دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پایه های متزلزل مدرنیته

No image
پایه های متزلزل مدرنیته

مدرنيته، اومانيسم

سارا احمدی

فرهنگ علوم سیاسی در شناسایی خود از «مدرنیسم‌» چنین بیان می‌دارد که مدرنیسم، یا نوگرایی تلاش در جهت هماهنگ ساختن نهادهای سنتی با پیشرفت علوم و تمدن است. در این فرهنگ و تحت واژه‌ «مدرنیته‌» می‌یابیم که مدرنیسم نمودهای بیرونی تمدن جدید غرب است و مدرنیته، عناصر درونی فکری، فلسفی و فرهنگی آن بوده و دارای رشته‌ای از مفاهیم اساسی است که با یکدیگر در ارتباط‌اند. در مجموع مدرنیسم در اصطلاح به «شیوه‌هایی از زندگی، یا سازمان اجتماعی مربوط می‌شود که از سده‌ هفدهم به بعد در اروپا پیدا شد و به تدریج نفوذی کم و بیش جهانی پیدا کرد» مدرنیسم را مجموعه‌ای از عناصری دانست که رگه‌های اصلی آن را تشکیل می‌دهد. عناصری چون اومانیسم، راسیونالیسم، اندیویدوآلیسم، سکولاریسم و دموکراسی لیبرال که در فرصت‌های آتی به تفصیل به بررسی و بحث پیرامون هر یک خواهیم پرداخت. البته ریشه تمام این تفکرات در دوره رنسانس نشات گرفت ولی در دوره مدرن پرو بال و مستقل گشت مانند اومانیسم که منشا آن در دوره رنسانس بود، اما در دوران بعد بسیار اثرگذار در غرب ریشه دواند. از میان همه حوادثِ دوره رنسانس، دو چیز از همه مهمتر بود: اول تفکرات فلسفی و اعتقادی که باعث تکان خوردن عقاید در نهاد مردم شد. دوم انقلاب صنعتی و سرمایه داری که باعث سستی در کردار مردم شد. دیدگاه مدرنیته به معنای جدایی امور عینی از امور ذهنی و خاستگاه آن نهضت اصلاح دینی در دوره رنسانس است.

معنای اومانیسم

دایرة‌المعارف «پل ادواردز» ذیل واژه‌ اومانیسم چنین می‌نویسد: اومانیسم در معنای ابتدایی‌اش، که مفهومی تاریخی است، جنبه اساسی وزیربنایی رنسانس می‌باشد، همان جنبه‌ای که متفکران از آن طریق کمال انسانی را در جهان طبیعت و در تاریخ جستجو کردند و تفسیر انسان را نیز در این جهت، جویا شدند. اصطلاح اومانیسم در این معنا از «اومانیتاس‌» (Humanitas) مشتق شده است که در زمان «سیرون‌» و «وارو» به معنای تعلیم مطالبی به انسان بود که یونانیان آن مطالب را «پایدیا» می‌نامیدند که به معنای فرهنگ می‌باشد. اولین آغاز گر این دوره( که به پدر بشر مداری هم معروف است)، فرانچسکو پتراک است اومانیسم فلسفه‌ای است که ارزش یا مقام انسان را ارج می‌نهد و او را میزان همه چیز قرار می‌دهد و به عبارت دیگر سرشت انسانی و حدود و علایق طبیعت آدمی را به عنوان اصلی‌ترین محور انتخاب می‌نماید. به این بیان می‌توان اومانیسم را جنبشی دانست که پس از جریانات نهضت رنسانس پا به عرصه‌ وجود، نهاده است؛ جنبشی که انسان محوری را جایگزین خدا محوری نمود – جنبشی که انسان را تنها مدار و محور برای ارزیابی همه‌ مسائل می‌داند – حال آنکه در قرون وسطی و قبل از جنبش رنسانس کلیسا و تعلیمات کلیسا این نقش محوری را ایفا می‌نمود.

سکولاریسم

«فرهنگ نشرنو» در بیان واژه‌ secular مفاهیم غیر مذهبی، غیر روحانی، عرفی، دنیوی و مادی را می‌آورد. سکولاریسم اشاره به جدایی دین از سیاست دارد، به گونه‌ای که هیچ یک از آن دو، در حوزه‌ دیگری دخالت نکند دوره‌ رنسانس همراه با طرد کلیسا و فراموشی واقعیت الهی و دینی شروع شد. در حقیقت عوامل شکل دهنده‌ به سکولاریسم همان نقایصی است که قرون وسطی حامل آنهاست که برخی از آنها عبارتند از: نارسا بودن تعالیم کلیسا و مسیحیت

نهضت دینی (رفرمیسم)

نهضت اصلاح دینی، جریانی بود که طی آن، از نفوذ مذهب به تدریج کاسته شد. مارتین لوتر (1546- 1483 م) از پیشگامان این حرکت، با هدف اصلاح و پیرایه‌زدایی از آیین مسیحیت و برقراری انضباط در آن، دیدگاه‌های جدیدی را عرضه کرد اصل خود کشیشی را که مشوق فردگرایی بود، مورد تاکید قرار داد و با این هدف، انجیل را به زبان آلمانی ترجمه کرد. تفکیک وی از سیاست، از دیگر اصول مورد اشاره‌ وی بود. لوتر اظهار داشت که پادشاهان قدرت خود را به طور مستقیم از خدا می‌گیرند و وظیفه‌ کلیسا تنها پرداختن به امور معنوی و روحی است. به هر حال، نهضت اصلاح دینی، در پیدایش طرز فکر جدید، نقشی اساسی داشت و باعث درهم شکستن حاکمیت کلیسا و ظهور فلسفه‌ سیاسی جدیدی شد. از پیامدهای این حرکت، درگیری فرقه‌های مذهبی بود که موجب از بین رفتن قداست دین و زمینه سازی برای سکولاریسم شد.

لیبرالیسم

در قرن 18، یعنی در دوران اوج بورژوارنی صنعتی پدید آمد. در این زمان محتوای شعار اصلی لیبرالیسم، فرمول آزادی سرمایه و آزادی تجارت بود. از آنجا که در آغاز پیدایش لیبرالیسم، بزرگ‌ترین مانع بر سر راه آزادی عمل، مناسبات فئودالی و سلطنت مطلقه‌ فئودالی بود، شعار اصلی لیبرالیسم در عرصه‌ سیاست عبارت می‌شد از مخالفت‌با استبداد مطلقه، دفاع از پارلمانتاریسم و آزادی‌های بورژوایی.در فرهنگ‌های متداول علوم سیاسی «لیبرال‌» به کسی اطلاق می‌شد که در جناح معتدل بورژوارنی قرار داشت و طرفدار آزادی از قید و بندهای اقتصادی و اجتماعی عصر فئودالیسم بود. اکنون معمولابه کسی لیبرال می‌گویند که از نظر اقتصادی موافق عدم دخالت‌یا کاهش نظارت دولت در فعالیت‌ها و به بیان دیگر، طرفدار اقتصاد اجتماعی مبتنی بر بازار و محدود کردن قدرت انحصارات اقتصادی باشد و از نظر سیاسی موافق حکومت پارلمانی آزادی‌های فردی باشد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
Powered by TayaCMS