دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هلاکت یزید بن معاویه

No image
هلاکت یزید بن معاویه

كلمات كليدي : يزيد، هلاكت يزيد، حوران، دمشق، مسلم بن عقبه

نویسنده : یدالله حاجی‌زاده

يزيد بن معاويه بن ابي سفيان دومين خليفه اموي در سال 22 يا 25 هجري به دنيا آمد.[1] مادرش ميسون دختر بجدل بن انيف كلبي بود.[2] معاويه در اواخر دوره حكمراني خويش، موفق شد با تهديد و تطميعِ مسلمانان، براي يزيد به عنوان خلافت بيعت بگيرد و علي‌رغم مفاد صلح نامه‌اي كه با امام حسن(ع) امضاء كرده بود فرزند (فاسد) خويش را حاكم جامعه اسلامي گرداند.[3] يزيد در سال 60 هجري به حكومت رسيد و تا سال 64 هجري، حکومتش به طول انجاميد.

اخلاق و شیوه زندگی یزید:

عموم مورخان، یزید را فردی شرابخوار، میمون باز، سگ باز و بی اعتنا به احکام و دستورات اسلامی معرفی کرده‌اند. در تاریخ آمده است:

«عبد الله بن حنظله و گروهی از اهل مدینه به منظور آشنایی با شیوه زندگی یزید به دمشق سفر کردند. آنها پس از بازگشت به مدینه و در معرفی یزید گفتند: ما از نزد مردی آمدیم که دین ندراد، شراب می‌نوشد، طنبور می‌نوازد، نوازندگان در نزد وی به لهو و لعب مشغولند، با سگ‌ها بازی می‌کند و...»[4]

عبدالله بن حنظله گفت:

«به خدا سوگند ما در حالی از نزد یزید بیرون آمدیم که خوف آن داشتیم از آسمان سنگ ببارد.»[5]

مسعودی هم در مورد یزید می‌نویسد:

«سیره او همانند فرعون، بلکه بدتر از فرعون بود.»[6]

برخی از نویسندگان معتقدند که یزید، نزد دائی‌های خود در بادیه پرورش یافت و قبیله مادرش پیش از اسلام آوردن، مسیحی بودند و هنوز حال و هوای مسیحیت در سر آنان بود و از این رو یزید تربیت مسیحی داشت.[7]

جنایات یزید:

یزید در اين دورۀ سه چهار ساله، جنايات هولناكي مرتكب شد. بزرگترين جنايت او به شهادت رساندن امام حسين(ع) و 72 تن از ياران با وفاي آن حضرت مي‌باشد. در تواریخ آمده است:

«یزید در ابتدای حکومت خویش نامه‌ای به ولید به عتبه، والی مدینه نوشت و از وی خواست تا از امام حسین(ع) و عده‌ای دیگر بیعت بگیرد. یزید در این نامه دستور داد اگر آنان زیر بار بیعت نرفتند، گردن آنها را بزن و سرهای آنها را نزد من بفرست.»[8]

جنايت دوم وي، حمله به شهر مدينه و قتل و غارت و جنايت در اين شهر مي‌باشد كه به واقعه «حره» مشهور است.[9]در این سال یزید، پنج هزار نفر از شامیان را به فرماندهی "مسلم به عقبه" به مدینه گسیل داشت. مسلم با حمله به مدینه، واقعه حره را به وجود آورد. در این واقعه، افراد زیادی کشته شدند. او سه روز افرادش را آزاد گذاشت تا هر کاری می‌خواهند انجام دهند.[10] دینوی می‌نویسد:

«در واقعه حره، هشتاد مرد از اصحاب رسول خدا(ص) کشته شدند. از مهاجرین و انصار 700 نفر و از سایر مسلمین ده هزار نفر کشته شدند.»[11]

جنايت ديگر وي حمله به شهر مکه و شكستن حرمت حريم كعبه و سنگ باران كعبه مي‌باشد.[12] مسلم بن عقبه پس از جنایت حره برای نبرد با ابن زبیر به سوی مکه حرکت کرد وی در بین راه به هلاکت رسید. حصین بن نمیر به فرماندهی لشکر یزید انتخاب شد. لشکریان شام مکه را محاصره کردند و با منجنیق به این شهر حمله کردند حرم امن الهی را آتش باران کردند. در اين واقعه، خانه كعبه ويران شد و بسياري از خانه‌هاي مردم دچار حريق شدند. و در سال 64 هجری به دنبال انتشار خبر هلاکت یزید، لشکریان به شام بازگشتند. [13]

هلاکت یزید:

شيخ عباس قمي نقل می‌کند:

«چهاردهم ماه ربيع الاول سال 64 هجري روز هلاكت وي مي‌باشد».[14]

طبري مي‌نويسد:

«يزيد روز پنج شنبه نيمه ماه ربيع الاول سال 64 هجري مرد».[15]

سهيل طقوش مي‌نويسد:

«يزيد در ناحيه «حوران» بعد از سه سال و هشت ماه و چهارده روز حكمراني درگذشت»[16]

در باب علت مرگ وي آمده است وي به مرضي ذات الجنب در حوران از دنيا رفت.[17] شيخ عباس قمي مي‌نويسد:

«در روايت شيخ صدوق است كه وي به بلاي ناگهاني هلاك گشت. شب به حالت مستي به خواب رفت. صبح او را مرده يافتند و چنان تغيير كرده بود كه گويا او را قير ماليده بودند».[18]

اقوال ديگر نيز در اين زمينه نقل شده است كه از اهميت چنداني برخوردار نيست. شيخ عباس قمي مي‌نويسد:

«محل دفن وي محلي است به نام حواريّين[19] و در نقلي ديگر آورده است جنازه‌اش را به دمشق آوردند و در باب صغير دفن كردند و قبرش اينك زباله دان مي‌باشد».[20]

منابع تاريخي سن او را هنگام هلاكت 37،[21] 39، 35 سال ذكر كرده‌اند.[22]

مقاله

نویسنده یدالله حاجی‌زاده

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
Powered by TayaCMS