دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مؤمن و حفظ آبروی او

برای انسان همین گناه کافی است که با آبروی برادر مسلمانش بازی کند.
مؤمن و حفظ آبروی او
مؤمن و حفظ آبروی او

مؤمن و حفظ آبروی او

قال رسول الله(ص): «حَسبُ ابنِ آدَمَ مِنَ الإثمِ أن یَرتَعَ فی عِرضِ أخیهِ المُسلِمِ» (میزان الحکمه ، ج8 ،حدیث)

یکی از چیزهای بسیار مهمی که در روایات مورد توجه قرار گرفته، مسأله حفظ آبروی انسان مؤمن است. هر کسی در زندگی، باید در گفتار و در اعمال و رفتارش دائم مراقب باشد که آیا این عمل و رفتار من لطمه و صدمه‌ای به آبروی دیگران می‌زند یا نه؟ برخی از انسان‌های پست و فرومایه برای رسیدن به اهداف خود در زندگی به هر وسیله‌ای دست می‌زنند؛ تنها چیزی که برای این افراد در زندگی مهم است، دستیابی به آمال و آرزوهای خودشان است. چه بسا برای رسیدن به یک پُست و موقعیت اجتماعی آبروی افراد را نادیده گرفته و آن را به راحتی برای رسیدن به هدف خود از بین می‌برند، متأسفانه امروزه ما بیشتر شاهد چنین مسائلی هستیم. انسان نباید صرفا به شنیده‌ها و گفته‌ها، تا زمانی که یقین ندارد، اکتفا کرده، و با آبروی افراد بازی کند. کسی که با آبروی دیگران بازی می‌کند و آن را وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف خود قرار می‌دهد؛ از این نکته غافل مانده است که حفظ و جایگاه آبروی مؤمن در کنار خون و مال او قرار گرفته کسی که بی‌جهت آبروی دیگران را می‌ریزد گویا خون او را ریخته است.

پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) می‌فرمایند: همه چیز مؤمن محترم است، آبروی او و مال او و خون او.[1]

باز از پیامبر(ص) روایت شده که فرمودند : چون به معراج بُرده شدم، بر مردمى گذشتم که ناخن‌هایى از مس داشتند و چهره‌ها و سینه‌هاى خود را ناخن مى‌کشیدند! پرسیدم : اینها کیستند، اى جبرئیل؟ گفت : اینها کسانى هستند که گوشتِ مردم را مى‌خورند و با آبروى آنها بازى مى‌کنند.[2]

تجاوز به آبروی دیگران و ریختن آبروی آنان به قدری زشت و ناپسند است که در روایات بدتر و زشت‌تر از ربا شمرده شده است.

پیامبر اکرم(ص) در این باره می‌فرمایند :

«الرِّبا ثلاثةٌ و سَبعونَ بابا أیسَـرُها مِثلُ أن یَنکِحَ الرَّجُـلُ اُمَّـهُ ، و إنَّ أرْبى الرِّبا عِرضُ الرَّجُلِ المسلمِ»

ربا هفتاد و سه قسم است و آسان‌تر از همه چنان است که کسى با مادر خود زنا کند و بدتر از همه رباها تجاوز به آبروى مسلمان است.[3]

در سیره عملی پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) نیز می‌توان توجّه به حفظ آبروی افراد را مشاهده کرد.

روزی امیرالمؤمنین مقدار پنج وسق(حدود پنج بار) خرما برای مردی فرستاد، شخصی که در آنجا بود به علی(ع) گفت: آن مرد که تقاضای کمک نکرده بود چرا برای او خرما فرستادی؟! به علاوه یک وسق برای او کافی بود!

حضرت علی(ع) به او فرمودند: خداوند امثال تو را در جامعه ما زیاد نکند. من می‌دهم تو بخل می‌ورزی! اگر من آنچه مورد حاجت او است پس از درخواستش به او بدهم چیزی به او نداده‌ام!! بلکه قیمت چیزی(آبرویی) را که به من داده به او داده‌ام زیرا اگر صبر کنم تا او بخواهد، در حقیقت او را وادار کرده‌ام که آبرویش را به من بدهد، آن رویی را که در هنگام عبادت و پرستش خدای خود و خدای من به خاک می‌سایید.[4]

    پی نوشت:
  • [1] - حکیمی ، محمد رضا ، محمد ، علی ، الحیاه ، ترجمه احمد آرام ، تهران ، دفتر نشر و فرهنگ اسلامی ، 1380 هش ، ج3 ، ص203
  • [2] - محمدی ری شهری ، محمد ، میزان الحکمه ، قم ، دارالحدیث ، (ویرایش دوم) ، ج8 ، حدیث15582
  • [3] - نهج الفصاحه ، ابوالقاسم پاینده ، تهران ، دنیای دانش ، چاپ چهارم ، 1382هش ، ص506
  • [4]- محمدی اشتهاردی ، محمد ، داستان دوستان ، قم ، بوستان کتاب ، ویرایش دوم ، 1386هش ، ص44

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

رذایل اخلاقی

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS