دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نقش استغفار در زندگی

رسول اکرم(ص) فرموده اند: «من اکثر الاستغفار جعل الله له من کل هم فرجا و من کل ضیق مخرجا و یرزقه من حیث لایحتسب» هر کس بیشتر استغفار کند از هر غمی دور می‌شود و از هر تنگنایی خارج می‌شود و از جایی که گمان نمی کند روزی می‌گیرد. (مستدرک الوسائل ج 5 ص 317)
نقش استغفار در زندگی
نقش استغفار در زندگی
نویسنده: خدیجه احمد مهرابی

رسول اکرم(ص) فرموده اند: «من اکثر الاستغفار جعل الله له من کل هم فرجا و من کل ضیق مخرجا و یرزقه من حیث لایحتسب» هر کس بیشتر استغفار کند از هر غمی دور می‌شود و از هر تنگنایی خارج می‌شود و از جایی که گمان نمی کند روزی می‌گیرد. (مستدرک الوسائل ج 5 ص 317)

آیت الله مجتهدی(ره) در شرح روایت فوق معتقد است: هر کس می‌خواهد گرفتار پریشانی و بلا نشود استغفار کند، هر کس می‌خواهد فرزند صالح داشته باشد استغفار کند، استغفار کلید رفع گرفتاریهاست. خداوند می‌فرماید: «فقلت استغفروا ربکم انه کان غفاراً یرسل السماء علیکم مدرارا و یمددکم باموال و بنین و یجعل لکم جنات و یجعل لکم انهارا» و گفتم از پروردگار خویش طلب آمرزش کنید که او بسیار آمرزنده است تا بارانهای پربرکت آسمان را پی درپی بر شما فرو فرستد و شما را با اموال و فرزندان فراوان کمک کند و باغهای سرسبز و نهرهای جاری در اختیارتان قرار دهد.(نوح/ 12)

در روایت است «المومن بین نعمه لایصلحهما الاالشکر و الاستغفار» مومن بین نعمت و گناه است این دو اصلاح نمی شوند مگر با شکر و استغفار. (مستدرک الوسائل ج 21 ص 122)

پس طبق فرمایش حضرت امیرالمومنین(ع) «نعم الوسیله الاستغفار» بهترین وسیله استغفار است. (مستدرک الوسائل ج 21 ص 421)

درقرآن کریم آیات زیادی در باب استغفار و طلب مغفرت آمده است از جمله، آیات 941 تا 551 سوره آل عمران است که درباره جنگ احد نازل شده است. در این آیات دو واژه عفو و مغفرت در کنار هم آمده اند. عفو به معنای قصد و هدف و مغفرت به معنای پوشاندن هر چیزی اول باید گرفته شود بعد پنهان شود خداوند در ابتدا گناه بنده اش را می‌گیرد و بعد به لحاظ ستارالعیوب بودنش گناه بنده را در نزد خود نگه داشته و می‌پوشاند و بر ملا نمی کند، لذا هر چند که عفو و مغفرت دو چیزند ولی فرع بر یکدیگرند ولی به لحاظ مصداق یک چیزند و اطلاق هر دو بر غیر خداوند صحیح است چنانکه خداوند در مورد استعمال این کلمات به انسان می‌فرماید: «الاان یعفون او یعفو الذی بیده عقده النکاح» (بقره 732) مگر آنکه کسی که گره نکاح بدست او است عفو کند. و در مورد استغفار فرموده: «قل للذین آمنوا یغفروا الذین لایرجون ایام الله» (جاثیه 41) به کسانی که ایمان آورده اند بگو: نسبت به کسانی که امید ایام الله را ندارند مغفرت پیش گیرند.

علامه طباطبایی در تفسیرالمیزان (ج 4 ص 97) در خصوص عفو و مغفرت نوشته اند: «معنای عفو و مغفرت منحصر در آثار تشریعی و اخروی نیست بلکه شامل آثار تکوینی و دنیایی نیز می‌شود به شهادت اینکه در قرآن کریم در همین موارد استعمال شده از جمله فرموده: «و ما اصابکم من مصیبه فبما کسبت ایدیکم و یعفوا عن کثیر» (شورا 30) آنچه مصیبت به شما می‌رسد به خاطر اعمالی است که به دست خود کرده اید، تازه خدای تعالی بسیاری از گناهانتان را عفو می‌فرماید. و این به طور قطع شامل آثار و عواقب سوء دنیایی گناهان نیز هست.

و نظیر آن است که می‌فرماید: «والملائکه یسبحون بحمد ربهم و یستغفرون لمن فی الارض» (شورا 5) و ملائکه پروردگار خود را با حمد تسبیح گویند، و برای ساکنین زمین استغفار می‌نمایند.»
    اما دسته دیگری از آیات قرآن کریم در باب استغفار سوالی را به ذهن متبادر می‌کند. آیا مغفرت بدون گناه معقولانه است؟

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان (ج 6 ص 536) این سوال را ذیل آیات 116 تا 120 سوره مائده پاسخ داده است. ایشان معتقد است طلب مغفرت بدون گناه برای رفع پرده‌های عارض بر قلب است رفع حجاب بین پروردگار و قلب که برای تنعم به نعیم قرب خدا و حضور در ساحت قدس الهی محتاج به ازاله آن مرضها و دریدن آن پرده‌هاست و چیزی هم از عهده ازاله و رفع آن بر نمی‌آید مگر همان عفو پروردگار و پرده پوشی و مغفرت او.

و نیز از جمله موارد دیگر جهت طلب مغفرت در غیر گناه است مغفرتی است که در موارد رفع تکلیف کراراً ایراد گردیده، مثل آیه «فمن اضطر فی مخمصه غیرمتجانف لاثم فان الله غفور رحیم» (مائده3) پس کسی که از شدت قحطی به خوردن چیزی از این محرمات مضطر شد و بنایش نافرمانی خدا نبود خداوند در گذرنده و آمرزنده است و آیات 43 مائده، 19 توبه و 30 شورا نیز در این خصوص است.

این آیات بیانگر آن است که صفت عفو و مغفرت در خداوند مثل صفت رحمت و هدایت اوست که متعلق به امور تکوینی و تشریعی می‌شود خداوند یک وقت از معاصی عفو می‌کند و آنرا از نامه اعمال محو می‌کند و یک وقت از حکمی که اقتضای تشریع دارد عفو می‌کند از وضع و تشریع آن صرف نظر می‌کند و یک وقت از بلایا و مصائب عفو می‌کند از نزول آن با آنکه اسباب نزولش فراهم است جلوگیری می‌نماید.

در روایت دیگری هم آمده است «اذا اکثر العبد الاستغفار رفعت صحیفته و هی تتلالا» اگر بنده زیاد استغفار کند نامه عملش در حالی رفیع می‌شود که می‌درخشد.(مستدرک الوسائل ج 2 ص 405)

مقاله

نویسنده خدیجه احمد مهرابی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

رذایل اخلاقی

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS