دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هویت شخصی Personal Identity

No image
هویت شخصی Personal Identity

كلمات كليدي : هويت، هويت شخصي، خود، گيدنز

نویسنده : ابوذر رحيمي

واژه "Identity" ریشه در زبان لاتین دارد (Identitas که از Idem یعنی مشابه و یکسان ریشه می‌گیرد) و دو معنای اصلی دارد: اولین معنای آن بیانگر مفهوم تشابه مطلق است: این با آن مشابه است. معنای دوم آن به‌معنای تمایز است که با مرور زمان سازگاری و تداوم را فرض می‌گیرد. به این ترتیب مفهوم هویت به‌طور همزمان میان افراد یا اشیاء دو نسبت محتمل برقرار می‌سازد: از یک طرف، شباهت و از طرف دیگر تفاوت.[1] تعریف‌های "خود" بر اساس صفات شخصی یا منحصر به فرد فردی را هویت شخصی تعریف کرده‌اند. همچنین در تعریفی دیگر به دسته‌های خودی راجع است که فرد را به‌عنوان یک شخص یگانه، بر اساس تفاوت‌های فردی‌اش، متمایز از دیگر اشخاص درون‌گروه معرفی می‌کند.[2] و به تعریف بازاندیشانه فرد از خود نیز اطلاق شده است.[3]

هویت در جوامع سنتی

در جوامع سنتی، هویت هر شخص مقوله‌ای ثابت، از پیش تعیین‌شده و عاری از تناقض فرض می‌شد. نگره‌ای که حتی امروزه نیز در میان اکثر جوامع مدرن، همچنان محکم و استوار به چشم می‌خورد و بر اذهان، اعمال و دیدگاه‌های اکثر انسان‌ها حاکم است. در جوامع سنتی هویت، مبین تجلی و تحقق کارویژه‌ها و نقش‌های اجتماعی- فرهنگی از پیش تعیین‌شده بود. انسان همواره با معضل کیستی روبرو و دست به گریبان بوده است. من کیستم؟ یا ما کیستیم؟ پرسش‌هایی است که انسان از همان بدو تفکر درباره خود و محیط پیرامون و اطرافیان خویش به طرح آن‌ها پرداخت. من یا مای مفهومی، نظری و تاریخی و تلاش برای پاسخ دادن به کیستی آن در پیوند با پدیده‌ای گسترده‌تر، یعنی، هویت معنا پیدا می‌کند. در جوامع سنتی هویت مقوله‌ای چندان پیچیده و مساله‌ساز نبود؛ و مناقشه چندانی پیرامون آن صورت نمی‌گرفت؛ اختلاف بنیادی بر سر آن وجود نداشت و افراد دچار بحران هویت نمی‌شدند؛ لذا نیازی به ایجاد دگرگونی‌های بنیادین در هویت خود یا در نگره خود به هویت یا در اجزا و عناصر سازنده هویت خود احساس نمی‌کردند. به‌عبارتی مسیری که فرد قرار است در زندگی آینده خود طی کند، سرنوشتی محتوم یا مسیری مشخص و از پیش تعیین‌شده است.[4] اما در برخی مقاطع تاریخی بحران هویت به‌عنوان پدیده‌ای فراگیر جوامع را به چالش می‌طلبد و بنا به علل درونی و بیرونی تبدیل به یک مسئله حیاتی می‌شود. لذا بشر در طول تاریخ هویت داشته و انسان‌ها و جوامع به‌دنبال کسب و حفظ هویت و در عین حال موافق و پیشگام در تغییر و تبدیل هویت، متناسب با شرایط زمان خود گام برمی‌دارند و با تکیه بر منابع معرفتی خود (دین، ایدئولوژی سیاسی، حافظه جمعی، فرهنگ) به‌نوعی در صدد حفظ هویت هستند و برای رسیدن به این هدف، ناچار به طی روند تولید نمادهای هویتی و نقد مستمر آن هستند.[5]

گیدنز و هویت شخصی

آنتونی گیدنز معتقد است: هویت هر شخص را نباید در رفتار او و در واکنش‌های دیگران جستجو کرد، بلکه باید آن را در توانایی و ظرفیت وی برای حفظ و ادامه روایت مشخصی از زندگینامه‌اش یافت. زندگینامه شخصی که به حفظ روابط متقابل و منظم با دیگران علاقه‌مند است، به‌کلی خیالی و ساختگی نیست. زندگی واقعی باید به‌طور مداوم رویدادهای دنیای خارج را در خود ادغام کند و آن‌ها را با تاریخچه جاری خود شخص سازگار سازد. بر این اساس، برای ایجاد و تداوم مفهوم جامعی از خود، نگارش یادداشت‌های منظم روزانه و تدوین زندگینامه شخصی توصیه می‌شود. شرح حال به‌خصوص به‌معنای روایت تاریخی همراه با تغییر از سوی شخص -اعم از اینکه کتبی باشد یا نه- در زندگی اجتماعی مدرن هسته اصلی هویت فرد را تشکیل می‌دهد. به نظر گیدنز شخصی که ثبات معتدلی در هویت شخصی خود احساس می‌کند، زندگی پیوسته و بدون بریدگی دارد. به همین دلیل می‌تواند با سایر افراد در آمیزد و کم و بیش با آن‌ها ارتباط برقرار کند. چنین شخصی از خلال نخستین روابط اعتماد‌آمیز خود، نوعی پیله محافظ برای خود دست و پا کرده است که در امور روزمره، بسیاری از خطرهایی را که جامعیت خود او را تهدید می‌کنند از سر می‌گذراند.[6] همچنین هویت شخصی هر کس به‌شدت تحت تأثیر محیط و شرایط فرهنگی اوست، چنان‌که گیدنز یادآور می‌شود محتوای هویت شخصی مانند دیگر عرصه‌های وجودی، از نظر اجتماعی و فرهنگی متغیر است. برای مثال نام شخص، نخستین عنصر زندگینامه اوست. آداب ورسوم، نام‌گذاری اجتماعی، اینکه نام افراد تا چه حد معرف روابط خونی و خویشاوندی آن‌هاست، همه برحسب فرهنگ‌های مختلف تغییر می‌کنند.[7] از نظر گیدنز از آنجا که خود شخص پدیده‌ای نسبتاً بی‌شکل است، هویت شخصی را نمی‌توان منحصراً برحسب ماندگاری‌اش در زمان مورد توجه و رجوع قرار داد. هویت شخصی برخلاف خود به‌عنوان پدیده‌ای عام، مستلزم آگاهی بازتابی است. هویت در واقع همان چیزی است که فرد، چنان‌که در اصطلاح خودآگاهی آمده است، به آن آگاهی دارد. به‌عبارت دیگر، هویت شخص چیزی نیست که در نتیجه تداوم کنش‌های اجتماعی فرد به او تفویض شده باشد، بلکه چیزی است که فرد باید آن را به‌طور مداوم و روزمره ایجاد کند و در فعالیت‌های بازتابی خویش مورد حفاظت و پشتیبانی قرار دهد.[8] در نهایت گیدنز معتقد است: هویت شخصی در حقیقت همان خود است که شخص آن را به‌عنوان بازتابی از زندگینامه‌اش می‌پذیرد. در اینجا نیز هویت به‌معنای تداوم فرد در زمان و مکان است و هویت فردی نیز بازتابی تغییری است که شخص از آن به عمل آورده است.[9] هویت هر فرد در عین حال هم زاییده نهادهای امروزین هستند و هم به آن‌ها شکل می‌دهند. خود، مفهوم منفعلی نیست که صرفاً تحت تأثیرات بیرونی شکل گرفته باشد، افراد در روند شکل‌گیری هویت شخصی خویش، صرف نظر از کیفیت محلی یا موضعی اعمال و افعال آن‌ها، به طور مستقیم در ایجاد و اعتلای بعضی از تأثیرات اجتماعی نیز مشارکت دارند.[10] بنابراین احساس هویت شخصی به‌واسطه دیالکتیک میان فرد و جامعه شکل می‌گیرد. هویت معمولاً در نگرش‌ها و احساسات افراد نمود می‌یابد؛ و بستر شکل‌گیری آن زندگی جمعی است.[11]

 

مقاله

نویسنده ابوذر رحيمي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب هویت دینی و آموزه های چالش  برانگیز معاصر

کتاب هویت دینی و آموزه های چالش برانگیز معاصر

این کتاب به مفهوم شناسی هویت و هویت دینی می پردازد و راهکارهای بیان شده با چگونگی اجرای رسالت مهم نظام تعلیم و تربیت در حوزه پرورش و تقویت روندهای هویت‌پذیری دینی جوانان هماهنگ هستند.
کتاب هویت دینی جوانان

کتاب هویت دینی جوانان

این کتاب به مسئله دین و دینداری جوانان و نوجوانان و آسیب شناسی تبلیغ دینی و دین داری در جامعه و تبلیغ دینی برای جوانان پرداخته است.

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

رذایل اخلاقی

No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
Powered by TayaCMS