دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قناعت

ساده زیستی در زندگی پیامبران الهی و بویژه پیامبر اکرم(ص) و اوصیای آن حضرت جلوه ای خاص دارد.
قناعت
قناعت
نویسنده: مصطفی یاسینی

ساده زیستی در زندگی پیامبران الهی و بویژه پیامبر اکرم(ص) و اوصیای آن حضرت جلوه ای خاص دارد. در سیره پیشوایان حق، ساده زیستی به عنوان ارزشی گرانقدر مطرح است تا جایی که امیر مومنان علی(ع)، قناعت را بالاترین دارایی انسان، بلکه حیات پاکیزه و نیکو معرفی فرموده است: «مُلک قناعت و نعمت حسن خلق برای انسان کافی است.[از حضرت از معنی آیه »فلنحیینه حیاه طیبه« پرسیدند، فرمود:] آن قناعت است». ساده زیستی، قناعت، کم هزینه و پرکار بودن در نظام اسلامی ارزشی والامحسوب می شود و پیشوایان معصوم(ع) کسانی را که ساده زیست، قانع، کم هزینه و پرکار بودند، به بزرگی یاد کرده و ستوده اند. وقتی امیرالمومنین(ع) به عیادت «صعصعه بن صوحان» رفت، به او فرمود: «همانا تو تا آنجا که دانسته ام یاوری نیکو و کم هزینه ای». همچنین هنگامی که «زید بن صوحان» ـ یکی از اصحاب رسول خدا(ص) و یاران باوفای علی(ع) ـ در میدان پیکار «جمل» به شهادت رسید، چون علی(ع) بالای سر او نشست و خواست نشان افتخار به او دهد، همین ارزش والا(ساده زیستی) را در او یادآور شد و فرمود: «رحمک الله یا زید، فقد کنت خفیف الموونه عظیم المعونه؛ خداوند تو را رحمت کند ای زید که به راستی کم هزینه و پر کار بودی». بدین ترتیب امیرمومنان(ع) از میان همه کمالات، کم هزینه و پرکار بودن آنان را مطرح می سازد تا جایگاه ارزشی آن مشخص گردد.

مطابق فرمایش حضرت علی(ع)، هر چه میل به دنیا افزوده شود، تجمل و تشریفات افزون می شود و شهوات سیری ناپذیر آدمی بدین امور دامن می زند: «من کثرت شهوته ثقلت مونته؛ هر که شهوتش افزون شود، خرجش افزون گردد». پیام آوران الهی که دل به دنیا نبسته و از شهوات رسته بودند، در همه وجوه زندگی پایبند سادگی بودند. امیرالمومنین علی(ع) پیامبر را نمونه ای تمام عیار و کافی معرفی می کند و پیش از آنکه ساده زیستی آن حضرت را توصیف کند، ریشه و اساس و باطن ساده زیستش یعنی زهد و پشت کردن به دنیا و دل نبستن به آن را بیان می کند.

ساده زیستی آن گاه حقیقی است که برخاسته از روحی زاهد و پشت کرده به دنیا باشد، و گرنه خسران دنیا و آخرت است. حضرت علی(ع) درباره ساده زیستی پیامبر (ص) می فرماید: «او که ـ درود خدا بر وی و خاندانش باد ـ روی زمین غذا می خورد و همچون بندگان می نشست و به دست خود پای افزار خویش را پینه می زد و جامه خود را وصله می کرد و بر چهارپای بی پالان سوار می شد و دیگری را بر ترک خود سوار می کرد، پرده ای بر در خانه او آویخته بود که نقش و نگار داشت، به یکی از زنان خود گفت: این پرده را از نظرم پنهان کن که هر گاه بدان می نگرم، دنیا و زیورهای آن را به یاد می آورم. آن حضرت با تمام قلب خویش از دنیا روی گرداند و یاد آن را در وجود خود میراند و دوست داشت که زینت دنیا از او نهان ماند تا زیوری از آن برندارد». ‌

مقاله

نویسنده مصطفی یاسینی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

رذایل اخلاقی

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS