دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مرز بین خوار کردن خود و فروتنی

No image
مرز بین خوار کردن خود و فروتنی

تواضع، یکی از موضوعات علم اخلاق اسلامی‌است که بیشتر خصلت‌های پسندیده از این سرمایه بزرگ سرچشمه می‌گیرند. مرحوم نراقی در معراج السعاده، در تعریف تواضع می‌گوید: تواضع، عبارت است از شکسته نفسی که نگذارد آدمی‌خود را بالاتر از دیگری ببیند و لازمه آن، رفتار و گفتاری است که دلالت بر احترام دیگران می‌کند. این فضیلت اخلاقی مانند دیگر صفات اخلاقی، دارای افراط و تفریط و حد وسط است. حد افراط، تکبر و حد تفریط، پذیرش ذلت و پستی و حد وسط آن تواضع است. آنچه ستایش شده است و فضیلت محسوب می‌شود، همان کوچکی کردن بدون پذیرش ذلت و پستی است. هرجا فروتنی ما سبب خواری و ذلّت ما و سوء استفاده دیگران شود ـ و هر كاری كه این پیامد منفی را داشته باشد نظیر تملّق و طمع ورزی ـ ممنوع است؛ زیرا آبرو، شخصیت و عزّت مومن، حقّ الهی است، نه كالایی در دست خود انسان كه حراجش كرده، بگذارد كه بی‌جهت از دست برود.در تواضع، مقصد رضای خدا و خودسازی و مبارزه با هوای نفس است، و حدّ و مرز و خطّ قرمزی دارد. هر جا معیار ـ كه رضای حق تعالی است ـ تغییر كرد، ارزش تواضع نیز دگرگون می‌گردد و تواضع ممنوع می‌شود، مثل: تواضع در برابر متكبّران كه به دو جهت روا نیست: یكی اینكه سبب تحقیر و ذلّت خود انسان است و كسی حق ندارد شخصیت و كرامت خود را در پای بت، پول، مقام و متكبران از بین ببرد و پستی، خواری و ذلّت بپذیرد. دیگر آنكه فروتنی ما موجب افزایش روحیه تكبر و گمراهی متكبّر ‌شود.اینجا باید تكبر كرد تا او متذكّر، آگاه و اصلاح شود. از این رو، پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: هرگاه متواضعان امّت مرا دیدید، در برابرشان فروتنی نمایید و هرگاه با متكبران روبه‌رو شدید، در برابرشان تكبّر كنید كه این رفتار شما باعث خواری و كوچكی آنان خواهد شد.[1]سه چیز است كه خداوند به سبب آنها جز بر خیر و خوبى نمىافزاید: تواضع كه خداوند به سبب آن جز بلند مرتبگى نمى افزاید، شكسته نفسى كه خداوند به سبب آن جز عزّت نمى افزاید و مناعت طبع كه خداوند به سبب آن جز بى نیازى نمى افزاید امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: همچنین تملّق و چاپلوسی، جلوه ای از ذلّت نفس و مذموم است. نباید تواضع، رنگ تملّق بگیرد.  

 نشانه آدم متواضع

وقار و آرامش در راه رفتن، نشانه ای از تواضع:فروتنی صفتی با ارزش است که از باطنی پاک و بی‌آلایش سرچشمه می‌گیرد و نشانه‌های آن در رفتار انسان جلوه می‌کند و با توجه به رفتار افراد، می‌توان روحیه تکبر یا تواضع شان را تشخیص داد. قرآن کریم در این باره می‌فرماید: (فرقان:63)؛ بندگان خداوند رحمان کسانی هستند که آرام و بی تکبر بر زمین راه می‌روند و هنگامی‌که جاهلان آنها را مخاطب سازند، به آنها سلام می‌گویند و با

بی اعتنایی و بزرگواری می‌گذرند.تواضع و سلام:یکی از نشانه‌های فرد فروتن، آغاز به سلام کردن است. در نخستین لحظه دیدارمان با یکدیگر با گفتن سلامی‌همراه با تبسمی‌متین و پر مهر، فاصله‌ها را از میان برمی‌داریم. در حال گفتن سلام، با خواهش‌های درونی و هواهای نفسانی خویش مبارزه می‌کنیم و برخلاف حس خودخواهی، خود را به زیور خشوع می‌آراییم.ترک مجادله، از روی تواضع:یکی از نشانه‌های فروتنی، ترک بحث و جدال است. اگر غرض از مجادله، دشمنی و اظهار فخر و کمال باشد، در متون دینی از آن نهی شده است. این گونه درگیری‌ها، آثار ناخوشایندی در بر دارند. یکی از آنها، در معرض خطر قرار گرفتن آبروی انسان است.

ارزش تواضع در روایات

امام صادق علیه السلام فرمود: در آسمان دو فرشته بر بندگان گماشته شده اند پس هر كس براى خدا تواضع كند، او را بالا برند و هر كس تكبر ورزد او را پَست گردانند.(كافى، ج2، ص122، ح2 )  امام على (ع) فرمود: شریف ترین اخلاق، تواضع، بردبارى و نرم خویى است.(غررالحكم، ج2، ص442، ح3223 )

رسول اكرم صلى الله علیه و آله فرمود: سه چیز است كه خداوند به سبب آنها جز بر خیر و خوبى نمى افزاید: تواضع كه خداوند به سبب آن جز بلندمرتبگى نمى افزاید، شكسته نفسى كه خداوند به سبب آن جز عزّت نمى افزاید و مناعت طبع كه خداوند به سبب آن جز بى نیازى نمى افزاید. (بحارالأنوار، ج75، ص12

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
Powered by TayaCMS