دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

علم و ایمان

خداوند کسانی را که ایمان آورده‌اند و کسانی را که علم به آنان داده شده درجات عظیمی می‌بخشد. (برگرفته از نقطه های آغاز در اخلاق عملی؛ آیت الله مهدوی کنی)
علم و ایمان
علم و ایمان

علم و ایمان[1]

قال الله تعالی:«یرفع الله الذین امنوا منکم والذین أوتوا العلم درجات…»(سوره مجادله؛ آیه 11)

باید دانست ایمان مقوله‌ای غیر از مقوله‌ی علم است زیرا علم، به هر معنی که باشد،‌ محصول تجربه و استدلال است و این هر دو از سنخ تصور و تفکرند، ‌ولی ایمان نوعی باور و وجدان عرفانی و خود آگاهی در برابر فطرت الهی است. به عبارت دیگر،‌ علم کالای وارداتی و بازتاب بیرون است، ولی ایمان بارقه‌ی ملکوتی و پاسخ به ندای وجدان است.

علم مجموعه‌ای از تجربه و تحقیق و برداشت و جمع بندی و دانستن است، ولی ایمان نوعی احساس و وابستگی و احساس تکریم و تقدیس نسبت به موجود برتر است.

امکان دارد که متعلق علم، منفور و مبغوض انسان باشد ولی متعلق ایمان همیشه محبوب و معشوق انسان است. هر جا ایمانی هست خضوع و خشوع و تکریم و تقدیس نیز وجود دارد. مثلا ایمان به خدا نوعی احساس نیاز ذاتی و وابستگی به آفریدگار بی‌نیاز است‌، و به عبارت دیگر، احساس نیاز مطلق نسبت به بی‌نیاز مطلق، و در حقیقت احساس کوچکی در برابر بزرگی و عظمت و قدرت بی نهایت است.

علم در بسیاری اوقات مقدمه‌ی ایمان و مکمل آن است و به همین لحاظ در قرآن کریم از آن ستایش شده و در جنب ایمان قرار گرفته است.

ایمان هر چند بی‌مایه،بی پایه باشد با محبت همراه است. حتی بت پرستان نسبت به بتهای خویش عشق می‌ورزند و نسبت به آنها تقدیس و تکریم دارند و آنها را می‌پرستند.

«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّه‌ وَ الَّذینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه»‌[2]

بعضى از مردم، معبودهایى غیر از خداوند براى خود انتخاب مى‌کنند؛ و آنها را همچون خدا دوست مى‌دارند. امّا آنها که ایمان دارند، عشقشان به خدا، (از مشرکان نسبت به معبودهاشان) شدیدتر است.

برخی از ملحدان و غافلان گمان می‌کنند که ایمان به خدا و پرستش او نوعی ارتباط یکجانبه‌ی مردم با خدا است و بر اثر این پندار نادرست برای گریز از ایمان بهانه جویی می‌کنند‌. ولی این برداشت جاهلانه و مغرضانه است، چرا که ایمان ارتباطی است دو جانبه میان آفریده و آفریدگار، واین ارتباط مبتنی بر یک واقعیت تکوینی (علّی و معلولی) است و این ارتباط جاذبه و علاقه طرفینی وجود دارد، یعنی خدا بندگانش را دوست می‌دارد که این همه نعمت در اختیارشان گذاشته است. البته خدا  مؤمنان باتقوا و نیکوکار و پاکدامن را بیشتر دوست می‌دارد.

    پی نوشت:
  • [1] . مهدوی کنی، محمدرضا، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1374، پنجم، ص 84
  • [2] .سوره بقره آیه 165

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
Powered by TayaCMS