دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چرایی آسان بودن بدی

وقتی می‌خواهیم کار خوب انجام دهیم، باید خیلی دقت کنیم تا همه اسباب و لوازم به درستی فراهم آید، اما وقتی می‌خواهیم کاری بد انجام دهیم، تنها نیاز است یکی از اسباب و معدات را به هم زنیم تا بدی تحقق یابد.
چرایی آسان بودن بدی
چرایی آسان بودن بدی
نویسنده: سنیه بهشتی

وقتی می‌خواهیم کار خوب انجام دهیم، باید خیلی دقت کنیم تا همه اسباب و لوازم به درستی فراهم آید، اما وقتی می‌خواهیم کاری بد انجام دهیم، تنها نیاز است یکی از اسباب و معدات را به هم زنیم تا بدی تحقق یابد.

کسانی هستند که از سخت بودن کارهای خوب گلایه می‌کنند و می‌گویند تا می‌خواهیم کار خوبی انجام دهیم، با چندین مشکل و مانع روبه رو هستیم ولی وقتی می‌خواهیم کار بد و زشتی را مرتکب شویم همه چیز به سادگی و آسانی تحقق می‌یابد. گاه چنان کار خوب انجام دادن سخت می‌شود که آدم از فکر آن هم پشیمان می‌گردد.

از قدیم گفته اند راهی که به بهشت می‌رود پر از سنگلاخ است و آدمی را می‌هراساند، ولی راه دوزخ پر از گل و گیاه است که آدمی را مجذوب خود می‌کند.

اصولاً انجام یک کار خوب افزون بر این که حسن فاعلی و نیت پسندیده و پاک و بی منت می‌خواهد، نیازمند اموری است که این حسن فعل تحقق یابد و کار نیک به سرانجام برسد. مثلاً برای این که نماز بخوانید می‌بایست چندین شرط را فراهم آورید تا ماشین تکاملی نماز ساخته و سرهم بندی شود؛ بدین معنی که باید نیت تقرب به خدا را داشته باشید، وضویی بسازید و جامه ظاهر و باطن را از آلودگی ها و نجاسات پاکسازی کنید و رو به قبله ارکان نماز یا همان «قنترس» یعنی قیام، نیت و تکبیره الاحرام و رکوع و سجود را بی کم و بیش عمدی و سهوی به جا آورید تا نمازی تحقق یابد و دستگیره و سبب و وسیله ای برای کمال فراهم آید.

اما برای خراب کردن همین نماز نیاز نیست تا کاری کنید، همین که ریا آمد، نماز پرید. از این جهت با کوچک ترین اراده ای می‌توان کار خوبی را خراب کرد و خوب را به بد تبدیل نمود.

اصلاح رابطه با خدا و تفویض و واگذاری امور به او

اکنون این پرسش مطرح می‌شود که چگونه خود را از این مشکل و معضل نجات دهیم و بتوانیم کار سخت و دشوار خوب بودن و نیکی کردن را به سادگی و آسانی انجام دهیم؟

براساس آموزه‌های قرآنی، برای حل این مشکل می‌توان راهی یافت که از آن به راه میانبر یاد می‌شود که همه امور سخت و دشوار را آسان می‌کند و همان گونه که کارهای بد به آسانی انجام می‌شود، کارهای خوب نیز آسان شده و در برابر انجام کارهای بد دشوار می‌شود. این راه همان واگذاری و تفویض امور به خداوند است تا خداوند در مقام تزکیه انسان بنشیند و خود عامل انجام کارها شود. البته این نیازمند این است که انسان خودسازی کند و به عنوان یک فراهم کننده، مقدماتی را فراهم آورد تا خداوند او را تزکیه یعنی پاکسازی کند و خود در مقام عامل و فاعل بنشیند.

برای رسیدن به این مهم لازم است تا انسان صداقت را در پیش گیرد و بداند که خداوند مالک و رب اوست و خود را واگذار به خدا کند تا خداوند کارهای او را به عهده گیرد و انجام دهد. این صداقت انسانی موجب می‌شود تا میان خدا و بنده اصلاحاتی انجام پذیرد و رابطه خدا و بنده از حالت معمولی خارج شود و به یک رابطه دیگری تبدیل شود به گونه ای که خداوند فاعل کار شود، چنان که در آیه 17 سوره انفال درباره تیر انداختن پیامبر(ص) آمده است.

امیرمومنان علی(ع) می‌فرماید: من اصلح ما بینه و بین الله اصلح الله ما بینه و بین الناس، و من اصلح امر آخرته اصلح الله له امر دنیاه، و من کان له من نفسه واعظ کان علیه من الله حافظ؛ کسی که میان خود و خدا را اصلاح کند، خداوند میان او و مردم را اصلاح خواهد نمود؛ و کسی که امر آخرتش را اصلاح کند، خدا امر دنیایش را اصلاح خواهد کرد؛ و کسی که از درون جانش واعظی داشته باشد، خداوند حافظی برای او قرار خواهد داد. (نهج البلاغه، کلمه86)

بنابراین، کوتاه‌ترین و ساده‌ترین راه برای این که خوبی و نیکی کردن برای آدمی آسان، و بدی و زشتی کردن برای او سخت و دشوار شود، این است که رابطه خود با خدا را براساس صداقت اصلاح نماید و خود را به خدا واگذار کند و او را وکیل خویش قرار دهد.

مقاله

نویسنده سنیه بهشتی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
Powered by TayaCMS