دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

وظیفه گروی عمل نگر

وظیفه گروی عمل نگر دو ویژگی دارد؛ نخست آنکه در تعیین خوب، بد، باید و نباید تنها به نتیجه کار نمی نگرد،
وظیفه گروی عمل نگر
وظیفه گروی عمل نگر
نویسنده: حسین راضی

وظیفه گروی عمل نگر دو ویژگی دارد؛ نخست آنکه در تعیین خوب، بد، باید و نباید تنها به نتیجه کار نمی نگرد، بلکه ویژگی‌ها و امور دیگر را نیز مورد توجه قرار می‌دهد و به همین سبب در شمار نظریه‌های وظیفه گرا جای دارد و دوم آنکه درنظام اخلاقی قواعد کلی را معتبر نمی‌داند، بیشتر به احکام جزئی نظر دارد و آنها را اساسی می‌شمارد. در نگاه این گروه، اگر هم بخواهیم قاعده‌ای کلی در اخلاق بیان کنیم ، باید سراغ احکام جزئی برویم و قواعد کلی را از آنها به دست آوریم . چون هر موقعیتی منحصر به فرد است و حکم ویژه دارد.

وظیفه‌گرای عمل‌نگر برای تشخیص اینکه کاری خاص باید انجام شود یا نه، نخست موقعیت ویژه‌ای که کار در آن واقع می‌شود، در نظر می‌گیرد؛ سپس در سایه نوعی شهود ـ از نوعی که شهودگرایان باور دارند ـ یا تصمیم ـ از آن نوع که اگزیستانسیالیست‌ها می‌گویند ـ حکم می‌کند که آن کار شایسته، خوب و صواب است یا ناشایست، بد و ناصواب. این گروه درنهایت، جزء دسته‌ای قواعد عملی استعجالی، چیزی فراروی انسان قرار نمی‌دهد. وظیفه گرایان عمل نگر دو دسته‌اند:

1. گروهی انسان را دارای توانایی ویژه‌ای می‌دانند که به یاری آن می‌تواند در هر موقعیتی شهود کند و مسیر درست را بیابد. اینان در واقع انسان را دارای نیروی هدایت گر درونی می‌دانند.

2. دسته‌ای دیگر که بیشتر به مکتب اگزیستانسیالیسم گرایش دارند، تنها بر نیروی اراده تکیه می‌کنند و می‌گویند: خود را درموقعیت مورد نظر قرار ده و از همه شرایط آن کاملاً آگاه شو،آن گاه تصمیم بگیر که چه باید انجام داد. هرچه تصمیم بگیری، همان صحیح است. حتی اگر دو نفر در موقعیت یکسان دوتصمیم متفاوت بگیرند، هر دو صحیح است.

نقد و ارزیابی

1. وظیفه گروی عمل نگر از آن جهت که جز آثار، اموری دیگر را در خوبی و بدی کردار موثر می‌شمارد، سخنی درست می‌گوید. فطرت آدمی به پاره ای کارها، با قطع نظر از آثار آن ، تمایل دارد وآنها را خوب و فضیلت می‌شمارد.

2. نقطه ضعف وظیفه گروی عمل نگر در نفی قواعد کلی اخلاق است. هر چند هر موقعیتی ویژگی هایی دارد که ممکن است منحصر به فرد باشد، اما در موقعیت‌ها اوصاف مشترکی نیز به چشم می‌خورد؛ اوصافی که چه بسا منشا صدور حکم اخلاقی کلی است . وقتی حسن به ناصر قول داد که با او به مسافرت رود، در صورتی که مشکل خاصی برایش پیش نیاید، باید به قول خود عمل کند. این حکم درباره هرکس دیگر، که وعده می‌دهد و درعمل به آن با مانعی رو به رو نمی شود، صادق است.

پس در اخلاق قواعد کلی گریزناپذیر است.‌

مقاله

نویسنده حسین راضی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
Powered by TayaCMS