دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

لذتهای غیرطبیعی و غیرضروری

در نوشتار قبل گفتیم با توجه به اینکه اپیکور عالی‌ترین مرتبه لذت را «دفع الم» می‌داند، تمایلات و لذتها را به سه دسته کلی تقسیم می‌کند: 1- امیال و لذتهای طبیعی و ضروری، 2- امیال و لذتهای طبیعی و غیر ضروری، 3- امیال و لذتهای غیر طبیعی و غیر ضروری.
لذتهای غیرطبیعی و غیرضروری
لذتهای غیرطبیعی و غیرضروری
نویسنده: حسین راضی

اقسام لذت در اندیشه اپیکور

در نوشتار قبل گفتیم با توجه به اینکه اپیکور عالی‌ترین مرتبه لذت را «دفع الم» می‌داند، تمایلات و لذتها را به سه دسته کلی تقسیم می‌کند: 1- امیال و لذتهای طبیعی و ضروری، 2- امیال و لذتهای طبیعی و غیر ضروری، 3- امیال و لذتهای غیر طبیعی و غیر ضروری. در خصوص قسم اول در نوشتار قبل مطالبی بیان شد. اینک توضیح دو قسم دیگر.‌لذت‌های طبیعی و غیرضروری به لذتهایی گفته می‌شود که هر چند برای حواس طبیعی ما دلپذیرند؛ اما لذتهایی زاید و غیرضروری‌اند. این نوع امیال معلول و مولود توجهی است که انسان به تنوع طلبی دارد. مثلاً بهتر خوردن و بهتر نوشیدن از جمله لذتهایی هستند که هر چند مقتضای طبیعت انسان‌اند، اما حیات آدمی وابسته به آنها نیست. خوردن مقدار زیادی از بهترین غذاها قطعاً لذتی طبیعی اما غیرضروری است. لذت جنسی نیز در همین دسته جای می‌گیرد. در زمینه هنر و احساسات ظریف و لطیف نیز قاعده همین است. خود اپیکور می‌گوید: «زیبایی، پارسایی، و چیزهای دیگری از این قبیل را اگر لذتی برای ما در بر داشته باشد، باید گرامی داشت و الا باید از آن دست کشید». ویژگی این نوع از امیال این است که به اموری مربوط می‌شوند که چون حاجت برآورده شد، تغییر می‌پذیرد. مانند میل به خوردن غذای مخصوصی که بر فرض اینکه برآورده شود چیزی بر لذت انسان نمی‌افزاید. درباره ارضاء یا عدم ارضای این نوع تمایلات باید نخست این پرسش را مطرح کرد که اگر آنها را برآورده کنم یا نکنم چه پیامدی خواهد داشت. اپیکور معتقد است که می‌توان از این دسته از لذتها به طور معتدل و با میانه روی استفاده کرد و تأکید می‌کند که باید از افراط و تفریط در استفاده از آنها، به شدت، پرهیز نمود. بنابراین، نه باید به طور کلی از این گونه لذات چشم پوشید و از آنها اجتناب کرد و نه باید در برخورداری از آنها زیاده روی نمود. اعتدال و میانه روی در استفاده از آنها خیر اخلاقی است و تعطیل و نادیده گرفتن آنها یا زیاده روی در استفاده از آنها، شر اخلاقی است. ‌لذتهای غیرطبیعی و غیرضروری به لذتهایی گفته می‌شود که نه مقتضای طبیعت انسان هستند و نه لازمه حیات او. بلکه لذتهایی بیهوده و عبث اند. این نوع امیال مولود «گمان» و «پندار» است. لذتهایی مانند لذت جاه و مقام و لذت شهرت از این دسته به حساب می‌آیند. اگر انسان مقام نداشته باشد و یا دارای شهرت نباشد نه کاری خلاف طبیعتش رخ داده است و نه زندگی او به مخاطره می‌افتد. هیچ یک از جهازات بدنی ما مقتضی شهرت و مقام و امثال آن نیست. اگر این دسته از لذایذ نباشد نه به چشم انسان لطمه می‌خورد و نه به گوش او و نه به سایر اعضا و جوارحش. پس این گونه از لذایذ نه طبیعی اند و نه ضروری، این نوع تمایلات را باید به طور کلی رها کرد و هرگز نباید برآورده نمود. زیرا منشاء چشم و هم چشمی می‌شوند و به جای تأمین خوشی و لذت بر آلام و دردها و رنج های روحی و روانی انسان می‌افزایند. بنابراین «بر توست که زندگانی کنی بدون رنج و بخوابی بر تشک کاهی تا اینکه مضطرب و آشفته باشی و تکیه زنی بر تخت طلا و میز فاخر».

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
Powered by TayaCMS