دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نوسازی اجتماعی و صنعتی شدن

مفهوم نوسازی بیشتر از هرچیز، معرف پذیرش چندگانگی و تقسیم بندی جامعه به نیرو‌های اجتماعی گوناگون است و تفاوت عمده میان جوامع سنتی و مدرن به همین پذیرش و یا عدم پذیرش چندگانگی بازمی گردد.
نوسازی اجتماعی و صنعتی شدن
نوسازی اجتماعی و صنعتی شدن
نویسنده: سروش ملت پرست

مفهوم نوسازی بیشتر از هرچیز، معرف پذیرش چندگانگی و تقسیم بندی جامعه به نیرو‌های اجتماعی گوناگون است و تفاوت عمده میان جوامع سنتی و مدرن به همین پذیرش و یا عدم پذیرش چندگانگی بازمی گردد. به دلایلی چون نفوذ نوعی فرهنگ سلطه پذیری از سوی قدرت‌های جهانی، در دوران استعمارزدایی پس از جنگ جهانی دوم، گمان بر این بود که کشور‌های تازه استقلال یافته برای نوسازی، صرفا دنباله رو غرب خواهند بود و تبلیغ فرهنگ کشور‌های غالب از طریق وسایل ارتباط جمعی نیز موجب تحقق این مساله شد و الگوی فکری نوسازی خطی (Linear) را در حوزه سیاست تطبیقی پدیدار کرد. در فاصله سال‌های 1945-1940 نظریات لیبرالی دموکراسی غربی در حوزه تحقیقات علمی یکه تازه بود؛ اما با آغاز دهه 1960، نظریه‌های رادیکال و مارکسیستی ضمن مخالفت با نظریات مزبور، صاحب جایگاهی ویژه برای تبیین‌های خود در حوزه نظریه‌های سیاسی شدند.

از سوی نظریه پردازان، مراحل و مشخصاتی برای نوسازی به تعریف درآمده است که از آن جمله: سریل ادوین بلک، جهت تحقق نوسازی، ابتدا ظهور نوگرایی و جنگ با سنت، سپس پیروزی نوگرایی و ایجاد رهبری طرفدار نوگرایی - که به تحول عظیم اجتماعی – اقتصادی می‌انجامد و نهایتا یکپارچگی جامعه را در برخواهد داشت - مطرح می‌کند.

نیل اسملسر، نوسازی را به عنوان حرکت جوامع از فنون ساده به کار برد دانش عملی و از کشاورزی معیشتی به کشاورزی تجاری و از کاربرد نیروی بازوی انسان به کاربرد ماشین و از زندگی روستایی به زندگی شهری تعریف کرد. دیوید مک کللند پیدایش انگیزه پیشرفت و دانیل لرنر پیدایش همدلی و روح مشارکت جمعی را در میان افراد یک جامعه، عامل و زمینه مناسب برای آن جامعه می‌داند. سرینیواز، نوسازی را براساس پیدایش فرآیند غربی شدن تعریف می‌کند. جرالد بریز، فرآیند شهری شدن را اساس نوسازی می‌داند و ویلبر مور، بر فرآیند صنعتی شدن تاکید می‌کند. در جوامع معاصر نوسازی مرتبط می‌شود با توسعه اقتصادی و توسعه اقتصادی خود از جریان صنعتی شدن مایه می‌گیرد که این امر نیز نتیجه پیشرفت تکنیکی است. در واقع در روند نوسازی است که صنعتی شدن به عنوان وسیله کاربردی یا حتی هدف اساسی شناخته می‌شود که انگیزه‌ها و نیروها به گرد آن می‌آیند و به نام آن مسوولیت سیاسی، کنترل‌ها و مقررات قضایی وضع می‌شود و به همین ترتیب در جهت پاسخ به نیازها، جابه جایی جمعیتی صورت گرفته و شکل زندگی و سازمان اجتماعی دگرگون می‌شود.

به اعتقاد مارتین لیسپت، توسعه اقتصادی که باعث افزایش درآمد می‌شود، خود امنیت بیشتر اقتصادی و افزایش میزان تحصیلات را در پی دارد که می‌تواند اساس دموکراسی را پی ریزی کند.

بنا بر اندیشه مایکل تودارو زمانی می‌توان مدعی وقوع توسعه در یک کشور شد که مجموعه نظام اجتماعی، هماهنگ با نیاز‌های متنوع اساسی به سوی وضعیتی بهتر از نظر مادی و معنوی تغییر یافته باشد که سه ارزش اصلی: تامین معاش، افزایش اعتماد به نفس و آزادی افراد جامعه، معرف تحقق وضعیت بهترند.

طبیعتا برای کاربردی شدن جمله اندیشه‌ها پیرامون نوسازی – توسعه اجتماعی و... قرار گرفتن جامعه در جاده پویایی و تحولات مثبت، ابتدا به ساکن شرط اساسی این است که افراد جامعه با ذهنیتی نوین [و به دور از مشارکت منفعلانه و موضع گیری‌های توده وار]، خواسته‌های جمع گرایانه و مترقی را همراه با رفتار‌های اجتماعی منطقی تر ارایه کنند که مشخصا مبحث ذهنیت نوین در ارتباط مستقیم و بی واسطه با انسان مدرن قرار می‌گیرد. پیرامون ویژگی‌های انسان مدرن، آلکس اینکلس، به آمادگی برای کسب تجارب جدید، استقلال روزافزون از چهره‌های اقتدار، اعتقاد به علم، تحرک پذیری، برنامه ریزی بلندمدت و فعالیت در سیاست‌های مدنی اشاره می‌کند و دانیل لرنر نیز شاخصه بارز انسان نوگرا را در خردمندی وی و علاقه بسیارش به مشارکت در امور اجتماعی برشمرد و البته هنگامی که مختصات یادشده را با وضعیت عمومی منتج از روحیات اجتماعی دیرپای جامعه ایران و در صدرشان نوعی نیاز مستمر به اسطوره سازی و نیازمندی به قهرمان و قهرمان سازی جهت حل و فصل یکباره حماسی!! عقده‌های فردی و معضلات اجتماعی که در طی قرون و ادوار نهادینه شده اند، قیاس می‌کنیم به فاصله عظیم موجود میان مفهوم و کار ویژه‌های نوسازی با واقعیات اجتماعی مان معترف خواهیم شد و کوتاه سخن آنکه در نسبت سنجی میان واقعیات جامعه سراپا شبه سنتی – شبه مدرن ایران با تئوری‌های جهان شمول و اثبات شده نوسازی، خلاموجود، همانا عدم تطابق سرمایه ذهنی مردم با نوع و جنس موضع گیری‌های اجتماعی شان است که هم پوشانی نداشته و عمدتا بازتابشگر رفتارها و محتوای توده وار و سردرگمی است صرفا در قالب‌های مدرن و معرف جامعه انسانی چندشخصیتی و تک بعدی و نه جامعه انسانی تک شخصیتی و چندبعدی....

مقاله

نویسنده سروش ملت پرست

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

رذایل اخلاقی

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS