دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چیستی مرگ

No image
چیستی مرگ

كلمات كليدي : چيستي مرگ، مرگ، موت، نفس، توفي

نویسنده : مهدي جدي

در اندیشه اسلامی مرگ قانونی عمومی و قطعی است که شامل همه انسانها می‌گردد، قرآن کریم این حقیقت را این چنین بیان می‌کند:« کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْت‌» (آل عمران185) «هر کس مرگ را می‌چشد» در تحلیل این مسئله گفته شده معنا ندارد از یک سو موجودی برای آزمایش آفریده شده باشد و از سوی دیگر ابدی و جاودان و ثابت بماند یعنی اصل امتحان همیشه برای هدف است و هرگز خود آزمئن هدف نخواهد بود زیرا معقول نیست انسانی برای ابد در سرای آزمون و در جلسه امتحان باقی بماند.[1]

با این مقدمه سئوال مهم این است که حقیقت و ماهیت مرگ چیست؟ آیا مرگ به معنای از بین رفتن انسان است یا اینکه با آن مرحله دیگری از زندگی انسان شروع می‌شود؟ قبل از پرداختن به پاسخ این پرسش، باید توجه داشت که تفسیر ما از ماهیت مرگ کاملا به تفسیر ما از حقیقت انسان و نفس انسانی بستگی دارد. به عبارت دیگر ما هر تعریفی از انسان داشته باشیم ناچار باید مرگ او را نیز متناسب با آن تعریف کنیم. دو تفسیر رایج از انسان وجود دارد:

1. گروهی انسان را همان بدن مادی معرفی می‌کنند و هر شخص انسانی را مساوی با بدن وی می‌دانند، این گروه که منکر ماورای طبیعت‌اند و انسان را صرفا موجودی مادی می‌دانند مرگ بدن را پایان زندگی شخص انسانی قلمداد می‌کنند زیرا در انسان حقیقت دیگری وجود ندارد که از گزند فساد و تباهی مصون نباشد.در این اندیشه، زندگی انسان محدود به زندگی دنیوی است و مرگ انسان همان پایان یافتن زندگی دنیوی است. قرآن کریم سخن طرفداران این اندیشه را این چنین بیان می‌کند:

« ان هی الا حیاتنا الدنیا نموت و نحیی و ما نحن بمبعوثین » (مومنون 37)

غیر از این زندگی دنیا چیزی در کار نیست، پیوسته گروهی از ما می‌میرند و نسل دیگری جای آنها را می‌گیرد و ما هرگز برانگیخته نخواهیم شد.

2.گروهی که آدمی را متشکل از دو ساحت روح و بدن می‌دانند نزد اینان مرگ، تفسیر دیگری می‌یابد.در دیدگاه این گروه، حقیقت مرگ عبارت است از قطع ارتباط روح با بدن مادی و جسمانی او که در پی آن، روح از تدبیر بدن و تصرف در آن دست می‌کشد و به جهان دیگری منتقل می‌شود و در نتیجه بدن نیز متلاشی می‌شود.[2]

تحلیل عقلی مرگ

مساله مرگ را می‌توان از دو منظر علم طبیعی و فلسفه مورد بررسی قرار داد که نتیجه هر یک کاملا جدای از دیگری است. از منظر علم طبیعی و طب، مرگ‌های طبیعی به بازایستادن قوه غاذیه انسان و در نتیجه به اختلال اعضای بدن و قوای آن نسبت داده می‌شود. بر اساس این دیدگاه با توقف قوه غاذیه از عمل، بدن رو به کاستی گذاشته به سبب نرسیدن غذا به اعضای آن، قابلیت بقا را در عالم از دست می‌دهد و بدین ترتیب مرگ او فرا می‌رسد.در واقع علت اصلی مرگ به عدم قابلیت بدن برای تدبیر نفس باز می‌گردد نه بی‌نیاز شدن نفس از بدن مادی و طبیعی.[3]

از منظر فلسفه مرگ این‌چنین تبیین و تفسیر می‌شود:

موجودات ممکن به دو قسم مادی و مجرد یا ناقص و کامل تقسیم می‌شوند. موجود مجرد محکوم به حرکت و تغییر نیست و همواره به بقای علت فاعلی و غایی خود باقی است و لذا بحث مرگ در مورد آن مطرح نیست.اما موجودات مادی یا مرتبط به ماده، ذاتا در حرکت و تبدل و به سوی غایت خویش در حرکت‌اند.و چون برای هر حرکتی مقصدی است که با رسیدن به آن پایان می‌پذیرد انسان هم که جزئی از عالم طبیعت است، حرکتی دارد که با رسیدن به غایت و پایان آن مرگ او فرا می‌رسد.به تعبیر دیگر وقتی هر نفس انسانی با حرکت خود در عالم ماده، مسافت زندگی دنیوی را طی کرد و استعدادهای خود را فعلیت بخشید (چه فعلیت به سمت سعادت و جه به سمت شقاوت) و به مقصد چود نایل شد، از بدن طبیعی بی‌نیاز شده و برای ارتقاء به جهانی برتر آمادگی می‌یابد و با جدا شدن از بدن مادی به پایان سفر خود در دنیا رسیده وارد عالم دیگر که مقصد اوست، می‌شود.[4]

مثالی که می‌تواند این تبیین فلسفی را روشن‌تر سازد این است که انسان تا وقتی که در مرحله جنینی به سر می‌برد، وجود او همواره از نقص به سوی کمال در حرکت است و مسافت یا مسیر حرکت او هم رحم مادر است.هنگام گذر از این مسافت، به رحم نیازمند است و بدان تعلق دارد به طوری که اگر به دلایلی پیش از به پایان رساندن مسافت، از ادامه راه باز ماند، نارس و ناقص می‌ماند. اما با قطع این مسافت، ورود او به بیرون از رحم و لحظه میلاد فرا می‌رسد و وجود او چنان تغییر کرده که برای بقای خود به مقر جنینی، نیازی ندارد.[5]

طبق این تبیین و تفسیر، مر گبه معنای نابودی و از بین رفتن نیست بلکه انتقال از یک عالم وجودی به عالم وجودی دیگر و از نقصان به درجه‌ای از کمال است.

مرگ از دیدگاه آیات و روایات

قرآن کریم در مورد ماهیت مرگ تعبیر خاص «توفی»را بکار برده و از مرگ به عنوان «توفی»یاد کرده است:

«اللَّهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَ الَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنامِها فَیُمْسِکُ الَّتِی قَضی‌ عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَ یُرْسِلُ الْأُخْری‌ إِلی‌ أَجَلٍ مُسَمًّی إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون »(زمر42)‌

«خداوند ارواح را به هنگام" مرگ" قبض می‌کند، و ارواحی را که نمرده‌اند نیز به هنگام" خواب" می‌گیرد، سپس ارواح کسانی را که فرمان مرگ آنها را صادر کرده نگه می‌دارد، و ارواح دیگری را (که باید زنده بمانند) باز می‌گرداند تا سرآمد معینی، در این امر نشانه‌های روشنی است برای کسانی که تفکر می‌کنند.»

توفی در لغت از ماده «و ف ی» گرفته شده و به معنای دریافت کامل و بدون کم و کسر می‌باشد؛ «توفیت المال منه» یعنی تمام مال را بدون کم و کسر دریافت کردم.[6]از این تعبیر استفاده می‌شود که مرگ از نظر قرآن کریم تحویل گرفتن است یعنی انسان در حین مرگ، به تمام شخصیت و واقعیتش در تحویل ماموران الهی قرار دارد و آنان انسان را دریافت می‌کنندهمچنین مطالب زیر نیز قابل استنباط است

الف) مرگ نیستی و نابودی و فنا نیست، انتقال از عالمی به عالم دیگر و از نشئه‌ای به نشئه دیگر است و حیات انسان به گونه‌ای دیگر ادامه می‌یابد.

ب) آٰنچه شخصیت واقعی انسان را تشکیل می‌دهد و «من» واقعی او محسوب می‌شود، بدن مادی او نیست، زیرا بدن به جایی دیگر منتقل نمی‌شود و در همین جهان تدریجا از بین می‌رود. آن چیزی که شخصیت واقعی انسان را تشکیل می‌دهد و «من» واقعی او محسوب می‌شود، روح انسان است.

ج) روح انسان از نظر مقام و مرتبه وجودی در افقی مافوق افق ماده و مادیات قرار دارد یعنی روح، از جنس عالمی دیگر است که همان عالم ماوذای طبیعت می‌باشد. با مرگ، روح به عالمی دیگر، که از سنخ روح است، منتقل می‌شود و به تعبیر دیگر، هنگام مرگ، آن حقیقت مافوق مادی بازستانده و تحویل گرفته می‌شود.[7]

از دیدگاه روایات نیز مرگ، انعدام و نابودی نیست، بلکه آغاز حیاتی نوین و متفاوت با حیات پیشین است. به چند نمونه از این روایات اشاره می‌کنیم:

1. از امام حسن مجتبی وقتی از حقیقت مرگ سئوال شد، فرمودند:

« أَعْظَمُ سُرُورٍ یَرِدُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ إِذَا نُقِلُوا عَنْ دَارِ النَّکَدِ إِلَى نَعِیمِ الْأَبَدِ وَ أَعْظَمُ ثُبُورٍ یَرِدُ عَلَى

الْکَافِرِینَ إِذَا نُقِلُوا عَنْ جَنَّتِهِمْ إِلَى نَارٍ لَا تَبِیدُ وَ لَا تَنْفَدُ »[8]

بزرگترین سروری است که بر مومنان وارد می‌شود، چرا که از سرای سختی‌ها به نعمت‌ها همیشگی انتقال می‌یابند و بر کافران بزرگترین درد و مصیبت است، زیر ا از دنیا که بهشتش محسوب می‌داشتند به آتشی منتقل خواهند شد که هیچ نابودی و زوال ندارد.

2. امام حسین (ع) در روز عاشورا خطاب به یاران باوفایش فرمودند:

« صَبْراً بَنِی الْکِرَامِ فَمَا الْمَوْتُ إِلَّا قَنْطَرَةٌ یَعْبُرُ بِکُمْ عَنِ الْبُؤْسِ وَ الضَّرَّاءِ إِلَى الْجِنَانِ الْوَاسِطَةِ وَ النَّعِیمِ الدَّائِمَةِ »[9]

شکیبایی کنید ای فرزندان مردان بزرگوار، مرگ پلی است که شما را از ناراحتی‌ها و رنج‌ها به باغ‌های وسیع بهشت و نعمت‌های جاودان منتقل می‌کند.

3. پیامبر اکرم (ص) مرگ را در عبارتی شیرین و شیوا چنین وصف فرمودند:

« یا علی ... مَا خُلِقْتَ أَنْتَ وَ لَا هُمْ لِدَارِ الْفَنَاءِ بَلْ خُلِقْتُمْ لِدَارِ الْبَقَاءِ وَ لَکِنَّکُمْ تَنْتَقِلُونَ مِنْ دَارٍ إِلَى دَار »[10]

ای علی تو و مردم برای سرای فانی آفریده نشدید، بلکه برای بقل در سرای جاودان خلق گشته و از سرایی به سرایی دیگر منتقل خواهید شد.

مقاله

نویسنده مهدي جدي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
Powered by TayaCMS