دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مستزاد

No image
مستزاد

كلمات كليدي : مستزاد، بحر شعر، نثر مسجع

نویسنده : مهدي زيركي

مستزاد در لغت به معنای زیاد شده، افزوده شده و در اصطلاح ادبی یکی از قالب‌های شعر پارسی است. در این قالب در آخر هر مصراع، پاره یا جمله‌ای کوتاه از نوع نثر مسجع آورده می‌شود که خارج از وزن اصلی شعر است.

مستزاد در انواع شعر مانند رباعی، غزل، قطعه و به ندرت در مثنوی به کار برده شده است، چنان‌‌ چه در نوحه سرایی نیز کاربردی وسیع داشته است.

گرچه برخی معتقدند قدمت این فن به قرون ششم و پنجم هجری می‌رسد اما اغب، ابداع کننده آن را ابن‌حسام (یا حسام‌الدین هروی) می‌دانند که در قرن نهم می‌زیسته است. این بیت از اوست:

آن کیست که تقریر کند حال گدا را در حضرت شاهی؟

کز غلغل بلبل چه خبر باد صبا را جز ناله و آهی؟

پس از حسام‌الدین، شاعرانی چون وثوق‌الدوله، مشتاق اصفهانی، نسیم شمال از این قالب سود جستند. در دوره مشروطیت نیز مورد استقبال فراوان قرار گرفت و با ظهور شاعرانی چون میرزاده عشقی، مضامین اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و انتقادی در آن راه یافت. از شاعران معاصر نیز جلال‌الدین همایی در چنین قالبی شعر سروده است که بیت زیر از اوست:

گرچه حاجت خود بری به درگاه خدا با صدق و صفا

حاجات تــــــــرا کند خــــــــداوند روا بی‌چون و چرا

1) وزن قطعات مستزاد مستقل از وزن کل شعری است که در آن به کار برده شده است. اما قسمتی از همان بحر شعر است.

2) وزن پاره‌های مستزاد باید با هم یکسان بوده و کوتاه‌تر از وزن اصلی شعر بیاید.

3) پاره‌های مستزاد در معنا و مضمون شعر نقش مکمل را دارند گر چه گاه از این لحاظ نیز مستقل به کار برده شده است.

4) پاره‌ها می‌توانند در قافیه از مصراع اصلی تبعیت کنند و یا متفاوت از آن باشند.

>

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
Powered by TayaCMS