دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پایان عقود اداری

No image
پایان عقود اداری

انقضای قرارداد، فسخ قرارداد، انفساخ قرارداد، تفاسخ

نویسنده : شعبانعلی جباری

قراردادهای اداری هم مثل قراردادهای خصوصی،‌ موقت بوده و به دو طریق ممکن است پایان می یابند:

1) پایان عادی و طبیعی: پایان قرارداد به طریق عادی خود به دو صورت انجام می‌پذیرد:

أ) انجام شدن تعهدات: معمولاً قراردادهای اداری با اجرای اختیاری به پایان می‌رسند و متعهد،‌ کار یا کالای مورد تعهد را تحویل می‌دهد و پایان قرارداد اعلام می‌شود. تسلیم و تحویل موضوع قرارداد تابع شرایط و احکامی است که قرارداد آمده است.

«انجام نهایی تعهدات طرفین در پیمانکار‌ی‌های دولتی وقتی است که صورتحساب قطعی، بر اساس حقوق و تکالیف طرفین و خسارات متقابل و مصالح و ماشین آلات اضافی و تأثیرات طرفین و غیره تنظیم و تصفیه حساب نهایی به عمل آید و ضمانت نامه‌های بانکی پیمانکار آزاد شود» (مفاد ماده 52 شرایط عمومی قانون پیمان)

ب) انقضای موعد قرارداد: در قراردادهای اداری که موضوع آن‌ها انجام کار با مدت معین باشد، با انقضای موعد، قرارداد خاتمه یافته محسوب می‌شود. برای نمونه در قراردادهای مربوط به امتیاز خدمات عمومی، با سر آمدن موعد قرارداد، تعهدات طرفین پایان می‌پذیرد، این مطلب در ماده 21 شرایط عمومی پیمان آمده است.

2) پایان زودرس عقود اداری: عقود اداری ممکن است به دلایلی زودتر از موعد، پایان‌پذیرد از جمله:

أ) تفاسخ: تفاسخ یا اقاله در حقیقت توافق طرفین عقد است مبنی بر پایان‌دادن به حیات حقوقی یک قرارداد. شرط تفاسخ، توافق طرفین بر پایان قرارداد است و اگر توافق نباشد، تفاسخ نخواهد بود.

ب) انفساخ: به پایان قهری قرارداد،‌ انفساخ گفته می‌شود،‌ که احتیاج به قصد انشاء هیچ یک از طرفین ندارد، این امر در ماده 49 شرایط عمومی پیمان نیز ذکر شده است. انفساخ قرارداد معمولاً‌ از ابتدا در قرارداد یا قانون پیش‌بینی می‌شود؛ مثل غیرممکن شدن اجرای قرارداد به‌علت بروز فورس‌ماژور.

ج) فسخ به‌دلیل تخلف یکی از طرفین: این حق فسخ که معمولاً در قراردادها گنجانده می‌شود به عنوان ضمانت اجرای تخلف از شروط قرارددی و مفاد قرارداد، قابل اعمال است. البته بین حق فسخ پیمانکار با حق فسخ اداره تفاوت وجود دارد، چرا که تشخیص تخلفات پیمانکار در ابتداء با کارفرماست ولی، تشخیص تخلفات اداره با پیمانکار نمی‌باشد و این یکی از امتیازات طرف اداره است که با تشخیص تخلفات پیمانکار، یک‌طرفه و بدون مراجعه به دادگاه حق فسخ قرارداد را دارد؛ ولی پیمانکار برای استفاده از حق فسخ به علت تخلفات کارفرما یا به علل دیگر، باید به دادگاه‌ مراجعه کرده و با اثبات تخلفات اداره بتواند قرارداد را فسخ نماید.

مصادیق فسخ به علت تخلفات پیمانکار، مختلف است که تمامی آن‌ها در مادۀ 46 شرایط عمومی پیمان ذکر شده است. این مصادیق عبارتند از:

1) فسخ به علت تأخیرات تا مدت معین: مثل تأخیر در تجهیز و آماده کردن کارگاه و تأخیر در شروع عملیات اجرایی؛

2) فسخ به دلیل انحلال شرکت پیمانکار و ورشکستگی پیمانکار، که موجب می‌شود اداره حق فسخ داشته باشد؛

3) فسخ به‌دلیل برخی تخلفات خاص پیمانکار که عبارتنداز: رهاکردن کارگاه بدون سرپرست،‌تعطیل کردن کار بدون اجازه کارفرما، انتقال موضوع تعهد به ثالث بدون اجازه کارفرما، عدم توانایی مالی یا فنی پیمانکار برای انجام کار طبق برنامه پیشرفت عملیات و به تشخیص دستگاه نظارت و عدم اجرای هر یک از موارد پیمان؛

4) فسخ به‌دلیل شمول قانون منع مداخله: اگر پس از انعقاد پیمان و در حین انجام کار تا تحویل موقت، به دلیل تغییراتی که در شرکت پیمانکار پیش آمده، پیمانکار مشمول قانون منع مداخله گردد یا برای کارفرما محرز شود که پیمانکار هنگام انعقاد پیمان مشمول قانون منع مداخله بوده است، در هر دو صورت، پیمان فسخ می‌شود.

د) فسخ به‌دلیل مقتضیان اداری: این حق فسخ ناشی از تقدم منافع عمومی بر منافع خصوصی است و از نظریه حاکمیت دولت در ادارۀ عمومی نشأت گرفته است مبنی بر این که در این مورد، اداره حق دارد حتی در صورت عدم تخلفات پیمانکار قرارداد را فسخ کند. فسخ قراردادهای اداری انواع مختلفی دارد مانند قراردادهای مرتبط با جنگ که با وقوع و پایان آن مقتضیات اداری عوض می‌شود یا قراردادهایی که با ملی‌کردن مالکیت و مدیریت در ایران،‌ قراردادهای منعقده بین ایران و شرکت‌های خارجی نیز فسخ گردید.

سایر موارد پایان قرارداد:

1) فسخ قرارداد ناشی از ادامه وضعیت فورس‌ماژور یا امور غیرقابل پیش‌بینی؛

2) فوت پیمانکار: در مواردی که پیمانکار، شخص حقیقی بود و اجرای تعهد جنبه شخصی داشته باشد با فوت پیمانکار قرارداد پایان می‌یابد.

مقاله

نویسنده شعبانعلی جباری
جایگاه در درختواره حقوق عمومی - حقوق اداری

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
Powered by TayaCMS