دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پرهیز از آب شور

دنیا مانندآب دریا است که هرچه قدر عطشان از آن بنوشد تشنگی اش بیشتر می شود تا او را بکشد. (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
پرهیز از آب شور
پرهیز از آب شور

قال امام موسی بن جعفر علیه السلام:

مثل الدّنیا‌مثل ماء البحر کلما شرب منه العطشان ازداد عطشاً حتی یقتله

(بحار، ج 1، ص 152.)

ترجمه:

دنیا مانندآب دریا است که هرچه قدر عطشان از آن بنوشد تشنگی اش بیشتر می شود تا او را بکشد.

(برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)

توضیح :

پرهیز از آب شور

انسان تشنه هنگامی که آب زلال و گوارا می‌نوشد بر آن مسلّط است و آن را جذب،‌هضم و تبدیل می‌کند، ولی اگر آب شور بنوشد، گرفتار آن آب شور خواهد‌شد، چون چنین آبی در حقیقت، دستگاه گوارش او را در اختیار می‌گیرد و بر عطش وی می‌افزاید و او ناچار است بار دیگر قدحی از آب بنوشد که آن نیز‌اگر شور باشد عطش او را افزونتر می‌کند. دنیا بسان آب شور است؛ از این‌رو امام موسی بن جعفر (علیه‌السلام) به هشام بن حکم می‌فرماید: «مثل الدّنیا‌مثل ماء البحر کلما شرب منه العطشان ازداد عطشاً حتی یقتله»[1]و در یکی از‌نامه‌های امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) آمده است که «فإنّ الدّنیا مَشْغَلةٌ عن غیرها» دنیا‌بازیچه است و انسان را از غیر دنیا باز می‌دارد و اصولاً هر چه انسان را از غیر‌دنیا (خدا) باز دارد، معلوم می‌شود بازیچه و «لهو» است و او را سرگرم کرده است.

آنگاه حضرت علی (علیه السلام) می‌فرماید: دنیا زده سیر نمی‌شود، بلکه هر اندازه که انسان از دنیا بهره‌مند باشد، معادل آن یا بیش از آن، درهای حرص و ولع بر روی او باز می‌شود: «ولم یُصِبْ صاحبُها منها شیئاً إلاّ فَتَحَتْ له حرصاً علیها ولهجاً بها»[2]. اگر گرسنه غذای لذیذی مصرف کند، دیگر میل یا احتیاج به غذا ندارد، ولی اگر چیزی که گرسنگی وتشنگی می‌آورد بخورد یا بنوشد، هرگز سیر یا سیراب نمی‌شود و ﴿هَلْ مِنْ مزید﴾[3]می‌گوید. اگر ما آنچه را در حداکثر عمر خود، مثلاً صد سال، نیاز داریم فراهم کنیم، باز می‌بینیم سیر نیستیم. از این جا معلوم می‌شود آنچه را که فراهم کرده‌ایم غذای لذیذی برای ما نیست؛ چون اگر غذای لذیذی بود، ما سیر می‌شدیم، بلکه مانند آب شوری است که بر عطش ما می‌افزاید.

آن حضرت در ادامه می‌فرمایند: «ومن وراء ذلک فراق ما جمع ونقض ما أبرم، ولو اعتبرْتَ بما مضی حفظتَ ما بقی»[4]؛ مشکل دیگر آن است که انسان همه آنچه را به زحمت، جمع کرده است باید با درد و رنج از دست بدهد. ممکن است کسی عمری زحمت بکشد تا چیزی را تهیه کند و ممکن است همان ره آورد شصت ساله را در چند ثانیه از دست بدهد، ولی دردش برای همیشه می‌ماند و این همان لهو است، ولی اگر کسی این لهو را رها کند، اهل فلاح و تهذیب می‌شود. بنابراین، تهذیب با سرگرم شدن سازگار نیست.

دنیا ابزار سرگرمی است و هرچه انسان را از خدا باز می‌دارد مایه سرگرمی اوست و انسانِ دنیازده، مهذّب نیست؛ خواه این دنیا «مال» دولتمند باشد یا «علم» دانشمند؛ گاهی علم، هم دنیاست! انسان، تلاش و کوشش می‌کند تا چیزی یاد بگیرد اما اگر بر سخن او اشکالی کنند، عصبانی می‌شود و این نشان می‌دهد که او در حقیقت، خودخواه است؛ زیرا علم در انحصار کسی نیست و دیگران نیز حق اظهار نظر دارند.

کسی که بخواهد مهذب باشد، باید با دنیا بجنگد؛ زیرا انسان در میدان بازی و چهار سوق دنیا قرار دارد و ناچار است زندگی، کار، معاشرت و معامله‌ای داشته، علمی فراهم کند و همه اینها دو چهره الهی یا دنیایی دارد، ناچار به مبارزه برمی‌خیزد تا خود را از لهو و لعب، بازیگری و بازیچه برهاند و برای رهایی از پنجه بازیجه و بازیگری هم ناچار است که بازیچه را بشناسد و مسلح نیز باشد تا بتواند در برابر بازیچه به مبارزه برخیزد.

به همین جهت، هر لحظه باید کارش را بر میزان الهی عرضه کند که آیا دنیاست یا آخرت؟ کاری که اکنون دارم انجام می‌دهم اگر دیگری انجام می‌داد باز هم خوشحال بودم یا می‌خواهم فقط خودم آن را انجام دهم؟ اگر کار، کار خوبی است و من نمی‌گذارم یا راضی نیستم دیگری آن را انجام دهد، معلوم می‌شود که من خودم را می‌خواهم، نه آن کار خوب را.

کسی که هنگام نماز، مشغول درس و بحث است و به نماز اوّل وقت اعتنا نمی‌کند، ممکن است عالم بشود، امّا عالم ربّانی و نورانی نمی‌شود. از این رو پیغمبر اسلام (صلّی الله علیه وآله وسلّم) همواره نزدیک اذان، به بلال حبشی (رضوان الله علیه) می‌فرمود: «أرِحْنا یا بلال»[5]؛ بلال! ما خسته شده‌ایم اذان بگو تا استراحت کنیم. معلوم می‌شود نماز بهترین رَوح و ریحان، برای انسان موحّد است که خستگی را می‌زداید؛ زیرا انسان در غیر نماز با دوست نیست و وقتی که با دوست نباشد خسته است

منبع : برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج 11/صص122-123

    پی نوشت :
  • [1] - بحار، ج 1، ص 152.
  • [2] - ـ نهج‌البلاغه، نامه 49.
  • [3] - سوره ق، آیه 30.
  • [4] - نهج‌البلاغه، نامه 49.
  • [5] ـ بحار، ج 79، ص 193.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

رذایل اخلاقی

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS