دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ورود غیر مجاز به منزل غیر

No image
ورود غیر مجاز به منزل غیر

مسكن، هتك حرمت، ورود، تهديد، عنف، منزل، بدون اذن و رضاي، صاحب خانه

نویسنده : محسن نجف‌پور

از زمان‌های گذشته در اجتماعات بشری خانه و منزل اشخاص محترم و مصون از تعرض بوده است در ابتدای امر، حق آزادی مسکن و لزوم رعایت حرمت آن جنبه مذهبی داشت بعداً مقررات عرفی هم در عمل بر آن صحّه گذاشت. انقلاب کبیر فرانسه و اصول و قوانین متأثر از آن این آزادی را به صورت دیگر تضمین و تجاوز به آن را جرم دانست در ایران حق آزادی مسکن و منع هتک منازل مبنی بر قواعد شرعی و عرف مسلم ممالیک و قانون اساسی و قوانین عادی است.[1]

مصونیت منزل مکمّل امنیت تمامیت جسمانی شخص است بطوری که امنیت شخصی شامل جان و مال فرد وقتی تأمین است که خانه شخصی نیز مصون از تعدی و تجاوز باشد و هیچ کس نباید بتواند بدون اجازه صاحب خانه وارد منزل او شود و یا خانۀ وی را بدون اجازه مقامات قضایی و بدون رعایت تشریفات قانونی مورد بازرسی قرار دهد.

مصونیت مسکن از تعرض به صراحت در قانون اساسی کشورمان در اصول 22 و 33 مورد توجه قرار گرفته است، در قرآن کریم نیز به ضرورت رعایت حریم خانه‌های غیر بطور کامل تصریح و حتی به شیوۀ ورود نیز اشاره شده است.

سوره نور آیه 27 « ای کسانی که ایمان آورده‌اید در خانه‌هایی غیر از خانه خود وارد نشوید تا اجازه بگیرید...» و همچنین آیات 28 و 29 همین سوره به این موضوع اشاره دارند.

قانون مجازات اسلامی نیز با الهام از منابع فوق و سوابق قانونی هتک حرمت مسکن یا ملک غیر را در مصادیق مختلف طی مواد 580 و 694 مورد توجه قرار داده است.[2]

مرتکبین جرم ورود غیر مجاز به منزل غیر

ارتکاب این جرم از جهت شخصیت مرتکب ممکن است از طرف اشخاص عادی یا مستخدمین دولتی ارتکاب یابد لذا در دو قسمت بررسی می‌کنیم:

الف: هتک حرمت منازل بوسیله کارمندان دولت.

ارکان:

1. رکن مادی:

‌أ. مأمور مستخدم دولت که مرتکب جرم ورود به منزل غیر شوند طبق ماده 580 قانون مجازات اسلامی و مقصود از مامور اعم ازکارمندان قضایی و غیر قضایی، رسمی یا قراردادی، روزمزد، دائم و موقت می‌باشد ضمناً ورود مأمور دولت به منزل غیر باید بعنوان انجام وظیفه یا به مناسبت آن باشد.[3]

‌ب. وجود منزل متعلق به غیر لفظ منزل در موضوع این جرم شامل هر محل مسکونی اشغال شده بوسیله یک شخص است عنوان حقوقی ساکن در محل مسکونی که از نظر حرمت منزل مورد حمایت قانونی قرار گرفته است ممکن است مالک منزل مستأجر، مرتهن، حتی کسی که فارغ از هر قراردادی با اشخاص باشد می‌باشد محل مسکونی ممکن است خانه، آپارتمان، کلبه چوبی چادر افراد چادر نشین یا کاروان در شرایطی باشد که مکان مزبور در عمل به محل سکونت اختصاص داده شده باشد. اطاق در هتل با در بیمارستان محل سکونت کسی است که آن را اجاره کرده و یا در آن مستقر شده است.[4] البته اماکن عمومی مشمول عنوان منزل نمی‌شود طبق ماده 1 آیین نامه اماکن عمومی مصوب 1328

‌ج. فعل مرتکب: ورود به منزل غیر است که بدون اجازه و رضایت صاحب منزل می‌باشد که این ورود غیر قانونی تلقی می‌شود که مرتکب آن مستوجب مجازات می‌باشد و مقصود از اذن اجازه قبل از ورود و مقصود از اجازه جلب نظر مساعد صاحب منزل حین ورود یا بعد از آن است و رضایت اعم از اذن و اجازه می‌باشد[5] و ورود اعم است از اینکه از طرق متعارف مثل در یا غیر متعارف مثل از روی دیوار بالکن پنجره و غیره باشد.

‌د. مخالف قانون بودن ورود به منزل غیر: ورود غیر مواقعی که قانون مقرر کرده و یا بدون ترتیبات و تشریفات قانونی، مخالف قانون می‌باشد اما مواردی وجود دارد که خود قانون ورود مأمور دولتی را حتی بدون اجازه و رضایت صاحب خانه مجاز شهر، است که عبارتند از:

· ورود جهت تفتیش منزل در موارد جرم مشهود که موضوع ماده 23 ق. آ. د ک می‌باشد

· ورود جهت تفتیش منازل به وسیله مأموران وصول عایدات دولت موضوع ماده 12 قانون مجازات مرتکبین قاچاق مصوب 29 / 12 / 1312.

· ورود به منزل غیر در موارد قهریه و فورس ماژور مثل طوفان- سیل – زلزله و آتش سوزی

ترتیبات و تشریفات قانونی جهت ورود به منزل غیر عبارتند از:

‌أ. اجازه مخصوص دادستان مگر در جرایم مشهود

‌ب. ورود در منزل اشخاص در روز بعمل می‌آید

‌ج. ورود بدون اجازه و رضایت صاحب منزل نباشد

‌د. با سوءنیت (به معنی عمد مأمور در ارتکاب و اطلاع او از غیر قانونی بودن عمل) نباشد.[6]

رکن معنوی:

هتک حرمت منازل توسط مأمورین دولتی از جرایم عمدی است و آن عبارتست از اینکه مرتکب از روی علم و آگاهی، به اقدام مخالف قانون خود، مبادرت به ورود به منزل غیر می‌نماید. بنابراین عمد عامل و آگاهی به اینکه عمل او مخالف قانون است کافی برای تحقق سوء نیت عام می باشد. و انگیزۀ خوب یابد مرتکب تأثیری در انجام عمل نخواهد داشت. لذ آگاهی به مسکونی بودن محل و آگاهی به تعلق منزل به غیر و قصد ورود به منزل غیر در تحقق عنصر معنوی این جرم کفایت می‌کند.[7]

رکن قانونی:

اصول 22 و 33 قانون اساسی و آیات 27 و 28 سوره نور و ماده 580 ق. م . ا

مجازات:

مجازات چنینی مأموری حبس از یک ماه الی یک سال می‌باشد اما اگر مأمور ثابت نماید که به امر یکی از رؤسای خود که صلاحیت حکم را داشته و مکره به اطاعت امر او بوده اقدام کرده است در اینصورت مجازات حبس مقرر در حق آمر اجرا خواهد شد و مأمور مسئولیتی ندارد و اگر ورود به منزل غیر بدون اجازه و رضای او در شب واقع شود از کیفیات مشدده خواهد بود و مرتکب به حداکثر مجازات مقرر محکوم خواهد شد.[8]

ب: هتک حرمت و ورود به منزل غیر بوسیله اشخاص عادی

ارکان

رکن مادی

1- موضوع جرم: منزل یا مسکن محل وقوع این جرم است منزل در لغت بمعنای سرای و خانه است و مسکن به معنای محل سکونت، جای باش، منزل و مقام آمده است.

2- رفتار مرتکب: عبارت است از ورود به منزل دیگری که همراه با عنف و تهدید باشد پس ورود تنها با فعل قابل تحقق است و عنف اعم از مادی و معنوی است.[9]

رکن معنوی

جرم موضوع ماده 694 ق. م . ا بر اساس عمدی بودن جرایم و هم به استناد استفاده قانونگذار از واژه‌های عنف وتهدید، عمدی است اجزاء این رکن عبارتند از:

آگاهی به مسکونی بودن محل- آگاهی به تعلق منزل به دیگری- قصد ورود به منزل غیر چون این جرم مطلق است نیازی به سوء نیت ندارد و انگیزه مرتکب نیز در تحقق جرم موضوع کاده 694 ق. م . ا نقشی ندارد.[10]

مجازات:

مرتکب این جرم به حبس از شش ماه الی سه سال محکوم می‌شود ولی در صورتی که مرتکبین بیش از یک نفر بوده و لا اقل یکی از آنها حامل سلاح باشد مجازات آنها حبس از یک تا شش سال خواهد بود.[11]

رکن قانونی:

ماده 694 قانون مجازات اسلامی می‌باشد.

مقاله

نویسنده محسن نجف‌پور
جایگاه در درختواره حقوق جزای اختصاصی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
Powered by TayaCMS