

عصر جدید از چه زمانی آغاز می‌شود؟ پرسش از «عصر جدید» پرسشی مدام است. شاید بتوان این پرسش و گونه‌های متعدد آن را از پرتکرارترین پرسش‌های بشری دانست. به احتمال زیاد عصری را نمی‌توان در نظر گرفت که این پرسش در آن طرح نشده باشد. گویی یکی از لوازم زندگی در هر عصری، توجه یافتن به زمینه‌های نو است که تحت عنوان «زمان تازه»، «روزگار نو» و «عصر جدید» خود را نشان می‌دهد و در قالب پرسش از طلیعه عصر جدید برای یافتن زمان آغاز آن بر عقل‌ها و ذهن‌ها تحمیل می‌شود.

شاهد بر موضوع، این واقعیت است که برای انسان‌های همه دوران‌ها، حتی دوران‌هایی که ما آن را کهن و قدیمی و حتی کهنه می‌پنداریم، چیزی با عنوان «زمان نو» و «عصر جدید» مطرح بوده است. در هر برهه از تاریخ و در هر مقطع از زندگی، خواه ناخواه زمینه‌ای به چشم می‌خورد که با چیزی جز کلید واژه «عصر جدید» قابل تبیین نیست. به دیگر سخن، در هر عصری، عصر جدیدی وجود داشته و پا به پای زمان و زندگی پیش آمده است، همانگونه که در این عصر نیز شاهد عصری جدید هستیم که کمتر کسی از عهده انکار آن بر می‌آید.

یافتن پاسخی منطقی و مستدل برای منشأ «عصر جدید» یا عصرهای جدید در نهایت دشواری است. به درستی دانسته نیست که عصر جدید در هر عصری چگونه شکل می‌گیرد و ذهن‌ها و زبان‌ها را به خود معطوف می‌کند. پرسش بی‌پاسخ‌تر این بحث، موضوعِ اصل‌داری عصر جدید است که بدینگونه قابل طرح است: آیا عصر جدید واقعیت دارد؟

گذشته از عصر جدید متأخر که با انقلاب‌های سایبری و تکنولوژی‌های محسوس و ملموس مرزهای خود را تا دورترین حوزه‌ها گسترش داده است، عصرهای جدید پیشین برای ما در نهایت مجهولی و نامعلومی است. بر این پایه، اگر کسی بپرسد عصر جدید روزگار اواخر صفویه با عصر جدید دوران زندیه و افشاریه چه بوده، چه جوابی باید داد؟ درست است که هیچ جواب واضح و حتی حداقلی برای این پرسش ما به نظر نمی‌رسد، در عین حال در مراجعه به متون ادبی و غیرادبی هر یک از دوره‌های یاد شده ما با مقوله «عصر جدید» مواجهیم که البته خوبی و بدی آن چندان تفکیک شده و روشن نیست.

به دلیل وجود همین دو زمینه؛ یعنی اصل طرح شدن عصر جدید در هر دوره‌ای از یک طرف و فقدان روشن بودن مفهوم و منطوق عصر جدید در هر یک از ادوار قابل بحث، شاید این نتیجه‌گیری عرفی ـ نه برهان و استدلال عقلانی ـ چندان دور از ذهن نباشد که بگوییم: عصر جدید، چیزی است برآمده از اندرون زندگی در هر دوره‌ای. به دیگر سخن کشش زندگی و امتداد یافتن آن و اشتمال آن بر زمینه‌های گوناگون به ظاهر متفاوت از نوع: تازه و نو و قدیم و جدید و پیر و جوان، شکل‌گیری و طرح شدن عصر جدید را در هر دوره‌ای الزام می‌کند و نتیجه این می‌شود که بگوییم: زندگی در جریان خویش ملازم با عصر جدید است و نمی‌تواند بدون عصر جدید باشد و خالی از آن. بعد از همه این توجیه‌ها وجود عصرهای جدید پیوسته و متکرر ـ نه یک عصر جدید ـ این پرسش بنیادی و اساسی را پیش می‌آورد که عصر جدید واقعی کدام است؟ به عبارت دیگر: در میان عصرهای جدیدی که تا امروز طرح شده و مورد پذیرش واقع شده و عصر و نسل بدان تن در داده‌اند و براساس استلزامات آن زندگی خویش را تنظیم نموده‌اند، کدام عصر جدید به واقع جدید است و مصداق اکمل «عصر جدید»؟

اگر بخواهیم تمام آنچه را که گفتیم در عبارتی توأم با قرینه خارجی به بیان بیاوریم که برای غالب انسان‌ها نمادین و هویدا باشد، می‌توانیم به فیلم معروف چارلی چاپلین با نام «عصر جدید» اشاره کنیم. در آن زمان که فیلم چاپلین روی پرده می‌رفت، کمتر کسی فکر می‌کرد که انسان روزی از آن ماشین‌های غول‌پیکر و هضم شدن انسان در میان پیچ و مهره خلاص خواهد شد و تمام آنچه را که در هزاران جلد کتاب نوشته در یک لوح الکترونیکی جا خواهد داد و تمام کارخانه‌های غول‌پیکر خویش را در یک مشت گرد بی‌رنگ و بو به نام «نانو تکنولوژی» دفن خواهد کرد.

حالا، آن عصر جدید خاطره‌ای بیش نیست و تردید نیست که اگر فیلمسازی دیگر ـ چه کمدین و چه مستندساز و چه داستانی‌ساز ـ بخواهد فیلمی با عنوان «عصر جدید» بسازد، آنگونه نخواهد ساخت که چاپلین ساخته است و یقیناً از هر چیزی هم که سخن بگوید، از مضامین آن فیلم سخن به میان نخواهد آورد. بماند که برداشت هر فرد و تبعاً هر فیلمسازی از عصر جدید با فیلمساز دیگر و هر فرد دیگری فرق می‌کند. پس عصر جدید هر فرد نیز خود هزاران عصر جدید است و در هر نگاهی به گونه‌ای طرح می‌شود.

مقاله

نویسنده کریم فیضی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
Powered by TayaCMS