دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مقام معلّم

معلّمی شغل و حرفه نیست، بلکه ذوق و هنر است. معلّمی در قرآن کریم به عنوان جلوه‌ای از قدرت الهی است.
مقام معلّم
مقام معلّم

معلّمی شغل و حرفه نیست، بلکه ذوق و هنر است. معلّمی در قرآن کریم به عنوان جلوه‌ای از قدرت الهی است. ویژه ذات مقدس خداوند است. در نخستین آیه‌های قرآن که بر قلب مبارک پیامبر اکرم(ص) نازل شد، به این هنر خداوند اشاره شده است:«بخوان به نام پروردگارت که جهانیان را آفرید. انسان را از خون بسته آفرید. بخوان و پروردگارت کریمترین است، همان که آموخت با قلم، آموخت به انسان آنچه را که نمی‌دانست.»

در این آیات، خداوند، خود را معلّم می‌خواند ،جالب این که معلّم بودن خود را بعد از آفرینش با پیچیده‌ترین و بهترین شاهکار خلقت، یعنی انسان، آورده است. مقام معلّم بودن خدا، بعد از آفرینش قرار دارد. انسانی را که هیچ نمی‌دانست به وسیله‌ی قلم آموزش داد. این اوج خلاقیت و هنر خداوند را در امر آفرینش می‌رساند:

چو قاف قدرتش دَم بر قلم زد

هزاران نقش بر لوح عدم زد

از این رو می‌توان گفت که هنر شگفت معلّمی از آن خداوند عالم است.

امام خمینی(ره) در این باره می‌فرمایند:

«معلّم اوّل خدای تبارک و تعالی است. به‌وسیله‌ی وحی، مردم را دعوت به نورانیت، محبّت و کمال می‌کند.»

امام سجّاد(ع) در زمینه‌ی حفظ حقوق معلّم می‌فرماید: «حق معلّم بر توآن است که با دیده احترام به او بنگری، مجلس و کلاس او را گرامی بداری و به سخنانش با دقّت گوش دهی. رو به سوی او بنشینی و صدایت را در حضورش بلند نکنی.»

بهترین نوع رابطه‌ی شاگرد و معلّم که سرشار از ادب و فروتنی است، در داستان حضرت موسی(ع) به عنوان شاگرد و حضرت خضر(ع) در مقام معلّم مشخص است. حضرت موسی(ع) مأمورند تا از بنده‌ای صالح به نام خضر(ع) علم بیاموزد. قرآن آغاز گفت‌وگوی این معلم و شاگرد را این‌چنین بیان می‌کند:

«حضرت موسی(ع) به او گفت: آیا از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده که مایه‌ی رشد است، به من بیاموزی؟ گفت: تو هرگز هم پای من نمی‌توانی صبر کنی و چگونه در مورد چیزهایی که از آن شناخت نداری، شکیبایی می‌کنی؟ گفت: اگر خدا بخواهد، مرا شکیبا خواهی یافت و در هیچ کاری نافرمانی تو نمی‌کنم.گفت: اگر به دنبال من آمدی، چیزی از من مپرس تا خودم از آن با تو سخن بگویم. (سوره کهف آیه 70ـ 66)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
Powered by TayaCMS